تحلیل شمع دانی


آیا بستن شمع مهم است؟

مهم است که همیشه منتظر بمانید تا نوار/شمع بیش از هر چیز دیگری بسته شود. بسیاری از مردم در معامله با هر سیستمی با چالش هایی روبرو هستند زیرا سیگنال ها در زمان واقعی شکل می گیرند و لزوماً زمانی که شمع بسته می شود، عناصر متحرک به سمت شمع، ماشه و قیمت را دارید که هنوز در حال بازی هستند.

مشابه چگونه شمع ها باز و بسته می شوند؟ باز کردن اولین معامله برای یک دوره خاص و بسته شدن آخرین معامله برای دوره است. باز و بسته شدن بدنه شمع در نظر گرفته می شود. بالا، بالاترین قیمت و پایین ترین معامله، پایین ترین قیمت برای آن دوره است.

بهترین الگوی شمعدانی برای تجارت چیست؟ ما به پنج الگوی شمعدانی که با زمان آزمایش شده‌اند و با دقت بالایی قابل تشخیص هستند، نگاه می‌کنیم.

  • دوجی. اینها ساده ترین راه برای شناسایی الگوی شمعدان هستند زیرا قیمت باز و بسته شدن آنها بسیار نزدیک به یکدیگر است. …
  • الگوی فراگیر صعودی. …
  • الگوی فراگیر نزولی. …
  • ستاره صبح. …
  • ستاره شب.

علاوه بر این، چگونه شمع های روزانه را معامله می کنید؟

با جدا شدن روند و وقوع یک عقب نشینی، منتظر سیگنال تجاری استراتژی شمع باشید. در طول یک روند نزولی، صبر کنید تا یک شمع پایین، یک شمع بالا را ببلعد. به محض اینکه شمع پایین به زیر قیمت افتتاحیه (پایین بدنه واقعی) شمع بالا رفت، یک معامله کوتاه وارد کنید..

یک شمع روزانه چه ساعتی بسته می شود؟

پاسخ مربی: در مورد سوال اول شما، شمعدان روزانه بسته می شود ساعت 5 عصر به وقت شرق هر روز.

تحلیل تکنیکال الگوی کندل چیست؟ در تحلیل تکنیکال مالی، الگوی کندل استیک است حرکت در قیمت ها به صورت گرافیکی در نمودار شمعی نشان داده شده است که برخی معتقدند می تواند یک حرکت بازار خاص را پیش بینی کند. تشخیص الگو ذهنی است و برنامه هایی که برای ترسیم نمودار استفاده می شوند باید برای مطابقت با الگو بر قوانین از پیش تعریف شده تکیه کنند.

آیا معامله شمعدانی سودآور است؟ نتیجه. تجارت کندل می تواند سودآور باشد، اما باید بدانید که به چه چیزی نگاه می کنید و چه زمانی الگوهای خاص کار نمی کنند. معاملات کندل استیک ذهنی است، اما اگر بدانید چه فیلترهایی را باید به نمودارها اضافه کنید، ممکن است متوجه شوید که برای شما خوب عمل می کنند.

کدام بازه زمانی برای معاملات روزانه بهترین است؟ همیشه بهتر است زمان خود را به صورت استراتژیک سرمایه گذاری کنید. تحقیقات زیادی نشان داده است که بهترین بازه زمانی برای معاملات روزانه معمولاً است بین ساعت 9:30 الی 10:30 صبح. اگر مبتدی هستید، همیشه بهتر است 15 دقیقه اول بازار را رصد کنید و سپس شروع به معامله کنید.

نمودارهای کندل استیک چگونه قیمت سهام را پیش بینی می کنند؟

هر کندل اطلاعات یک روز قیمت یک سهم را از طریق چهار اطلاعات نشان می دهد: قیمت افتتاحیه، قیمت بسته شدن، قیمت بالا و قیمت پایین.. رنگ مستطیل مرکزی (به نام بدنه واقعی) به سرمایه گذاران می گوید که آیا قیمت افتتاحیه یا قیمت پایانی بالاتر بوده است.

چگونه نمودارهای هفتگی را معامله می کنید؟

چگونه برای باز روزانه معامله می کنید؟

کدام بازه زمانی برای معاملات روزانه بهترین است؟ همیشه بهتر است زمان خود را به صورت استراتژیک سرمایه گذاری کنید. تحقیقات زیادی نشان داده است که بهترین بازه زمانی برای معاملات روزانه معمولاً است بین ساعت 9:30 الی 10:30 صبح. اگر مبتدی هستید، همیشه بهتر است 15 دقیقه اول بازار را رصد کنید و سپس شروع به معامله کنید.

کدام الگوی شمعدانی صعودی است؟

La الگوی شمعدانی غرق کننده صعودی نشان دهنده برگشت صعودی است که نشان دهنده افزایش فشار خرید است. ستاره صبح از سه شمع تشکیل شده است. کندل نزولی، دومی می تواند صعودی یا نزولی با بدنه کوچک باشد، و کندل سوم یک کندل صعودی است.

چگونه الگوهای شمعدان را تجزیه و تحلیل می کنید؟

به طور کلی، هر چه بدنه بلندتر باشد، فشار خرید یا فروش شدیدتر است. برعکس، کندل های کوتاه نشان دهنده حرکت اندک قیمت هستند و نشان دهنده تثبیت هستند. شمعدان های بلند سفید فشار خرید قوی را نشان می دهند. هر چه شمعدان سفید طولانی تر باشد، بسته شدن آن بالاتر از باز است.

چگونه الگوهای شمعدان را می خوانیم؟ شمعدان سیاه یا پر شده به این معنی است که قیمت پایانی دوره کمتر از قیمت افتتاحیه بوده است. بنابراین، نزولی است و نشان دهنده فشار فروش است. در همین حال، شمعدان سفید یا توخالی به این معنی است که قیمت بسته شدن بیشتر از قیمت افتتاحیه بوده است. این صعودی است و فشار خرید را نشان می دهد.

سایه (فتیله شمعدانی)

candlesticks5

در دنیای مالی و نمودار، سایه خطی است که فتیله یک الگوی شمع را تشکیل می دهد – بخشی از شمع که عمل قیمت را در خارج از بدنه شمع نشان می دهد، که با قیمت های باز و بسته شدن شمع تشکیل می شود.

هر نمودار کندل استیک باید شامل یک مجموعه داده با مقادیر باز، بسته، زیاد و پایین باشد. پس از رسم نمودار، مقادیر یک شمعدان می سازند. قسمت توخالی یا پر شده شمعدان بدنه است.

خطوطی که در بالا و پایین بدن ظاهر می شوند سایه هستند. در حالی که هر دو را می توان به عنوان فتیله نام برد، در بیشتر موارد از خط بالاتنه به عنوان فتیله و خط پایین بدن به عنوان دم یاد می شود. صرف نظر از اینکه هر خط به طور جداگانه به چه چیزی اشاره دارد، هر دو سایه در نظر گرفته می شوند.

اصول شمعدان

در نمودار کندل استیک، مقدار بالا در یک مجموعه داده با بالای فیتیله یا سایه بالا نشان داده می شود. مقدار کم در مجموعه داده با پایین دم یا سایه پایین نشان داده می شود.

هنگامی که هر چارت قیمتی ، یک دوره ، قیمتی را با قیمتی بالاتر از قیمتی که در آن باز شد می بندد، کندل معمولاً نمودار توخالی را تشکیل می دهد. در چنین مثالی، انتهای پایین بدنه کندل نشان دهنده قیمت باز شدن سهام است. انتهای بالایی بدنه شمعدان نشان دهنده قیمت بسته شدن است.

آنچه سایه ها آشکار می کنند

سایه بالا یا بالای شمعدان بالاترین مقدار مجموعه داده را برای دوره زمانی نمودار شده نشان می دهد و سایه پایین یا پایین پایین ترین مقدار را نشان می دهد.

با این حال، سایه های روی شمعدان چیزهای بیشتری وجود دارد. آنها اطلاعات مهمی در مورد نحوه عملکرد امنیت در طول دوره زمانی به معامله گران و تحلیلگران ارائه می دهند. هنگامی که یک کندل سایه کوتاهی را نشان می دهد، نشان می دهد که اکثر فعالیت های معاملاتی چارت ، بین قیمت های باز و بسته شدن دوره اتفاق افتاده است. اگر سایه طولانی تر باشد، نشان می دهد که فعالیت قیمت برای اوراق بهادار به خوبی پس از باز شدن ویا بسته شدن گسترش یافته است.

سایه های بالا و پایین معمولاً نابرابر هستند. زمانی که سایه بالایی کندل طولانی تر باشد، نشان دهنده اقدام قوی از سوی خریداران در طول جلسه معاملاتی است. با این حال، این واقعیت که قیمت پایانی دوره به طور قابل ملاحظه‌ای کمتر از بالاترین دوره است، نشان می‌دهد که فروشندگان با موفقیت قیمت را مجبور به عقب‌نشینی کردند. یک بسته قوی بالا و ضعیف یک سایه بالایی طولانی ایجاد می کند. وقتی سایه پایین طولانی تر باشد، خلاف آن را نشان می دهد: فروشندگان جلسه معاملاتی را در مقطعی کنترل کردند و قیمت را به میزان قابل توجهی کاهش داد. سپس خریداران قبل از بسته شدن برای بالا بردن قیمت ها وارد عمل شدند. این بدان معنی است که جلسه به شدت بسته شد. بنابراین، سایه پایین طولانی تر است.

سایه‌های طولانی شمعدانی در یک طرف یا طرف دیگر – بالا یا پایین – اغلب در انتهای یک روند، درست قبل از معکوس شدن قیمت، رخ می‌دهند و روند جدیدی را در جهت مخالف تشکیل می‌دهند.

بوبین های چرخان

گاهی اوقات، نه سایه بالا و نه سایه پایین طولانی تر از دیگری است. وقتی فتیله و دم هر دو به یک اندازه باشند، چیزی که به عنوان شمعدان بالای چرخان شناخته می شود تشکیل می شود. با چنین الگویی، بدنه شمعدان معمولا کوچک است. در قلب خود، یک حلقه معمولاً به عنوان عدم تصمیم گیری در طول دوره زمانی ترسیم شده تفسیر می شود.

بدنه کوچک به معنای حرکت نسبتاً کمی قیمت در طول جلسه است، در حالی که سایه های بالا و پایین به همان اندازه طولانی نشان می دهد که خرس ها و گاوها به طور فعال معامله می کردند. نتیجه نهایی برای دوره زمانی به عنوان نوعی بن بست ظاهر می شود.

از شما برای خواندن این مقاله در مورد Shadow (Candlestick Wick) متشکریم.

مهندس محسن اسدی در راستای آموزشهای دوره جامع کوموپلاس با توجه به شدو زنیهای چارت به شما راهکارهای خوبی برای نقاط ورود و خروج میدهد.

روغن شمعدانی چیست؟ خواص روغن شمعدانی

روغن شمعدانی از یک گونه گیاهی بومی آفریقای جنوبی به دست آمده. خواص روغن شمعدانی بسیار زیاد است و در موارد زیبایی و بهداشتی کاربرد های بسیاری دارد.

گیاه شمعدانی اکنون در بسیاری مناطق از جمله اروپا و آسیا کشت می شود. این گیاه انواع و گونه های زیادی دارد که گونه رایج آن گل صورتی با رایحه تازه و گل مانند است. هر گونه از این گل معمولا از نظر بو متفاوت است، اما از نظر ترکیب، فواید و موارد استفاده تقریباً یکسان است.

کاربردها و فواید این گیاه زیبا بسیار متنوع است و برای تقویت ظاهر پوست و مو استفاده می شود. شمعدانی ها در صنعت عطرسازی به دلیل رایحه گل مانند و دلنشین خود ارزشمند هستند و کاربرد بسیاری دارند. استنشاق رایحه شیرین اسانس شمعدانی می تواند با ایجاد یک اثر آرام بخش و با طراوت به احساسات و تقویت حواس کمک کند. عطر اسانس شمعدانی همچنین می تواند به کاهش احساس استرس و آرامش اعصاب کمک کند.

روغن شمعدانی

از خواص روغن شمعدانی برای زیبایی می توان گفت از آن برای حفظ سلامت مو و پوست استفاده می شود. هنگامی که روغن شمعدانی به صورت موضعی روی پوست و نقاطی از بدن استفاده شود، ظاهر پوستی را شفاف و با نشاط کرده و بافت آن را تقویت می کند.

از دیگر فواید روغن شمعدانی همچنین می توان به کاربرد آن برای موهای خشک و چرب اشاره کرد تا آن ها را تقویت کرده و درخشندگی به موها ببخشد. علاوه بر این، اجزای شیمیایی قوی موجود در اسانس شمعدانی یک راه طبیعی برای دفع حشرات مزاحم را ارائه می دهد.

روغن شمعدانی به طور گسترده ای به عنوان یک عنصر در عطر و لوازم آرایشی استفاده می شود. این اسانس همچنین در رایحه درمانی برای درمان برخی از بیماری ها استفاده می شود. در آروماتراپی، اسانس‌ ها با استفاده از دیفیوزر استنشاق می‌ شوند یا با روغن‌ های حامل رقیق می‌ شوند و برای اثرات تسکین‌ دهنده روی پوست اعمال می‌ شوند.

خواص روغن شمعدانی

روغن شمعدانی در چند دهه اخیر توسط دانشمندان بسیاری مورد بررسی و آزمایش قرار گرفت و خواص و کاربرد های بسیاری برای آن اثبات شد.

1- درمان آکنه و تسکین التهابات پوستی

مطالعات و بررسی های متفاوت بر روغن شمعدانی نشان داد که خواص ضدباکتریایی، ضدمیکروبی و ضدعفونی کنندگی قوی روغن شمعدانی باعث کاهش جوش ها، آکنه، تسکین التهابات و تحریکات پوستی و جلوگیری از عفونت ها می شود.

روغن شمعدانی بعد از بسیاری از آزمایش ها و بررسی های انجام شده برروی آن مشخص شد که راه حل مناسب ضدالتهابی با عوارض احتمالی بسیار محدود است.

2- جلوگیری از عفونت

مطالعات متعدد نشان می دهد که روغن شمعدانی ممکن است با عفونت های باکتریایی به طور کامل مقابله کند. این روغن دارای خواص ضد میکروبی و ضد باکتریایی است که آن را در برابر چندین گونه باکتری موثر می کند.

دانشمندان دریافتند که روغن شمعدانی به اندازه آموکسی سیلین در مبارزه با سویه های باکتریایی مانند استافیلوکوکوس اورئوس موثر است. در ادامه این مطالعات دانشمندان به این نتیجه رسیدند که در مبارزه با لیستریا مونوسیتوژنز، یک سویه باکتریایی متفاوت، موثر نیست.

3- از بین بردن اضطراب و افسردگی

رایحه درمانی روز به روز در حال تبدیل شدن به جریان اصلی در زندگی روزمره امروزه است، حتی در محیط های بیمارستانی، اداری یا مدارس نیز از این روش درمانی استفاده می کنند. بعد از مشاهدات دانشمندان بر زنان در حال زایمان برای اولین بار دریافتند که اسانس یا روغن شمعدانی در روش استنشاقی اثر آرام بخشی دارد و می تواند اضطراب مرتبط با زایمان در مرحله اول را کاهش دهد.

در پی این مطالعات اثبات شد که اسانس و روغن شمعدانی می تواند باعث آرامش ذهنی شود و خلق و خوی افسردگی را کاهش دهد. مطالعاتی بر روی موش ها، اثرات آرام بخش و ضد افسردگی را تجزیه و تحلیل کردند و دریافتند که برای کاهش استرس بسیار موثر است.

خواص روغن شمعدانی

4- کاهش علائم آلرژی

وجود محتوای بالایی از ترکیب سیترونلول در روغن شمعدانی موجب تاثیر بالقوه آن در کاهش واکنش های شدید آلرژیک در بدن خواهد شد. در طی برخی بررسی ها و آزمایشات بر این روغن نتیجه گرفته شد که استفاده موضعی از روغن شمعدانی می تواند خارش و التهاب پوستی ناشی از واکنش های آلرژیک را کاهش و تسکین دهد. به همین ترتیب این روغن با اثر ضد التهابی خود بسیار شناخته شده است.

5- موثر بر دیابت

سالیان سال است که در مصر و تونس، روغن شمعدانی به عنوان یک درمان قطعی برای کاهش قندخون کاربرد دارد. محققان با بررسی دقیق تر دریافتند که مصرف روزانه روغن شمعدانی به طور قابل توجهی سطح گلوکز را در خون کاهش می دهد.

با این حال تحقیقات بیشتری برای اثبات این مسئله مورد نیاز است. همچنین اضافه کردند که استفاده از اسانس شمعدانی در آروماتراپی نیز همین تاثیر را بر قند خون خواهد داشت.

نحوه استفاده از روغن شمعدانی

روغن شمعدانی را می توان با روغن حامل مناسبی مانند روغن کنجد رقیق کرد و به صورت موضعی روی پوست استفاده کرد. می توانید از آن به عنوان یک درمان احتمالی برای آکنه یا خارش پوست و هم به عنوان روغن ماساژ استفاده کنید.

برخی از روغن های حامل ممکن است هنگام استفاده روی پوست باعث بروز واکنش آلرژیک شوند. قبل از استفاده، تست پچ را روی قسمت کمی از پوست انجام دهید تا مطمئن شوید که واکنشی بر پوست شما ایجاد نمی کند.

هنگام رقیق کردن روغن شمعدانی با روغن حامل، رعایت این دستورالعمل های ذکر شده مهم است. برای بزرگسالان، با مخلوط کردن 15 قطره روغن در هر 6 قاشق چایخوری روغن حامل شروع کنید. مقدار مطمئن برای کودکان، 3 تا 6 قطره روغن در هر 6 قاشق چایخوری روغن حامل، می تواند باشد.

به عنوان یک راه حل درمانی آروماتراپی، می‌ توانید روغن شمعدانی را روی حوله‌ های کاغذی یا پارچه‌ ای تمیز بزنید و از آن استفاده کنید. همچنین می توانید آن را در یک دیفیوزر اتاق قرار دهید تا فضای بیشتری را از عطر آرامبخش آن معطر کنید. همچنین اسپری های پخش‌ کننده‌ ای برای استفاده های شخصی مانند عطر وجود دارد که می‌ توانید آن‌ ها را با روغن پر کنید و در حین انجام کارهای روزانه آن را نفس بکشید.

این نکته را به خاطر داشته باشید که روغن های ضروری را هرگز نباید تحلیل شمع دانی به صورت خوراکی مستقیما مصرف کرد.

عوارض روغن شمعدانی

عوارض روغن شمعدانی

روغن شمعدانی زمانی که به صورت خوراکی در وعده های غذایی مصرف شود، معمولا بی ضرر و ایمن است. با این حال همانند دیگر روغن های خوراکی، مصرف بیش از حد این روغن نیز موجب بروز مشکلاتی می شود. همچنین استفاده موضعی از آن که کاملا بی خطر است، ممکن است برخی دارای حساسیت به آن بوده و بعد از استفاده از آن دچار واکنش های آلرژیک مانند ایجاد بثورات پوستی، التهاب و سوزش بر روی پوست شوند.

هنگامی که در مصرف موضعی، این روغن با چشم تماس پیدا کند ممکن است باعث سوزش و اشک چشم شود. در صورتی که روغن شمعدانی به داخل بینی ریخته شود باعث بروز سرگیجه و ایجاد طعم بد می شود.

تصور تباهی آدمهای روزگار ما

تصور تباهی آدمهای روزگار ما

تماشاگر، با دیدن نمایش گلهای شمعدانی متوجه دوپارگی اثر یا مجزا شدن صحنه از صحنه دیگر نمایش می‌شود. كه هم‌زمان با هم اتفاق می‌افتد و برای همین تماشاگر، از همان ابتدا این سؤال در ذهنش شكل می‌گیرد كه چرا كارگردان و نویسنده این نمایش روایت قصه‌اش را این‌گونه انتخاب كرده است؟ درواقع سؤال اول از همان لحظه آغاز نمایش در ذهن او شكل می‌گیرد. به این دلیل تا پایان دیدن قصه طرف اولی كه شاهد آن است، كنجكاو آن است كه در آن سوی دیوار خانه چه اتفاقی در حال وقوع است و آن قسمت از نمایش چه ربطی به این بخش دارد؟ روایتِ بخشی از زندگی خانواده در زمان حال و آینده به‌طور هم‌زمان با یكدیگر، مهم‌ترین نكته‌ای است كه مخاطب در ابتدا با آن روبه‌رو می‌شود و این تازه‌ترین چیزی است كه یعقوبی آن را پیش روی تماشاگر می‌گذارد. او به‌طور آگاهانه تلاش می‌كند با تصویر كردن قصه نمایش خود در چنین شكل و ساختاری، بخشی از اتفاقات پیرامون خود را نشان دهد؛ اتفاقاتی روزمره كه آن‌قدر مخاطب شاهد دیدن و شنیدن آنهاست كه در برخورد اولیه تازگی چندانی برایش ندارد اما با كمی امعان نظر درمی‌یابد كه نویسنده و كارگردان نمایش می‌كوشد تا آنها را با نگاهی پالوده و موجز، به تصویر درآورد نه آنكه تحلیل و یا تفسیر كند؛ چه، تحلیل و تفسیر به عهده مخاطب است. در نمایش گلهای شمعدانی، دیواری نیمه فرو ریخته، صحنه را به دو قسم تقسیم كرده است؛ در یك‌سو زمان حال زندگی خانواده معلمی بازنشسته را نمایش می‌دهد كه پیش از مرگ پدر اتفاق می‌افتد و در سوی دیگر زمان آینده این خانواده پس از خودكشی پدر و مرگ او تصویر می‌شود. البته دیدن این دو اتفاق به‌طور هم‌زمان برای تماشاگر امكان ندارد و او می‌باید با اجرای هم‌زمان دوباره آنها، شاهد دیدن بخش یا تكه دیگر این نمایش شود. درواقع داستان گلهای شمعدانی داستان دوبخشی است كه هركدام در نوع خود كامل هستند و تماشاگر می‌تواند هردو یا یكی از آنها را به انتخاب خود ببیند. در بخش اول یعنی بخشی كه در زمان حال تصویرگر زندگی این خانواده است ما به روابط هریك از افراد خانواده با یكدیگر پی می‌بریم. نویسنده در این بخش قصه نمایشنامه خود را از آخر به اول تصویر می‌كند. درواقع تماشاگر پس از دیدن چند صحنه از این بخش، درمی‌یابد كه قصه نمایش از آخر به عقب یا اول برمی‌گردد. این شیوه روایت، در نمایشنامه‌نویسی این بخش از نمایشنامهٔ گلهای شمعدانی تازه‌ترین چیزی است كه رو در روی مخاطب قرار می‌گیرد. برای این می‌گویم در این بخش این نكته قابل توجه است، به این دلیل كه در بخش دوم یا زمان آینده، این شیوه روایت داستانی تكرار نمی‌شود بلكه قصه درام ادامه قصهٔ اول است و به شكل همیشگی اتفاق می‌افتد و روایت می‌شود. دیوارِ نصفه نیمه اتاق این خانواده، از همان لحظه نخست، رو به اضمحلال رفتن آنها را نشان می‌دهد. درواقع آن دیوار، نماد و نشانه‌ای از نابودی و متلاشی شدن خانواده است. یعقوبی همچون آثار قبلی‌اش واقعه قصه‌اش را در خانه و خانواده انتخاب می‌كند. زیرا كه مهم‌ترین اتفاقات زندگی هر آدمی از دل خانه یا محل سكونت او آغاز می‌شود. بنابراین او می‌كوشد از دل این خانهٔ رو به اضمحلال، روایت تلخی از اجتماع پیرامون خود را ترسیم كند. رنگ‌آمیزی و صحنه‌پردازی خانه، همگی هماهنگ با تلخی قصه این خانواده نمود یافته‌اند. انتخاب رنگ خاكستری كف اتاق و تخت‌خواب پدر و رنگ سفید چرك دیوار و رنگ كهنه پنجره بر اساس واقعیت تلخ زندگی این خانواده صورت گرفته است. نكته دیگر در طراحی صحنه پاسیوی كناری است كه چند گلدان با گلهای شمعدانی در آن جای گرفته است و رابط این‌سو با آن‌سوی صحنه است و تماشاگر با دیدن آن و شنیدن صداهایی كه از لابه‌لای درزها از آن سوی صحنه به این‌سو، نفوذ می‌كند، پی به اتفاقاتی می‌برد كه هم‌زمان در حال وقوع است و همین دیدن و شنیدن بخشی از آن سوی صحنه به‌طور كم‌رنگ و گنگ سبب می‌شود تا كنجكاوی‌اش هر لحظه بیشتر گردد. نمایش گلهای شمعدانی از مرگ، زندگی، فقر و بیكاری، خوشبختی، بدبختی و تباهی آدمهای روزگار ما می‌گوید. تلخی و سیاهی قصه آن با شیوه و نوع طراحی صحنه و نورپردازی صحنه‌ها، یادآور قصه‌های ناتورالیستی است كه بسیاری از نویسندگان این مكتب در یكی دو قرن گذشته در این سبك قلم می‌زدند. ایرج (پدر خانواده)، ملوك (مادر خانواده) و بچه‌های آنها مهسا، مهتاب، مهیار و مهشید، همگی از زندگی خود ناراضی‌اند. آنها با حرف زدن با یكدیگر تلاش می‌كنند به یكدیگر تسلی بدهند تا بتوانند به زندگی ادامه دهند. در این میان مهیار و ایرج ناامیدند و به خودكشی فكر می‌كنند. هرچند كه مهیار عنوان می‌كند كه فعلاً قصد خودكشی ندارد و همین كه توانسته است خودش را زنده نگه دارد، كار مهمی كرده است. ناامیدی و یأس آن‌قدر در وجود آنان نفوذ كرده كه هر لحظه بر سر نداری و بی‌پولی و بی‌كاری، جر و بحث می‌كنند. قصه این بخش از نمایش كه از انتها به عقب می‌رود هر لحظه بر آشكارسازی روابط آنها با یكدیگر تأثیر می‌گذارد و دیالوگها و رفتار آنها نسبت به یكدیگر پرده از مسائلی برمی‌دارد كه اكنون آنان در وضعیت خوبی به سر نمی‌برند. درواقع نداری و فقر این خانواده از آغاز زندگی ایرج و ملوك وجود داشته و حال با داشتن چهار فرزند چندین برابر شده است و مشكلات این روزها همچون بیكاری یا نبود كار مناسب شأن تحصیلی و شخصیتی آنها، گریبان تك‌تك بچه‌های خانواده را گرفته است. هرچند كه ایرج معتقد به این است كه مهم‌تر از بی‌پولی، مفید بودن وجود آدمی است اما به قول مهتاب «پول مهمه هر چقدر كه هم بخوای انكارش كنی مهمه» بنابراین نمی‌توان هرگز این واقعیت را نادیده گرفت كه پول حلا‌ّل مشكلات است اما حلاّل همه مشكلات نیست. زیرا كه مفید بودن وجود هر آدم، مهم‌تر از هر چیزی است. ایرج در این خانواده اگرچه آدمی مأیوس است و خود را شكست‌خورده احساس می‌كند و در اغلب اوقات بی‌كاری‌اش مست می‌كند، اما آن‌قدر پخته حرف می‌زند كه نمی‌توان او را به‌عنوان سرد و گرم چشیده روزگار فراموش كرد. دلیل این مدعا پاسخهای او به دخترش مهساست كه در ابتدای نمایش آن را می‌شنویم. اینكه دختر و پسر در حد اینكه فقط بتوانند با هم صحبت كنند، او گذشته را فراموش نكند، در حال زندگی كند و به آینده فكر كند و بزرگ‌ترین آرزویش هم این است كه همهٔ مردم كشورش در رفاه نسبی باشند. اینها مهم‌ترین چیزهایی است كه ایرج به آن فكر می‌كند، هرچند كه همه چیز نیست. او اگرچه ناامیدانه به زندگی نگاه می‌كند و قصد خودكشی دارد، اما در وصیت‌نامه‌اش كه به وسیلهٔ نوار از پخش صوت می‌شنویم، خود به خانواده و در واقع به كسانی كه زندگی می‌كنند، پیغام امیدواری به زندگی می‌دهد و با گفتن جمله پایانی‌اش یادتون باشه به گلهای شمعدانی آب بدهید، تلاش می‌كند تا آنان با امید و عشق به زندگی ادامه دهند. این جمله كه آخرین دیالوگ ایرج و آخرین جمله و وصیت مهتاب است در یادداشتی كه پس از خودكشی از خود باقی می‌گذارد (و در بخش دوم نمایش شاهد آن می‌شویم) جمله كلیدی نمایش نیز است. زیرا كه كارگردان بدین وسیله می‌كوشد با همهٔ تحلیل شمع دانی تلخی و تباهی كه در قصه‌اش نشان داده، به مخاطبان خود امید و آینده را گوشزد كند تا آنان امیدوارانه به زندگی خود ادامه دهند.در بخش دوم نمایش گلهای شمعدانی یعنی زمان آینده مربوط به این خانواده، شاهد برش دیگری از زندگی آنها می‌شویم. اكنون تماشاگر با دیدن این بخش ادامه ماجرای زندگی آنها را شاهد است. بعد از گذشت دو سال از مرگ پدر (ایرج) مهتاب دچار بیماری روانی شدیدی می‌شود و همهٔ اعضای خانواده تلاش می‌كنند تا او را به حالت اول خود درآورند اما هیچ‌یك از تلاشهای آنها (نه قصه خواندن و شعر خواندن، نه صحبت كردن و نه دیدار نزدیكان و دوستان) مؤثر واقع نمی‌شود و سرانجام مهتاب دست به خودكشی می‌زند. در ابتدای این بخش دكتر نیز (صدای او را از باندهای صدا می‌شنویم) تأكید كرده بود كه هیچ‌وقت او را تنها نگذارند. زیرا تنهایی میل او را به خودكشی تقویت می‌كند. سرانجام نیز او بر اثر همین تنهایی و نیز حادثه مرگ پدر و آگاهی از مرگ مادر (به وسیلهٔ یادداشتهای خواهرش مهسا) همچون پدرش دست به خودكشی می‌زند اما در یادداشتی كه از خود به جا می‌گذارد در آخرین جمله خود او نیز همچون پدرش (ایرج) به اطرافیانش وصیت می‌كند به گلهای شمعدانی آب بدهند و به‌نوعی به زندگی امیدوار باشند. یعقوبی در این بخش با بهره‌گیری بیشتری از تكنیكهای سینمایی، بر وجه شخصیت‌پردازی آدمهایش تأكید بیشتری می‌كند. زیرا كه او به كمك دیزالو صدا و به كمك نورپردازی آدمها را در نمای نزدیك قرار می‌دهد تا به وجه درونی شخصیتها بیشتر پی ببریم و گذشت زمان را بیشتر احساس كنیم.در این قسمت به كمك دیالوگها به نوع انتخاب مرگ یا خودكشی ایرج پی می‌بریم. در همان نخستین دیالوگها از زبان مهتاب می‌شنویم كه «بابا خودش را برای ما كشت. اون كاری كرد كه تا وقتی من زنده‌ام عذاب بكشم. اون خودش رو كشت تا از ما انتقام بگیره.» پدر برای آنكه نمی‌توانسته پاسخگوی مخارج زندگی روزانه زن و بچه‌هایش باشد، به خودكشی دست می‌زند. در این بخش البته دریا (دختردایی مسعود این خانواده) به آنها می‌پیوندد. او نیز ناامیدانه به زندگی نگاه می‌كند و دلش می‌خواهد همه اعضای جامعه‌اش خوشبخت باشند و اگر فقط خودش خوشبخت باشد، این برای خوشبختی‌اش كافی نیست و خوشبختی او كامل نمی‌شود. «زیرا خوشبختی آدمی در گرو خوشبختی دیگران است.» به تحلیل شمع دانی نظر می‌رسد یعقوبی در این بخش از نمایش گلهای شمعدانی می‌خواهد بسیاری از چیزهایی را كه در پیرامون اجتماع خود می‌بیند، زیر ذره‌بین قرار دهد و بسیاری از آنها را در لابه‌لای دیالوگهای شخصیت دریا آشكار كند. او می‌گوید:«من نمی‌تونم احساس خوشبختی كنم، چون وقتی پام رو می‌ذارم تو خیابون بدبختی آدمها را تحلیل شمع دانی می‌بینم» یا اینكه «گداپروری وقتی بده كه آدم توی كشوری زندگی كنه كه عدالت اجتماعی وجود داشته باشه» بیان این جملات به‌نوعی بسیاری از تفكرات نویسنده را به نمایش می‌گذارد و بخشی از تحلیل خود از اجتماع این روزها را تصویر می‌كند. دیوار نصفه و نیمه همان خانه و پاسیوی كناری آن نیز قرینه طراحی صحنه بخش اول نمایش گلهای شمعدانی است. با این تفاوت كه قاب عكس نصفه نیمه پدر بر روی همان دیوار دیده می‌شود. اما رنگ سبز كف اتاق و تلفن قرمز نشان از نگاه امیدوارانه بیشتر آنها به زندگی است هرچند كه این نگاه در پایان نمایش با خودكشی مهتاب در تضاد قرار می‌گیرد اما همان جمله آخری مهتاب در یادداشتی كه از خود باقی می‌گذارد و نیز بخشی از قصه‌ای كه مهتاب برای مهسا می‌خواند (در صحنه‌های نزدیك به پیش از خودكشی مهتاب) همگی امیدواری را به آدمی القا می‌كند. زیرا كه به قول مهتاب «روزی فرا خواهد رسید كه مشكل گرسنگی از طریق معجزه نان حل خواهد شد و عشق در هر قلبی پذیرفته خواهد شد. هرچند برای سیاره زمین این روز دور است ولی برای تو این روز فردا می‌تواند باشد فقط كافی است كه انسان یك چیز ساده را بپذیرد و آن عشق است.» اما مشكل مهم این نمایش این است كه دوپارگی قصه یا درواقع دوبخشی شدن آن هیچ كمكی به یكدیگر نمی‌كند. تماشاگر می‌تواند یكی از آنها را فقط ببیند بدون آنكه خللی در فهم او پدید آید. دیوار مابین این دو صحنه تنها كاركردی كه پیدا می‌كند همان تقسیم این دو اتفاق است به‌طوری كه هم‌زمان رخ می‌دهد و البته در شكل ظاهری با وجه نمادگرایانه خود كه پیش‌تر به آن اشاره كردم، معنا می‌یابد. كاش این دیوار به گونه‌ای ساخته می‌شد كه در طول نمایش منجر به دیدن دو روایت موازی می‌شدیم. یعنی بر اثر اتفاقات این دو نمایش، دیواری شكل می‌گرفت كه از نیمه به بعد ما این دو روایت هم‌زمان را كه با همدیگر ارتباط بسیاری پیدا می‌كردند شاهد می‌شدیم كه البته در آن نمایش شكل دیگری می‌یافت و در آن صورت دیوار به تكامل ماجرای قصه نمایش كمك می‌كرد و كاركردی كاملاً دراماتیك می‌یافت گلهای شمعدانی البته از نظر شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی نمایشنامه مهمی به شمار می‌رود، زیرا كه نویسنده یكی از كامل‌ترین آثار خود را بدین وسیله خلق كرده است. دیالوگها در این اثر آن‌قدر موجز و به‌درستی و به‌جا از زبان شخصیتها بیرون می‌آید كه به‌خوبی هم از طریق آنها به وجود شخصیتها پی می‌بریم و هم بر روابط آدمها با یكدیگر آگاه می‌شویم.درواقع دیالوگها وظیفهٔ اصلی خود را به‌درستی انجام می‌دهند و كاركرد درستی پیدا می‌كنند. نه آن‌قدر اضافه‌اند كه تحلیل شمع دانی منجر به طولانی شدن بیهوده زمان قصه شود و نه آن‌قدر كم و كوتاه كه بسیاری از رفتارها و روابط را گنگ جلوه دهد. به‌نوعی می‌توان گفت كه دیالوگها آشكاركننده همهٔ ماجرای قصه آن است. نویسنده با این گفت‌وگو ما را دچار سردرگمی نمی‌كند و به قول مارجوری بولتون «دیالوگها طوری نوشته شده‌اند كه برای تماشاگران كاملاً قابل هضم‌اند.»۱ علاوه بر آن بازیگر نیز موقع بیان آنها دچار لغزش نمی‌شود. دیالوگهایی از اشخاص در بعضی از صحنه‌ها به‌خصوص در بخش دوم كاملاً در تقطیع نماها و دیزالوهای صحنه‌ها مؤثر واقع می‌شوند و گذشت زمانی را نشان می‌دهند. نویسنده با كمك همین دیالوگها شخصیت آدمهای نمایش خود را به درستی می‌پروراند. او با چنین شخصیت‌پردازی‌ای همهٔ ابعاد وجودی آنها را به نمایش می‌گذارد و تلاش می‌كند با شناخت عمیقی كه از آدمهای پیرامون جامعه‌اش دارد، به شخصیتهای اثرش رنگ و عمق ببخشد. به‌عنوان نمونه شخصیتهای ایرج، مهتاب و دریا، جزو شخصیتهای محكم این اثر به شمار می‌روند هرچند كه سایر شخصیتها همچون ملوك، مهسا، مهشید و مهیار نیز از آنها كم ندارند و در نوع خود كامل‌اند و هریك به لحاظ ابعاد روان‌شناختی و جامعه‌شناختی قابل بررسی‌اند. این تسلط در شخصیت‌پردازی جدا از شناخت عمیق نویسنده از آدمهای اجتماعش، شناختی است كه او به روان‌شناسی آدمها دارد. برای همین، آدمهای او در این اثر كاملاً تحلیل شمع دانی واقعی به نظر می‌رسند و مخاطب در رویارویی با آنها، آنها را واقعی می‌پندارد. به دلیل توجه به وجه روان‌شناختی شخصیتها، آنها از عمق و رنگ و لایه‌های درونی هر آدمی مثل آدم واقعی برخوردار می‌شوند و بدین سبب روابط آنها با یكدیگر یا با محیط پیرامونی و فضای قصه، منطقی و درست می‌نماید. از وجوه دیگر این اثر كه در اینجا لازم به اشاره است، توجه نویسنده به نوع زبان است كه هریك از آدمها بر اساس شخصیتی كه دارند صحبت می‌كنند نه بر اساس آنچه كه می‌پنداریم باید باشند. آنها بر اساس پایگاه اجتماعی كه دارند و بر اساس سن و سال و شخصیت خویش تحلیل شمع دانی با زبانی گفت‌وگو می‌كنند كه در شأن شخصیت آنهاست. آنها نه با زبان روشنفكرانه و نه با زبان سطحی گفت‌وگو می‌كنند. آدمهای نمایش گلهای شمعدانی كاملاً به زبان محاوره همین روزها با هم سخن می‌گویند. از این منظر وجه رئالیستی اثر و تطابق با واقعیت كنونی پررنگ‌تر شده و نویسنده به این طریق جلوه واقع‌گرایانه‌تری به اثر خود می‌بخشد. گلهای شمعدانی دارای مزیتهای دیگری هم است كه همگی نشان از تسلط یعقوبی به مقوله كارگردانی و زبان صحنه دارد. جدا از صحنه‌پردازی، طراحی نور كه عموماً نماهای نزدیك و حداقل نماهای متوسط صحنه‌های نمایش را نشان می‌دهد، موسیقی نیز كاملاً با هماهنگی ساختار محتوای نمایشنامه، به جذابیت‌بخشی صحنه كمك و ح‍ُسن اجرا را تقویت می‌كند. تسلط بازیگران به نقشهای خود نیز از دلایل عمده باورپذیری قصه است. یعقوب صباحی، ناهید مسلمی، نگار جواهریان، پونه عبدالكریم‌زاده، پرستو گلستانی، فهیمه امین‌زاده، اشكان صادقی، جواد مولانیا، آیدا كیخایی همگی با بازیهای روان و راحت خود و درك و فهم مناسب از نقش، توانسته‌اند با موفقیت آدمهای نمایش را جان ببخشند و البته همگی این توفیق فقط به مدد تسلط گروه اجرایی به وظیفه‌شان بر اساس تخصصی كه دارند، امكان‌پذیر شده است.

پی‌نوشت:
۱ـ كالبدشكافی درام ـ نوشته ماری جوری بولتون ـ ترجمه رضا شیرمرز، چاپ اول، ۱۳۸۳، نشر قطره.

غزاله شمعدانی

می شود فکر کرده باشم دستمال های خونی را خاک کرده ای در گلدان های کنار باغچه…،
می شود خوابیده باشم روی پله های ایوان..
زیر شاخه های آلبالو ، زل زده باشم به حرکت دایره وار کفترها…
داستان بافته باشم و اصلا نگاه هم نکرده باشم…
به رد خون روی پاشویه،
به ملافه های نخ کش شده در باد
نشنیده باشم صدای فالش کلاوسن را در این راه روهای تو در تو،
میشود از این همه کاشی آبی گذشته باشم و
سوزن فرو شده در پروانه های روی دیوار
نظم ستون فقراتم را بهم ریخته باشد

اصلا نگاه نکرده باشم به زنی که ناخن هاش از چهارخانه های پیراهنت بالاتر رفته است
و میان ابروهایش حنا می گذارد.
لب هایم را به هم فشار می دهم ، دهانم طعم خون میگیرد،
و صدایی که فالش می شود در گوشهام از کلاوسنی است که در سینه ام ،
در این راه روهای تو در تو نشسته است

مربای آلبالو جوش خورده است ،
می شود شکر را اضافه کنم ، چشم بگیرم از کفترها
و پیش از آنکه دستمال های خونی را خاک کنی
پاشویه را آب کشیده باشم
اطلسی های کنار باغچه گل داده اند
می شود این وقت سال زیر شاخه های آلبالو بهار شده باشد ؟؟
این چهارخانه ها را از اینجا جمع کن
می خواهم خواب ببینم میان ابروهایم حنا گذاشته ام…



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.