تجارت بدون ریسک چیست؟


اینکوترمز چیست؟

اینکوترمز در واقع یک سری اصطلاحات بازرگانی برای راحت شدن تجارت بین الملل است. در این مقاله قصد داریم شما را مفصلا با اصطلاحات اینکوترمز آشنا کنیم:

شاید کلیات قوانین صادرات و واردات در هر کشوری شبیه به یکدیگر باشد اما همچنان اختلافات زیادی در آن وجود دارد.

به همین دلیل بازرگانان در حمل و نقل های بین المللی با یکدیگر دچار اختلاف میشوند.

برای حل این مشکلات یک سری مجموعه قوانین تعیین شد بنام اصطلاحات اینکوترمز

این اصطلاحات برای تفکیک هزینه‌ها و مسئولیت‌ها بین فروشنده و خریدار استفاده می‌شود.

هر دو طرف درگیر یک قرارداد تجاری چه برای قوانین داخلی و چه برای قوانین بین الملل موظف هستند تا از قوانین اینکوترمز پیروی کنند.

از اینکوترمز میتوان برای درک بهتر شرایط هر دو طرف و همچنین تعیین قوانین موجود در قرارداد استفاده کرد.

اینکوترمز به فارسی یعنی چه؟

International Commercial Terms = incoterms

اینکوترمز از ترکیب سه کلمه ی بالا تشکیل شده است.

مفهوم این سه واژه به فارسی یعنی اصطلاحات بین المللی بازرگانی

تاریخچه ی اینکوترمز

برای اولین بار قوانین اینکو ترمز در سال ۱۹۳۶ و توسط اتاق بازرگانی بین المللی ICC منتشر شد.

در ان زمان این قوانین incoterms 1936 نام گرفت.

این مجموعه به منظور تسهیل امور بازرگانی اصطلاحات اینکوترمز را تبیین کرد تا بازرگانان با وجود اختلاف کمتری با یکدیگر تجارت کنند و از سردرگمی قوانین مختلف در هر کشور نیز نجات پیدا کنند.

از ان زمان تا به امروز اینکوترمز به یک استاندارد قرار دادی مقبول در سراسر جهان تبدیل شده است.

این قوانین در هر دوره رفع اشکال و آپدیت میشوند تا بتواند کاملا جهان شمول شود.

اینکوترمز تاکنون در سال های ۱۹۵۳ ، ۱۹۶۷ ، ۱۹۷۶ ، ۱۹۸۰ ، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ آپدیت و اصلاح شده است.

اینکوترمز شامل چه مسائلی میشود؟

  • تعیین حدود مسئولیت‌های طرفین
  • هزینه‌ها برای هر دو طرف قرارداد
  • روشن شدن ریسک‌های تجاری بین فروشنده و خریدار
  • جلوگیری از اختلافهای ناشی، از تفسیرات چندگانه ی اصطلاحات در قراردادهای تجاری

اینکوترمز در چه رشته هایی از بازرگانی وارد شده است؟

پرداختن به تمامی مسائل مربوط به :

  • حمل کالا
  • ترخیص کالا
  • صادرات
  • واردات
  • تعیین مسئولیت پرداخت
  • تعیین ریسک حمل‌ونقل کالا در مرحله های مختلف انتقال کالا از سوی فروشنده به خریدارآن

عدم آشنایی با قوانین اینکوترمز

هر تاجری موظف است تا برای آپدیت بودن با تمامی قوانین اینکوترمز آشنا شود. چرا که این قوانین در اصل به نفع تجار طراحی شده اند و به آنان کمک میکند تا با دردسر ها و اختلافات کمتری با تاجران کشورهای دیگر به امور بازرگانی بپردازند.

بازرگانان در صورتی که اگاهی درست از قوانین اینکوترمز نداشته باشند علاوه براتلاف وقت زیاد ضررهای مالی هنگفتی نیز در کارهای خود مثل واردات کالا باید بپردازند.

ترم‌های اینکوترمز

به طور کلی ترم های اینکوترمز در ۴ دسته ی اصلی طبقه بندی میشوند که در زیر به آنها اشاره میکنیم:

  • گروه E یا نام دیگر آن که EXWمیباشد
  • گروه F که شامل FCA- FAS- FOB میشود
  • گروه C که شامل CFR– CIF – CPT – CIPمیشود
  • گروه D که شامل DAF – DES – DEQ – DDU – DDPمیشود.

تفسیر ترم های اینکوترمز

EXW یا EX-WORK (تحویل درب کارخانه)

در این روش فروشنده تنها مسئولیت تحویل کالا به مشتری جلوی درب کارخانه را دارد. یعنی فروشنده در انبار و یا محل تولید کالا محصول را تحویل خریدار میدهد.

فروشنده باید کالا را مطابق قرارداد بسته بندی و سالم تحویل خریدار بدهد.

تمامی مسئولیت ها از این لحظه به بعد مشمول خود خریدار میشود.

این مسئولیت ها عبارتند از:

  • بارگیری
  • حمل و نقل
  • بیمه
  • گمرک
  • ریسک حمل و …

در واقع در این روش خریدار تعهد دارد تا کالا را از مبدا به مقصد تحویل داده و تمامی مخاطرات آنرا بپذیرد.

این روش در تمامی شیوه های حمل و نقل قابل استفاده است.

محل دقیق تحویل بار باید در قرارداد مفصلا و واضح ذکر شود تا ریسک خریدار را کمتر کند.

از هنگام بارگیری تا تحویل کالا در مقصد هر مشکلی برای بار بوجود بیاید تمامی مسئولیت های آن متوجه خریدار میباشد.

نکته: ترجیحا از این روش برای صادرات بین المللی کالا استفاده نکنید. این روش بیشتر مناسب معاملات داخلی است.

گروه F اینکوترمز

به طور کلی تمامی جابه جایی کالا در روشهای این گروه منوط به نتخاب مکان تحویل توسط خریدار است.

FCA یا FREE CARRIER : تحویل در محل تعیین شده در کشور مبدا

در این روش دقیقا زمانی فروشنده مسئولیتش به پایان میرسد که کالا فرایندهای صادرات را پشت سر گذاشته باشد، تشریفات گمرکی انجام شده باشد و بار تحویل حامل شده تجارت بدون ریسک چیست؟ باشد.

این که حامل کیست و در کجا بار به او باید تحویل داده شود توسط خریدار تعیین شده و در قرارداد باید ذکر شود.

پس از تحویل بار به حامل فروشنده رفع مسئولیت کرده و دیگر هیچ مسئولیتی بر عهده ی وی نیست.

از اینجا به بعد تمامی مسئولیت ها و ریسک ها بر عهده ی خریدار میباشد.

نقطه تجارت بدون ریسک چیست؟ ی ریسک این فرآیند زمان حمل بار است.

تمامی هزینه های مربوط به حمل و بیمه نیز با خریدار است.

در این روش نیز خریدار میتواند از تمامی شیوه های حمل و نقل استفاده کند.

توصیه میشود برای جلوگیری از هرگونه مشکل محل دقیق تحویل کالا در قرارداد مشخص شود.

مسئولیت تمامی مراحل صادرات کالا در این روش بر عهده ی فروشنده میباشد.

FAS یا Free Alongside Ship : تحویل در کنار کشتی

دراین روش دقیقا زمانی مسئولیت فروشنده به پایان میرسد که کالا در کنار کشتی در مبدا مقصد و روی اسکله تحویل داده شود.

تمامی هزینه های مربوط به حمل و بیمه و بازرسی کالا بر عهده ی خریدار است.

کلیه ریسک های ناشی از صدمه دیدن کالا حین بارگیری و حمل بر عهده ی خریدار است.

این روش تنها مناسب حمل و نقل دریایی و یا حمل در آبراه های کشور میباشد.

اگر محل دقیق تحویل کالا در قرارداد مشخص نشود ممکن است فروشنده کالا را در جایی تحویل بدهد که راحت تر است پس به این نکته حتما توجه ویژه ای داشته باشید.

FOB یا Free On Board : تحویل کالا در عرشه کشتی در مبدأ

زمانی مسئولیت فروشنده به پایان میرسد که کالا از نرده ی کشتی وارد آن شود.

تمامی هزینه های مربوط به حمل ، بیمه و بازرسی بر عهده ی خریدار میباشد.

این روش تنها مختص حمل دریایی و آبراهه ها میباشد.

تحویل کالا در عرشه ی کشتی توسط هر دو طرف قرار داد مشخص میشود که در کدام بندر صورت بگیرد.

گروه C اینکوترمز

در روش های این گروه فروشنده موظف است تا تمامی هزینه های انتقال کالا تا مقصد را متقبل شود اما تمامی ریسک ها،فقدان و یا خسارات کالا مربوط به خریدار است.

میتوان گفت در این روش تقریبا تقسیم مسئولیت اتفاق میفتد.

CFR یا Cost and Freight : هزینه و کرایه حمل تا مقصد

این روش همان c&f سابق است با این تفاوت که حمل و نقل آن دریایی صورت میگیرد.

مسئولیت فروشنده زمانی به اتمام میرسد که کالا از روی نرده ی کشتی عبور کند و اصطلاحا بارگیری شود.

هزینه ی حمل با فروشنده است.

هزینه ی بیمه با خریدار است.

CIF یا Cost , Insurance and Freight :هزینه ، بیمه و کرایه حمل تا مقصد

این روش مخصوص حمل دریایی میباشد.

پس از عبور کالا از نرده ی کشتی و بارگیری آن مسئولیت فروشنده به اتمام میرسد.

هزینه ی حمل و همچنین بیمه ی کالا با فروشنده است.

فروشنده موظف است تا کالا ها را در بندر مقصد تعیین شده تحویل تحویل گیرنده دهد.

نقطه انتقال ریسک این روش دقیقا نرده کشتی در بندر مبدا میباشد.

CPT یا Carriage Paid To : تحویل با پرداخت کرایه حمل تا مقصد

کرایه ی حمل کالا طبق مقصد تعیین شده کاملا به عهده ی فروشنده میباشد.

بیشتر از این روش برای حمل های زمینی و هوایی استفاده میشود.

زمانی مسئولیت فروشنده به پایان میرسد که وی کالا را تحویل اولین حمل کننده بدهد.

از این لحظه به بعد ریسک حمل با خریدار است.

هزینه ی بیمه و عقد قرارداد بازرسی با خریدار است.

فروشنده هیچ گونه مسئولیتی در برابر بیمه شدن کالا ندارد.

از این روش بیشتر برای حمل های مرکب استفاده میشود که در آن از ندین روش حمل استفاده شود.

CIP : Carriage and Insurance Paid to تحویل با پرداخت کرایه حمل و بیمه تا مقصد

این روش بیشتر مناسب حمل مرکب است.

زمانی که فروشنده کالا را دقیقا به همان نقطه ای که در قرارداد با خریدار توافق کرده میرساند ریسک این روش به پایان میرسد.

در این مرحله فروشنده کالا را به حامل و یا فرد دیگری که از طرف خریدار در قرارداد به عنوان تحویل گیرنده تعیین شده تحویل میدهد.

تمامی هزینه های مربوط به بیمه و حمل کالا کاملا بر عهده ی فروشنده میباشد.

عقد قرارداد بازرسی و تمامی هزینه های مربوط به بازرسی بر عهده ی خریدار است.

در این روش نیز دو نوع مقصد وجود دارد. مقصد اول کالا تحویل حامل میشود و ریسک ادامه ی آن با خریدار است. مقصد دوم محلی است که مقصد نهایی کالا محسوب میشود و فروشنده همچنان موظف است کالا را به این نقطه برساند.

گروه D اینکوترمز

در این روش ها فروشنده موظف است کالا را به مقصد رسانده و همچنین تمامی ریسک ها و هزینه های مربوط به کالا بر عهده ی فروشنده است.

DES یا Delivered Ex Ship : تحویل کالا در عرشه کشتی واقع در مقصد

در این روش فروشنده کالا را داخل عرشه ی کشتی در بندر مورد نظر مقصد به خریدار تحویل میدهد. تمامی امور مربوط به ترخیص کالا و هزینه های آن در این روش بر عهده ی خریدار میباشد.

DDU یا Delivered Duty Unpaid : تحویل کالا در مقصد بدون پرداختن عوارض و حقوق گمرکی

در این روش فروشنده میتواند کالاها را در کشور مقصد بدون اینکه امور مربوط به ترخیص کالا را انجام دهد برای ورود تحویل بدهد.

DEQ یا Delivered Ex Quay : تحویل کالا در اسکله ی مقصد

در این روش فروشنده میتواند بعد از اینکه کالاها را به اسکله منتقل کرد و تمامی عوارض مربوط به انتقال را نیز پرداخت نمود کالا را در مقصد تعیین شده به خریدار تحویل بدهد.

DAF یا Delivered At Frontier : تحویل در مرز تعیین شده

بیشتر از این روش برای حمل و نقل راه آهن استفاده میشود. در این حمل میتوان یک سند سراسری از راه آهن دریافت کرد که در آن تمامی عملیات حمل تا مقصد نهایی دربرگرفته شده باشد. همچنین کالا را برای آن مدت بیمه کند.

DDP یا Delivered Duty Paid : تحویل در مقصد با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی.

در روش آخر فروشنده کالا را باید پس از ترخیص و انجام تمامی امور مربوط به ان و همچنین پرداخت عوارض گمرکی به خریدار تحویل بدهد.

فرانچایز چیست ، فرصت سرمایه گذاری با اعطای امتیاز

فرنچایزینگ Franchising به عنوان یک شیوه ورود به بازارهای خارجی، شبیه به اخذ نمایندگی می باشد و یکی از بهترین سرمایه گذاری ها در کسب و کار است . در یک قرارداد فرنچایز، امتیاز دهنده (Franchisor) به امتیاز گیرنده (Franchisee) حق استفاده از یک اختراع یا نوآوری (Patent)، نشان تجاری، فرمول محصول، نام شرکت یا هر چیز دیگر را واگذار می کند.

علاوه بر امتیاز دهنده، کمک‌های عملیاتی و مدیریتی (نظیر مواد خام، تجهیزات، آموزش و منابع مالی) را نیز در اختیار امتیاز گیرنده قرار می‌دهد. از طرفی امتیازدهنده مبلغی معین و یا درصدی از فروش را به عنوان حق امتیاز دریافت می کند. فرانچایزینگ مفهومی در بازاریابی بین‌الملل است که توسط سازمان‌ها به عنوان شیوه‌ای برای توسعه فعالیت‌های تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.این شیوه از بازاریابی اجازه استفاده از دانش فنی، روش‌های عملیاتی، برند یا حقوق انحصاری را در اختیار شرکت دیگری قرار می‌دهد.

از دهه ۱۹۴۰ نوع جدیدی از فرنچایزینگ به نام «فرنچایزینگ تجاری» به وجود آمد. فرنچایزینگ تجاری که ابتدا در امریکا ایجاد شد، دربرگیرنده «ارتباط مداوم بین امتیاز دهنده و امتیاز گیردنده بود، که نه تنها شامل تبادل محصول، خدمت و نشان تجاری می شد، بلکه تمام جوانب تجارت و … برنامه استراتژی بازاریابی، کتابچه راهنمای عملیاتی و استانداردها، کنترل، کیفیت و تداوم در ارتباط متقابل را در بر می گرفت.

تاریخچه فرانچایز

یکی از برترین اختراعات تجارت، فرانچایز (Franchise) است. فرانچایز را نخستین بار فردی به نام سینگر (Singer) در سال ۱۸۵۰ ارائه داده است. سینگر همانی است که بسیاری از ایرانیان با چرخ‌های خیاطی آن آشنایی دارند.

اما مهم‌تر از محصولات او و شرکت‌اش مفهومی اساسی است که در سال ۱۸۵۰ به دنیا آمده است. برای آن‌که روشن‌تر ببینیم سال ۱۸۵۰ یعنی چند سال قبل، یادآوری می‌کنم که شهر‌های لس‌آنجلس و سان‌فرانسیسکو در این سال به‌ وجود آمده‌اند و حتی ایالت کالیفرنیا در این سال شناسایی شده‌ است.
فرانچایز در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم میلادی با ظهور غول‌هایی نظیر H. & R. Block، Holiday Inns، Roto-Rooter، Dunkin Donuts، McDonalds، Burger King، Lee Myles، Midas، ۷-Eleven، Dunhill Personnel، Baskin-Robbins، Wendy’s، Kentucky Fried Chicken، Pearle Vision Center و Sheraton اتفاق افتاد.

تعریف

اما این فرانچایز چیست که این‌قدر مهم است؟ در فارسی کاربرد این واژه در تجارت به معنای «حق انحصاری» ترجمه شده است.
در واقع فرانچایز راهی برای انجام کسب و کار است که در آن فرانچایز گیرنده این حق را بدست آورده است که برای ارائه کالا یا خدمات و توزیع محصولات، تحت مدل بازاریابی فرانچایز دهنده عمل نماید. فرانچایز دهنده به فرانچایز گیرنده حق استفاده از علامت تجاری، نام و تبلیغات خود را می‌دهد.
تعریفی دیگری برای فرانچایز عنوان شده و از مقبولیت فراوان برخوردار است. فرانچایزینگ استفاده از فلسفه کسب و کار فرد دیگری است به این معنا که فرانچایز دهنده امتیاز توزیع و ارائه محصولات یا خدمات و علامت تجاری خود را برای مدتی مشخص در ازای دریافت حق امتیاز و درصدی از درآمد ناخالص به فرانچایز گیرنده ارائه می‌دهد.

کاربرد

فرانچایزینگ مدلی امتحان شده از در مدیریت ریسک کسب و کار است و به همین دلیل ریسک کمی دارد. اگر شما می‌خواهید یک رستوران راه‌اندازی کنید ولی مطمئین نیستید که غذای شما را مردم می‌خرند یا نه می‌توانید یک فرانچایز غذایی بخرید. به این ترتیب ریسک حداقل می‌شود و البته شما با ریسک کمتر به احتمال زیاد سود کمتری هم به‌دست می‌آورید. چرا که بخشی از درآمد خود را با فرانچایز دهنده تقسیم می‌کنید.

فرانچایزینگ به هر حال امروزه الگویی پذیرفته شده است. جالب است بدانید که در حال حاضر حدود ۱۷ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا در کسب و کار‌های فرانچایز به‌وجود می‌آید. تنوع فرانچایز را نباید به چند شرکت شناخته شده نظیر مک‌دونالد محدود کرد. در آمریکا در ۶۵ رشته مختلف تجاری فرانچایز ایجاد شده است از رستوران تا آرایشگاه حیوانات و از آژانس مسافرتی تا موسسه کفن و دفن.

چگونه فرانچایز بگیریم

قدم نخست این است که صنعت یا شاخه کاری مورد علاقه خود را انتخاب کنید. قدم بعدی تطبیق میزان سرمایه است، یعنی حرفه مورد نظر را با سرمایه خود تطبیق دهید. توجه داشته باشید که به طور معمول فرانچایز دهنده تخمینی از میزان سرمایه مورد نیاز در اختیار شما قرار می‌دهند که به نسبت درست است. درصد کمی خطا را فرض کنید تا احتیاط را از دست نداده باشید.

پس از اخذ نمایندگی فرانچایز دهنده در کنار شماست، به طور معمول این خدمات را فرانچایز دهنده برای شما انجام می‌دهد: آموزش پرسنل، کمک برای پیدا کردن محل مناسب به منظور راه‌اندازی کسب و کار، کمک به تجهیز و راه‌اندازی کسب و کار، تبلیغات، تامین مواد اولیه و مواد مصرفی مورد نیاز و ایجاد سیستم‌های اطلاعاتی نظیر انبار و حسابداری.

حق نمایندگی و فرانچایز هُنُنُی دونات

با افتخار می گوییم جزء معدود برندهای ایرانی هستیم که ۱۰۰ درصد مسیر موفقیت را در قالب یک فرانچایز واقعی به مخاطبان خود تحویل می دهیم و موفقیت ایشان را ضمانت می کنیم. بزرگترین خدمتی که یک گروه زنجیره ای به یک متقاضی می تواند انجام دهد این است که حداقل بعد از یک سال شما را به یک مدیر کسب و کار حرفه ای تبدیل کرده باشد که این خود تضمین کننده آینده شغلی شما است و در آینده در هر کار دیگری وارد شوید موفق خواهید شد چون راه و رسم کاسبی را یاد گرفته اید.

گروه کافی شاپ های زنجیره ای هُنُنُی دونات به عنوان یک فرانچایز موفق , بهترین سرمایه گذاری در ایران آماده ارائه خدمات به تمامی متقاضیان این مدل کسب و کار بوده و مشاوران کسب و کار گروه زنجیره ای هُنُنُی دونات بر اساس رعایت اصول اخلاق حرفه ای، ارائه بهترین راهکار و مشاوره جهت انجام یک سرمایه گذاری امن و بدون ریسک بر اساس تجارب راه اندازی کسب و کار نوین هُنُنُی دونات در ایران می باشد.

خاطر نشان می گردد چنانچه بر اساس اصول فوق، سرمایه گذاری و اخذ نمایندگی هننی دونات، به هر دلیلی به نفع شخص درخواست کننده نباشد، مشاوران گروه زنجیره ای هُنُنُی دونات، با ارائه توجیهات و راهنمایی های منطقی و لازم و رعایت اصل صداقت، شما را از سرمایه گذاری در مجموعه هُنُنُی دونات منصرف خواهند نمود.

مدیران و سرمایه گذارانی که دنبال سرمایه گزاری کم ریسک و مطمئن هستند اکنون میتوانید با پیش زمینه ای از مدل کسب و کار ما با مشاوران ما صحبت کنند و به گروه کافی شاپ های زنجیره ای هننی دونات بپیوندند

ریسک و انواع آن

مدیریت ریسک

بانک ها و موسسات مالی در سراسر دنیا و در اقتصاد های گوناگون کشور ها، به عنوان ارکان مهم و اثر گذار در انواع فعالیت های اقتصادی و بازرگانی شناخته می شوند.

اکثر اشخاص برای سپرده گذاری یا استقراض وجه نقد، با این نوع از نهاد ها سر و کار دارند و همچنین در کنار آن، دولت و مراجع نظارتی مالی، با ایجاد رابطه نزدیک با این موسسات، در صدد تثبیت سیاست های پولی و مالی و کسب اعتماد از توانایی و اثر بخشی مقرراتی که برای تامین سلامت اقتصادی و مالی جامعه وضع شده، می باشند.

در این بین، شناسایی انواع ریسک و خطراتی که عملیات گوناگون بانک ها و موسسات اعتباری را تحت شعاع خود قرار می دهد، یکی از ابزار هایی است که مدیریت ارشد می تواند با استفاده از آن، از وقوع خطرات احتمالی جلوگیری نموده و یا دامنه آسیب رسانی آنها را تا میزان قابل قبولی کاهش دهد که تحت عنوان مدیریت ریسک مورد استفاده قرار می گیرد.

مفهوم ریسک:

در واقع می توان گفت که ریسک ها حاصل از قرار گرفتن نهاد های مالی در برابر عدم قطعیت ها و عدم اطمینان از نتیجه رخداد ها می باشند. برخی مواقع می توان به کمک تحلیل های آماری، احتمال وقوع هر یک از نتایج محتمل را برآورد نموده و پیامد های آن را تا حدی پیش بینی تجارت بدون ریسک چیست؟ کرد.

کاملا واضح و مشخص است که هر اندازه این بررسی ها جزئی و دقیق تر باشند و جنبه های مختلف را در نظر گرفته بگیرند، نتایج به دست آمده از فضای عدم اطمینان مطلق به سمت عدم اطمینان های نسبی حرکت خواهد نمود.

ماهیت و اثر ریسک:

اثر ریسک دارای سه نوع ماهیت متفاوت زیر می باشد:

  1. ریسک کوتاه مدت: این نوع ریسک به ریسک ناشی از عملیات و فعالیت ها مرتبط است.
  2. ریسک میان مدت: این نوع ریسک به تاکتیک های شرکت مرتبط است.
  3. ریسک بلند مدت: این نوع ریسک به استراتژی های کلی شرکت مرتبط است.

مدیریت ریسک:

اصطلاح مدیریت ریسک در تمامی کسب و کار ها شامل روش ها و فرآیند هایی می باشد که سازمان ها به منظور مدیریت انواع ریسک و استفاده از فرصت هایی که منجر به دست یابی به اهداف خاص بیزینس خاص خود استفاده می کنند.

بنابراین می توان گفت که مدیریت ریسک سرمایه گذاری به عنوان یکی از اصلی ترین زیر شاخه های مدیریت ریسک هم در سطح جزئی و هم در سطح کلی قابل استفاده است.

موسسه مشاوران مطالعه مقاله ارزیابی ریسک را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

مدیریت ریسک و انواع آن

مدیریت ریسک و انواع آن

انواع ریسک:

در حالت کلی دسته بندی های مختلفی برای انواع ریسک در منابع گوناگون ارائه شده است که یکی از آنها، ریسک های تجاری (Business Risk) و ریسک های غیر تجاری (Non-Business Risk) می باشد.

ریسک ‌های تجاری، به ریسک‌ هایی گفته می شود که یک بنگاه یا کسب و کار، کاملا به آن واقف است و از آن برای ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای سهامداران استفاده می نماید، در حالی که ریسک هایی که کسب و کار کنترلی روی آنها ندارد، ریسک های غیر تجاری نامیده می شود.

ریسک‌ های مالی (Financial Risks) در گروه ریسک ‌های تجاری قرار دارند که از زیان‌ های احتمالی در بازار های مالی ناشی می شوند.

ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک:

دسته بندی دیگری از انواع ریسک که به طور خاص روی ریسک های مالی تعریف می شود، عبارت است از ریسک های سیستماتیک (Systematic Risks) و ریسک های غیر سیستماتیک (Nonsystematic Risks).

ریسک های سیستماتیک یا تنوع ناپذیر (Nondiversifiable Risks) عبارتند از ریسک هایی که تمامی اوراق بهادار را تحت تاثیر خود قرار می دهند.

انواع ریسک سیستماتیک:

  • ریسک نرخ بهره
  • ریسک تورم
  • ریسک نرخ ارز
  • ریسک سیاسی
  • ریسک بازار

ریسک های غیر سیستماتیک یا اصطلاحا تنوع پذیر (Diversifiable Risks) آنهایی هستند که بر یک یا چند نوع اوراق بهادار اثر گذار می باشند.

انواع ریسک غیر سیستماتیک:

  • ریسک های اعتباری
  • ریسک های تجاری
  • ریسک های مالی
  • ریسک های نقدینگی
  • ریسک های عملیاتی

درواقع مطابق دسته بندی فوق، ریسک کلی یک دارایی یا یک کسب و کار به صورت زیر در نظر گرفته می شود:

ریسک های قابل اجتناب (غیر سیستماتیک) + ریسک های غیر قابل اجتناب (سیستماتیک) = ریسک کلی

و از آنجایی که عوامل سیستماتیک از شرایط کلی بازار و عوامل غیر سیستماتیک از شرایط خاص یک کسب و کار ناشی می شوند، می توان گفت:

ریسک کلی یک دارایی = ریسک های مختص شرکت + ریسک های بازار

همان گونه که پیش تر بیان شد، ریسک های مختلفی در دل ریسک های سیستماتیک و غیر سیستماتیک وجود دارد که شرح آنها در منابع مختلف ارزیابی و مدیریت ریسک گنجانده شده است.

در این میان چهار ریسک اصلی موجود هستند که تاثیر گذاری بیشتری نسبت به بقیه دارند و در بحث اندازه گیری و مدیریت ریسک نقش پررنگ تری را ایفا می کنند که در ادامه مطلب به آنها پرداخته شده است.

ریسک های بازار:

ریسک بازار، به ریسک های زیان ناشی از حرکات یا نوسانات غیر منتظره در قیمت ها یا نرخ های بازار گفته می شود.

در حالت کلی نمی توان ریسک بازار را از ریسک هایی هم چون ریسک اعتباری و عملیاتی تفکیک نمود زیرا گاهی اوقات این ریسک ها، خودشان منشا ایجاد ریسک بازار هستند.

ریسک های اعتباری:

این نوع، ماحصل این رویداد هستند که طرف قرارداد، نخواهد یا نتواند به مواردی که در قرارداد به آنها متعهد شده است، عمل نماید.

تاثیر ریسک های اعتباری با هزینه جایگزینی وجه نقد ناشی از نکول (Default) طرف قرارداد سنجیده می شود.

این ضرر شامل احتمال نکول (Probability of Default)، مبلغ تحت نکول (Exposure at Default) و نرخ بازیافت (Recovery Rate) می شود.

به بیان دیگر می توان گفت که ریسک های اعتباری، ضرر های محتملی هستند که در اثر یک رخداد اعتباری اتفاق افتاده باشند، که رخداد اعتباری نیز زمانی که توانایی طرف قرارداد در انجام تعهداتش تغییر کند، اتفاق می افتد.

علاوه بر این، ریسک اعتباری شامل ریسک دولت ها زمانی که روی نرخ های برابری ارز اعمال نظر می کنند نیز می گردد.

موسسه مشاوران مطالعه مقاله ریسک شرکت های حسابداری را به شما عزیزان پیشنهاد می کند.

ریسک های اعتباری

ریسک های اعتباری

ریسک های نقدینگی:

ریسک های نقدینگی در حالت کلی دو صورت دارند:

ریسک نقدینگی دارایی یا Asset Liquidity Risk:

ریسک نقدینگی دارایی که گاه با عنوان ریسک نقدینگی بازار-محصول نیز نامیده می شود زمانی که معامله با قیمت رایج بازار قابل انجام نباشد، ظاهر شده و بین طبقات دارایی های مختلف در زمان های متفاوت، نسبت به شرایط بازار می تواند تغییر کند.

ریسک های نقدینگی تامین مالی یا Funding Liquidity Risk:

که ریسک‌ جریان وجه نقد (Cash Flow Risk) نیز نامیده می شود، به ناتوانی پرداخت تعهدات بر می گردد، که می تواند به نقد کردن سریع و تبدیل ضرر روی کاغذ به ضرر واقعی، منجر شود.

ریسک های عملیاتی:

ریسک عملیاتی همان گونه که از نامش مشخص است، ناشی از اشتباهات و خطا های فنی حین عملیات کسب و کار است.

اشتباهات مدیریتی، فقدان تجربه و دانش کافی از حوزه کسب و کار، نقص در اطلاعات، مشکل در پردازش داده ها و معاملات و غیره، همگی می توانند سر منشا ریسک های عملیاتی تلقی شوند.

باید توجه داشت که عواقب ریسک عملیاتی اما تنها مختص فرآیند های عملیاتی کسب و کار نخواهد بود و گاه منجر به ریسک های اعتباری و بازار نیز می تواند گردد.

اگر این مطلب برای شما رضایت بخش بوده است، مطالعه مقاله کشف تقلب را به شما پیشنهاد می کنیم.

برای هر کسب و کاری، هزینه سرمایه یکی از اجزای مهم حسابداری و تحلیل مالی محسوب می‌شود. برای کسب و کارهایی که با موفقیت امور مالی خود را مدیریت می کنند، هزینه سرمایه باید کمترین میزان ممکن باشد. در ادامه این مطلب در مورد هزینه سـرمایه و اهمیت آن بیشتر صحبت خواهیم کرد. همچنین فرمول محاسبه هزینـه سرمایه را با ذکر چند مثال توضیح می‌دهیم تا شما نیز بتوانید برای کسب و کار خود، هزینه سرمایه‌تان را حساب کنید.

سرمایه معنای بسیار گسترده ای دارد و می تواند شامل هر چیزی باشد که به صاحبش ارزش یا منفعت می‌بخشد. برای مثال، یک کارخانه و ماشین آلات آن، مالکیت معنوی مانند حق ثبت اختراع یا دارایی‌های مالی یک کسب و کار یا یک فرد را باید سرمایه در نظر گرفت. هرچند می‌توان خود پول را به عنوان سرمایه تعریف کرد، اما سرمایه اغلب با پول نقدی مرتبط است که برای مقاصد تولیدی یا سرمایه گذاری به کار گرفته می‌شود.


سرمایه همان پولی است که یک کسب و کار در اختیار دارد تا برای پیشبرد فعالیت‌ها و عملیات روزانه خود بپردازد و رشد آینده خود را تأمین کند.

به طور کلی، سرمایه یک جزء حیاتی برای اداره یک کسب و کار و تضمین کننده رشد آن کسب و کار در بلندمدت است. سرمایه یک کسب و کار ممکن است از عملیات تجاری آن حاصل شود یا از طریق قرض یا فروش سهام تامین شود. هنگام بودجه بندی، همه کسب و کارها، فعال در هر حوزه‌ای و در هر اندازه‌ای، معمولاً بر سه نوع سرمایه تمرکز می‌کنند: سرمایه در گردش، سرمایه سهام و سرمایه قرضی. در صنایع مالی، یک کسب و کار سرمایه تجاری خود را به عنوان جزء چهارم شناسایی می‌کند.

هزینه سرمایه چیست؟

منظور از هزینه سرمایه میزان بازدهی یا بازگشت سرمایه‌ای است که یک شرکت از یک سرمایه گذاری خاص انتظار دارد تا ارزش مصرف منابع را داشته باشد. به عبارت دیگر، هزینه سرمایه، نرخ بازگشت یک سرمایه را برای ترغیب سرمایه گذاران برای تامین مالی یک پروژه تعیین می‌کند.

هزینه سرمایه برای محاسبه حداقل بازدهی یک شرکت به کار می‌رود که برای توجیه انجام یک پروژه بودجه ریزی سرمایه، مانند ساخت یک کارخانه جدید، ضروری است. اصطلاح “هزینه سرمایه” توسط تحلیلگران و سرمایه گذاران استفاده می‌شود، اما همیشه ارزیابی این موضوع است که آیا یک تصمیم پیش بینی شده می‌تواند با هزینه آن توجیه شود یا خیر. سرمایه گذاران همچنین ممکن است از این اصطلاح برای اشاره به ارزیابی بازده بالقوه یک سرمایه گذاری در رابطه با هزینه و خطرات آن استفاده کنند.

هزینه سرمایه تا حد بسیار زیادی به نوع تامین مالی شرکت‌ها بستگی دارد. یک شرکت یا کسب و کار می‌تواند از طریق وام، اعتبار و یا از طریق فروش سهام سرمایه خود را تامین کند. با این حال، اکثر شرکت‌ها ترکیبی از روش‌های مختلف تامین مالی را به کار می‌گیرند. بنابراین هزینه سرمایه، از میانگین موزون تمام منابع مالی یک شرکت حاصل می‌شود.


منابع هزینه سرمایه

معمولا، منبع سرمایه به کار گرفته شده توسط شرکت‌ها از این چهار طریق حاصل می‌شود:

سرمایه حاصل از فروش سهام

سرمایه سهام ترجیحی

چرا هزینه سرمایه اهمیت دارد؟

بیشتر کسب و کارها برای رشد و توسعه خود تلاش می‌کنند و ممکن است گزینه‌ها و راه‌های زیادی را امتحان کنند: گسترش و توسعه یک کارخانه، حذف کردن یک رقیب، ایجاد یک محصول یا سرویس جدید، ایجاد و راه اندازی شعب بیشتر و بزرگ‌تر و… . قبل از اینکه شرکت در مورد هر یک از این گزینه ها تصمیم بگیرد، هزینه سرمایه برای هر پروژه پیشنهادی را تعیین می‌کند.

تعیین هزینه سرمایه نشان می‌دهد که چقدر طول می‌کشد تا هزینه‌های یک پروژه تسویه شوند و در آینده، چقدر قرار است به صاحبان شرکت و سهامداران آن سود بدهد. البته چنین پیش بینی‌هایی همیشه تخمینی هستند. اما در هر صورت، هر شرکت و کسب و کاری باید از یک روش و قاعده منطقی برای انتخاب بین گزینه‌ها پیروی کند.

از دیدگاه یک سرمایه گذار، هزینه سرمایه ارزیابی میزان بازدهی است که می‌توان از خرید سهام یا هر سرمایه گذاری دیگری انتظار داشت. این یک مقدار تخمینی است و ممکن است شامل بهترین و بدترین احتمالات باشد. یک سرمایه گذار ممکن است به نوسانات (بتا) نتایج مالی یک شرکت نگاه کند و نتیجه بگیرد که آیا هزینه سرمایه گذاری در این سهام با بازده احتمالی آن توجیه می‌شود یا خیر.

به طور خلاصه، اهمیت هزینه سرمایه را می‌توان در این موارد خلاصه کرد:

هزینه سرمایه بر تصمیم گیری مدیران شرکت برای سرمایه گذاری تأثیر می‌گذارد.

هزینه سرمایه بر ارزش گذاری شرکت تأثیر می‌گذارد. شرکت‌هایی که هزینه سرمایه آن‌ها روبه رشد و افزایش است می‌توانند ریسک‌های بالاتر و ارزش کمتری داشته باشند.

هزینه سرمایه نرخ تنزیل شرکت را تعیین می‌کند. تحلیلگران مالی اغلب از میانگین موزون هزینه سرمایه برای تعیین نرخ تنزیل جریان‌های نقدی آتی شرکت در تحلیل جریان نقدی تنزیل شده (DCF) استفاده می‌کنند.


تفاوت هزینه سرمایه با نرخ تنزیل

هزینه سرمایه و نرخ تنزیل تا حدودی مشابه هستند و به همین دلیل اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند. اما این دو اصطلاح تفاوت‌هایی نیز با تجارت بدون ریسک چیست؟ هم دارند. هزینه سرمایه اغلب توسط بخش مالی و حسابداری یک شرکت محاسبه می‌شود و توسط مدیریت برای تعیین نرخ تنزیل (یا نرخ مانع) استفاده می‌شود. نرخ تنزیل نقطه‌ای است که باید شکسته شود تا یک سرمایه گذاری توجیه منطقی داشته باشد.

هزینه سرمایه یک محاسبه نسبتاً ساده از نقطه سر به سر یک پروژه است. با استفاده از محاسبه هزینه سرمایه، تیم مدیریت نرخ تنزیل را تعیین می‌کند. در واقع، از طریق محاسبه هزینه سرمایه و نرخ تنزیل، مدیران تصمیم می‌گیرند که آیا یک پروژه می‌تواند به اندازه کافی بازدهی داشته باشد که نه تنها هزینه‌های آن را بازپرداخت کند، بلکه به سهامداران شرکت نیز سود برساند.

مفهوم هزینه سرمایه اطلاعات کلیدی است که برای تعیین نرخ مانع یک پروژه استفاده می‌شود. شرکتی که یک پروژه بزرگ را آغاز می‌کند باید بداند که پروژه باید چقدر پول تولید کند تا هزینه‌های راه اندازی و اجرای آن را جبران کند و سپس به تولید سود برای شرکت ادامه دهد.


مولفه های هزینه سرمایه

هزینه سرمایه از سه مولفه یا عنصر اصلی تشکیل می‌شود:

بازده ریسک صفر

بازده ریسک صفر در مورد نرخ بازگشت مورد انتظار، در زمانی صحبت می‌کند که یک پروژه هیچ ریسک مالی یا تجاری نداشته باشد.

پاداش در ازای ریسک تجاری

ریسک تجاری با تصمیمات بودجه بندی سرمایه‌ای که یک شرکت برای فرصت‌های سرمایه گذاری خود اتخاذ می‌کند، تعیین می‌شود. بنابراین، اگر شرکتی پروژه‌ای را انتخاب کند که دارای ریسک بیش از حد معمول باشد، بدیهی است که تأمین‌کنندگان سرمایه نرخ بازدهی بالاتری را نسبت به نرخ معمولی می‌خواهند یا تقاضا می‌کنند.

بنابراین میزان پاداش در ازای ریسک نقش مهمی در محاسبه هزینه سرمایه ایفا می‌کند، زیرا هزینه سرمایه را افزایش می‌دهد. اما این پاداش باید چقدر باشد؟ این بستگی به تصمیم‌گیری مدیران در انتخاب پروژه شرکت دارد و حتی شاید ربطی به اهداف و مقاصد شرکت و اینکه چقدر می‌خواهند پروژه ارزش بازار خود را افزایش دهد نداشته باشد.

پاداش در ازای ریسک مالی

ریسک مالی با الگوی ساختار سرمایه شرکت مرتبط است. در اینجا، پاداش به حجم بدهی‌هایی که شرکت بر ذمه دارد وابسته است. هر چه سرمایه حاصل از دیون و بدهی‌های یک شرکت بیشتر باشد (در مقایسه با شرکتی که بدهی نسبتاً پایینی دارد) در معرض ریسک بیشتری نیز خواهد بود.


نحوه محاسبه هزینه سرمایه

هر شرکتی، در هر حوزه و صنعتی که فعالیت می‌کند، میانگین هزینه سرمایه متفاوتی دارد. طبق تحقیقاتی که در دانشکده کسب و کار استرن نیویورک انجام شد، در صنعت ساخت و ساز، هزینه سرمایه بالایی لازم است، چیزی حدود 6.35 درصد. در حالی که در حوزه خرده فروشی مواد غذایی، هزینه سرمایه رقم نسبتا کوچکی است، چیزی حدود 1.98 درصد.

برای محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC)، ابتدا باید هزینه بدهی و هزینه حقوق صاحبان سهام را محاسبه کنید که با فرمول‌های زیر به دست می‌آیند:

1- هزینه بدهی

هزینه بدهی به نرخ بهره پرداخت شده برای هر بدهی مانند وام مسکن و اوراق قرضه اشاره دارد. هزینه بهره، سود پرداختی به بدهی جاری است.


در اینجا، هزینه بدهی برابر است با کل بدهی تقسیم بر هزینه بهره ضربدر 1 منهای نرخ مالیات حاشیه ای.

2- هزینه حقوق صاحبان سهام

هزینه حقوق صاحبان سهام به این موضوع اشاره دارد که آیا بازگشت سرمایه لازم و مدنظر شرکت از یک سرمایه گذاری معین حاصل شده است یا خیر. همچنین، هزینه حقوق صاحبان سهام نشان دهنده میزان تقاضای بازار در ازای مالکیت دارایی و در نتیجه حفظ ریسک مالکیت است.

هزینه حقوق صاحبان سهام توسط مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM) تقریب زده می‌شود:


Rf همان نرخ بازگشت بدون ریسک است.

Rm نرخ بازگشت بازار است.

و بتا، میزان برآوردشده ریسک یا نوسانات ارزش است.

3- میانگین موزون هزینه سرمایه

هزینه سرمایه بر مبنای میانگین موزون هزینه بدهی (WACC) و هزینه حقوق صاحبان سهام استوار است.


E ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت است.

D ارزش بازار دیون و بدهی‌های شرکت است.

V مجموع E و D است.

Re هزینه حقوق صاحبان سهام است.

Rd هزینه بدهی است.

و Tc نرخ مالیات بر درآمد است.

نمونه هایی از هزینه سرمایه

همان طور که گفتیم، هزینه سرمایه در صنایع مختلف متفاوت است. برای مثال، در میان شرکت‌های داروسازی و بیوتکنولوژی و پزشکی، تولیدکنندگان فولاد، شرکت‌های نرم‌افزار اینترنتی و شرکت‌های نفت و گاز یکپارچه هزینه سرمایه بالاست. این صنایع تمایل دارند سرمایه‌گذاری قابل توجهی به بخش‌های تحقیق، توسعه، تجهیزات و ایجاد و راه اندازی کارخانه‌ اختصاص دهند.

از جمله صنایعی که هزینه سرمایه کمتری دارند می‌توان به بانک‌های پول محور، شرکت‌های برق، موسسات سرمایه‌گذاری املاک و مستغلات و شرکت‌های تامین انرژی آب و برق اشاره کرد. چنین شرکت‌هایی ممکن است به تجهیزات کمتری نیاز داشته باشند یا شاید از جریان‌های نقدینگی کاملا ثابت بهره ببرند.

شرکت‌هایی که به طور کارآمد و موثر عمل می‌کنند باید هزینه سرمایه کمتر یا برابر با رقبای خود در همان صنعت داشته باشند. در اینجا، چند مثال برای روشن کردن هزینه سرمایه و نحوه محاسبه آن مطرح می‌کنیم:

شرکت نیوهومز در صنعت املاک و سرمایه گذاری در این حوزه فعالیت می‌کند و در حال تجزیه و تحلیل بازسازی آشپزخانه و حمام در 25 خانه آپارتمانی است. هزینه بازسازی این 25 آپارتمان 30 میلیون دلار خواهد بود و پیش بینی می‌شود برای پنج سال آینده، سالانه 5 میلیون دلار به نفع شرکت صرفه جویی شود. اما این ریسک جزئی نیز وجود دارد که بازسازی خانه‌های جدید نتواند کل 5 میلیون دلار در سال را به نفع شرکت ذخیره و صرفه جویی کند. از طرف دیگر، نیوهومز می‌تواند روی اوراق قرضه پنج ساله سرمایه‌گذاری کند که همان میزان ریسک را دارد و بازدهی 10 درصدی در سال دارد.

انتظار می‌رود که پروژه نوسازی 16٪ در سال (5,000,000 دلار الی 30,000,000 دلار) بازدهی داشته باشد. پس پروژه نوسازی، نسبت به اوراق قرضه پنج ساله، سرمایه گذاری بهتری محسوب می‌شود، زیرا نرخ بازگشت موردنظر شرکت از 10 درصد عبور می‌کند و این میزان، از سرمایه گذاری در هر جای دیگری، برای شرکت نیوهومز سود بیشتری به همراه می‌آورد.

شرکت Gold که تازه تأسیس شده است برای خرید دفتر و تجهیزات لازم برای انجام کار خود نیاز به جذب 1.5 میلیون دلار سرمایه دارد. این شرکت 800000 دلار اول را با فروش سهام تامین می‌کند. سهامداران تقاضای بازگشت 5 درصدی سرمایه گذاری خود را دارند، بنابراین هزینه حقوق صاحبان سهام 5 درصد است.

در گام بعدی، این شرکت 700 اوراق قرضه را به تجارت بدون ریسک چیست؟ قیمت 1000 دلار می‌فروشد تا 700000 دلار باقیمانده سرمایه مورد نیاز خود را تامین کند. افرادی که این اوراق را خریداری می‌کنند انتظار بازدهی 10 درصدی دارند، بنابراین هزینه بدهی شرکت 10 درصد است.

ارزش کل بازار شرکت Gold یک و نیم میلیون دلار و نرخ مالیات شرکتی آن 25 درصد است. میانگین موزون هزینه سرمایه را می‌توان به صورت زیر محاسبه کرد:

تجارت بدون ریسک چیست؟

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی پایه یازدهم | پودمان 2: نوآوری و تجاری سازی محصول

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی پایه یازدهم | پودمان 2: نوآوری و…

تیم مدیریت گاما

آزمون تستی پودمان 4 درس کارگاه نوآوری و کارآفرینی .

آزمون تستی پودمان 4 درس کارگاه نوآوری و کارآفرینی .

تیم مدیریت گاما

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی پایه یازدهم | پودمان 4: بازاریابی و فروش

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی پایه یازدهم | پودمان 4: بازاریابی…

تیم مدیریت گاما

سوالات تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان | پودمان 1: حل خلاقانه مسئله‌ها

سوالات تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان | پودمان 1: حل خلاقانه مسئله‌ها

آزمون کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان | پودمان 4: بازاریابی و فروش (جلسه سوم)

آزمون کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان | پودمان 4: بازاریابی و فروش (جلسه…

محمد مهدی عظیمی

راهنمای گام به گام کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم | پودمان 3: حل خلاقانه مسائل

راهنمای گام به گام کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم | پودمان 3: حل خلاقانه مسائل

سوالات امتحان کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان | پودمان 4: بازاریابی و فروش

سوالات امتحان کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان | پودمان 4: بازاریابی و فروش

آزمون پودمانی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان فنی و حرفه ای کوثر | پودمان 3: طراحی کسب‌وکار

آزمون پودمانی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان فنی و حرفه ای کوثر | پودمان…

سوالات آزمون نوبت دوم کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان شهید صدر لاهیجان | خرداد 1400

سوالات آزمون نوبت دوم کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان شهید صدر لاهیجان…

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان فنی علی | پودمان 1 تا 5

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان فنی علی | پودمان 1 تا 5

سؤالات طبقه‌بندی شده (جای خالی و تشریحی) پودمان 1 تا 5 کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم

سؤالات طبقه‌بندی شده (جای خالی و تشریحی) پودمان 1 تا 5 کارگاه نوآوری و کارآفرینی…

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان فنی و حرفه‌ای شهید رجائی | پودمان 4: بازاریابی و فروش

آزمون تستی کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان فنی و حرفه‌ای شهید رجائی | پودمان…

امتحان درس کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان شهید نورانی | پودمان 2: کارآفرین هستی

امتحان درس کارگاه نوآوری و کارآفرینی یازدهم هنرستان شهید نورانی | پودمان 2: کارآفرین…



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.