بازار نیازمند نقدینگی است


کنترل بانک‌ها نیازمند اقتدار نظارتی

طرح اصلاح قانون بانک مرکزی عاملی مهم برای افزایش اقتدار بانک مرکزی و کنترل تورم است؛ طرحی که موجب افزایش نظارت، کارآمدی و پاسخگویی سیاست‌گذار پولی و بانکی کشور می‌شود.

به گزارش بازار به نقل از ایبنا، طرح اصلاح قانون بانک مرکزی که در اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ برای بررسی مجدد در شور دوم به کمیسیون اقتصادی مجلس ارجاع شده بود، در جلسه روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱ در کمیسیون اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت و با اصلاحاتی در عنوان و متن به تصویب رسید و در حال حاضر در انتظار ورود به صحن علنی مجلس برای تصویب است.

اصلاحات ساختاری نظام بانکی در ایران از موضوعات مورد توجه دولت‌هاست که همواره با مخالفت جدی ذینفعان بازار نیازمند نقدینگی است وضع موجود مواجه بوده و البته در دولت یازدهم و دوازدهم شاهد مخالفت جدی با طرح‌های اصلاحی در حوزه بانکداری بودیم.

درحالی در دولت سیزدهم شاهد استقبال از طرح اصلاح قانون بانک مرکزی هستیم که به گفته کارشناسان علاوه بر اصلاح نظام مالیاتی، به اصلاح قوانین بانکی از جمله قانون بانک مرکزی هم نیاز داریم تا موانع کنترل تورم از سر راه دولت و بانک مرکزی برداشته شود و در کنار افزایش درآمد دولت، شاهد کاهش خلق پول در نظام بانکی باشیم.

برهمین اساس از مجلس انتظار می‌رود تا همگام و هماهنگ با دولت در مسیر اصلاح نظام بانکی قدم بردارد و با تصویب قانون بانک مرکزی با حداکثر آرا موجب تغییرات مثبت در نظام بانکی و حرکت اقتصاد کشور به سمت رشد، توسعه اقتصادی و کاهش تورم شود.

تبیین اهمیت تصویب قانون اصلاح بانک مرکزی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا با تبدیل این مسئله به یک درخواست عمومی می‌توانیم شاهد ورود هر چه سریع‌تر این طرح به صحن علنی مجلس و تصویب آن توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی باشیم.

این قانون موجب افزایش، اقتدار، کارآمدی، نظارت و پاسخگویی بانک مرکزی می‌شود که در ادامه و به اختصار، به بررسی هر کدام از این موارد می‌پردازیم:

استقلال بانک مرکزی از خواسته‌های دولت مسئله‌ای ضروری است که در اکثر اقتصادها نیز مطرح است. بانک مرکزی باید بتواند بدون دخالت دولت به سیاستگذاری پولی بپردازد و به دلیل تعارض منافع بین برخی سیاست‌های دولت و سیاستگذاری پولی بانک مرکزی، دولت نباید مانعی بر سر راه بانک مرکزی باشد.

در اصلاحیه این قانون با ایجاد تغییر در ترکیب اعضای مجمع و هیأت عالی (جایگزین شورای پول و اعتبار) بانک مرکزی، شاهد بهره‌گیری بیشتر بانک مرکزی از متخصصان حوزه پول و بانک و افزایش نسبت تعداد کارشناسان به کل اعضا و همچنین کاهش سلطه دولت در نظام تصمیم گیری بانک مرکزی هستیم.

اقتدار بانک مرکزی باعث کوتاه شدن دست ذینفعان وضع موجود، اخلالگران اقتصادی و پولی و بانکی، مجرمان بازار پول و بانک‌های ناسالم که از خلاء‌های مقرراتی سوء‌استفاده می‌کنند، جلوگیری از استقراض بی رویه دولت از بانک مرکزی و کنترل نقدینگی از محل پرداخت تنخواه و همچنین ریال در مقابل ارزهای دولتی فروخته نشده یا اعتباری توسط بانک مرکزی می‌شود.

کارآمدی بانک مرکزی در میزان توان آن در کنترل و مدیریت انجام وظایف و نظارت است که در قانون بانک مرکزی در هر دو حوزه توان مدیریتی و نظارت بانک مرکزی، شاهد تغییرات مثبتی هستیم که باعث کنترل استقراض دولت از بانک مرکزی، کنترل خلق پول بانک‌ها، تعدیل جریان نقدینگی و هدایت آن به سمت بخش مولد اقتصادی، تقویت نقش نظارتی بانک مرکزی شامل پیشگیری، اصلاح و گزیر مؤسسات و بانک‌های ناسالم، تقویت ابزارهای نظارتی شامل تشکیل هیأت‌های بدوی و تجدید نظر رسیدگی به تخلفات، پیگیری جرایم بازار پول و ایجاد شعب رسیدگی به جرایم، برخورد با اخلالگران اقتصادی پولی و بانکی و بد حسابان بانکی، برطرف کردن مواردی که خلأ مقرراتی وجود دارد مثل رمزارزها، امکان تعریف ابزارهای پولی جدید و توسعه بازار متشکل ارزی در کشور می‌شود.

همچنین پاسخگویی بانک مرکزی با توجه به استقلال و اقتدار در تصمیم گیری در حوزه وظایف خود در برابر دولت، بانک‌ها و افکار عمومی به موجب تصویب این قانون افزایش می‌یابد. تا پیش از این بانک مرکزی به دلیل عدم اقتدار و استقلال توان پاسخگویی شفاف در حوزه وظایف و اهداف تعریف شده برای خود را نداشت.

بانک مرکزی یک نهاد سیاست گذاری پولی است که وظیفه نظارت بر نظام پولی، بانکی و ارزی کشور و از همه مهمتر حفظ ارزش پول ملی یا به عبارتی دیگر کنترل تورم را برعهده دارد.

بانک مرکزی الزاماتی را هم برای صنعت بانکداری تعیین می‌کند؛ مانند ذخایر نقدی یا همان سپرده قانونی که بانک‌ها باید در مقابل سپرده‌های خود نگه دارند. همچنین از بانک مرکزی در اقتصاد به عنوان «آخرین وام دهنده» به مؤسسات مالی مشکل‌دار و دولت یاد می‌شود که می‌تواند به تأمین نقدینگی بانک‌ها و رفع کسری آن‌ها تنها به عنوان آخرین راه حل کمک کند و نباید دولت و بانک‌ها در صورت وجود راه حل‌های دیگر به استقراض از بانک مرکزی به عنوان «آسان‌ترین راه حل» نگاه کنند.

براساس آمارهای رسمی، حجم نقدینگی با رشد ۱۰ برابری در دولت گذشته به ۵۰۰۰ همت (هزار میلیارد تومان) در سال ۱۴۰۱ رسیده که به هر حال نشان از عدم توانایی بانک مرکزی در ادوار گذشته در کنترل نقدینگی دارد. همچنین حجم پایه پولی در اقتصاد ایران از ۹۵ هزار میلیارد تومان در ابتدای دولت یازدهم به ۵۰۰ هزار میلیارد تومان در پایان خرداد ۱۴۰۰ رسید که حاکی از افزایش بی رویه پایه پولی توسط بانک مرکزی در سال‌های اخیر است.

این در حالی است که با تصویب اصلاح قانون بانک مرکزی استقراض دولت به انواع مختلف از بانک مرکزی و همچنین توان بانک‌ها در خلق پول به واسطه نظارت بیشتر و اقتدار بانک مرکزی، کاهش می‌یابد.

با این وجود در حالی بیش از ۴۰ سال از آخرین اصلاح قانون بانک مرکزی می‌گذرد که اصلاح این قانون بسیار بدیهی و برای کشور مسئله‌ای حیاتی است و در حال حاضر و با رویکرد تحول گرایانه دولت سیزدهم خوشبختانه شاهد نهایی شدن قانون در کمیسیون اقتصادی مجلس و استقبال دولت از این طرح هستیم و امیدواریم با تصویب آن توسط مجلس شورای اسلامی در آینده‌ای نزدیک شاهد افق‌های روشن این تغییرات در اقتصاد کشور باشیم.

بررسی عملکرد ضعیف بازار سرمایه در ماه‌های گذشته

عملکرد ضعیف بازار سهام در ‏‏‏‏‏‏‌ماه‌های گذشته و سرعت‏‏‏‏‏‏‌گرفتن موج‌های ریزشی در هفته‏‏‏‏‏‏‌های اخیر، بیش از پیش بر نگرانی سرمایه‏‏‏‏‏‏‌گذاران افزوده است.

به گزارش فابانیوز، گزارش‌ها نشان می‌دهد، خروج پول همچنان از بازار سرمایه ادامه دارد، به طوری که شنبه هفته گذشته ۶۲۹ میلیارد تومان و روز دوشنبه ۱۲۳ میلیارد تومان پول از بازار خارج و تنها در روز چهارشنبه ۵۳ میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار شد. اما میانگین خروج نقدینگی سهامداران در هفته‌ای که گذشت به ۶۹۹ میلیارد تومان رسید.

بنا به این گزارش، شاخص کل بورس چهارشنبه هفته گذشته روی عدد یک میلیون و ۳۵۵ هزار واحدی بود و در این هفته به محدوده یک میلیون و ۳۴۶ هزار واحدی رسید و افت ۰.۶۴ درصدی را ثبت کرد. از سوی دیگر شاخص هم‌وزن نیز کاهش ۰.۸۰ و شاخص کل فرابورس نیز در حدود ۰.۱۹ درصد کاهش یافت و به تراز ۱۸ هزار و ۳۶۲ واحدی رسید.

ارزش معاملات این هفته برابر با شش ۶۷۰۴ میلیارد تومان بود که روز شنبه ارزش معاملات ۲۵۵۴، دوشنبه ۲۰۸۱ میلیارد تومان و روز چهارشنبه ۲۰۶۰ میلیارد تومان بود.

چرا بورس درجا می‌زند؟/ شوک مصنوعی به سهامداران

با وجود این شرایط بازار سرمایه، هفته گذشته رییس سازمان بورس در نامه‌ای رسمی به معاون اول رییس‌جمهور با بررسی شرایط کنونی بازار سهام، ۸ چالش عمده و ۶ پیشنهاد برای مدیریت نااطمینانی‌ها را اعلام کرد.

در متن نامه ارسالی مجید عشقی، از مهمترین چالش‌ها و عوامل ایجادکننده نگرانی‌های بازار سهام در محورهای هشت‌گانه شامل «روند افزایشی نرخ سود بانکی و تاثیر آن بر خروج نقدینگی از بازار»، «کاهش حاشیه سود شرکت‌های ناشی از افزایش نرخ خوراک و حامل‌های انرژی»، «قیمت‌گذاری دستوری محصولات صنایع از قبیل خودرو، شوینده، لاستیک و …»، «انجام معاملات شرکت پالایش و پخش در بورس انرژی»، «نوسان در نرخ ارز و تاثیر آن در افزایش نااطمینانی‌های صنایع برای توسعه فعالیت»، «واگذاری سهام در شرکت‌های خودروسازی»، «اتخاذ تصمیمات برای شرکت‌های صادرات محور بدون درنظرگرفتن منافع کلان اقتصادی» و «قطعی برق در تابستان و گاز در زمستان و آثار منفی آن بر تولیدو بهای تمام شده» نام برده شده است.

در پایان این نامه ۷ صفحه‌ای پیشنهادهایی برای مدیریت نااطمینانی‌ها در بازار سهام نیز در ۶ محور با عنوان «تثبیت نرخ سود بین بانکی در کانال از پیش تعیین شده»، «حذف نرخ‌ هاب اروپایی از فرمول قیمت‌گذاری نرخ خوراک و سوخت گاز»، «حذف قیمت‌گذاری دستوری»، «شفاف شدن روابط مالی فیما بین دولت و بنگاه‌های اقتصادی»، «تعیین تکلیف واگذاری سهام خودروها» و «واریز مابقی تعهدات صندوق توسعه ملی به صندوق تثبیت بازار» ارائه شده است.

امید حداقلی به بازار

همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه درباره وضعیت کنونی بازار سرمایه اعتقاد دارد: ریزش بورس در واقعیت بی‌سابقه نبوده و در زمان‌هایی که بازار دچار پنیک و نگرانی می‌شود، شاهد خروج نقدینگی هستیم و در حال حاضر یک مقداری نگرانی در بازار سرمایه وجود دارد.

او، عدم حمایت از بازار را یکی از اصلی‌ترین دلایل ریزش بورس معرفی می‌کند و می‌گوید: متاسفانه ما بسیار شاهد موارد پنیک در بازار سرمایه بودیم که این پنیک‌ها با حمایتی همراه نمی‌شود.

این کارشناس بازار سرمایه درگفت‌وگو با خبرگزاری خبرآنلاین با اشاره به این‌که بازار سرمایه نیازمند نقدینگی است،می‌افزاید:بانک مرکزی با بالا بردن نرخ بهره و بستن خطوط اعتباری خود بر روی بانک‌ها، سطح نقدینگی را در کل جامعه پایین آورده و اکثر فعالیت‌ها دچار رکود شده است و شرکت‌ها با ظرفیت بسیار پایینی فعالیت می‌کنند که آمارهای رسمی نیز این موارد را تایید می‌کنند و زمانی که دولت حمایتی نمی‌کند و نقدینگی به بازار تزریق نمی‌کند، شرکت‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند؛ به خصوص در بخش‌های دولتی که وضعیت مالی آنها در حال بدتر شدن است.

وی عنوان می‌کند: در حالی که بازارها در حال کاهش هستند، عده‌ای با خوش‌بینی اقدام به خرید می‌کنند، اما ما نباید فراموش کنیم که تقریبا از ۱۹ مرداد ۹۹ تا الان بازار در حال کاهش پیوسته است و هر زمانی که در دفعات قبل نیز اقدام به خرید می‌کردید، کف دیگری نیز برای آن شکل گرفته بود.

دارابی می‌گوید: در حال حاضر قیمت‌ها در بازار سرمایه در وضعیت خوبی هستند، اما مساله این است که امیدواری چندانی در این بازار نیست و از آنجا که امیدواری چندانی وجود ندارد، نقدینگی حرکتی برای خرید نمی‌کند و حمایتی نیز اگر نشود، سهامداران خود را تنها در بازار احساس می‌کنند و به همین خاطر موج فروش‌ها به وجود خواهد آمد.

سردرگمی سهامداران

مجید عبدالحمیدی، کارشناس و فعال بورس و بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرآنلاین درباره وضیعت این روزهای بورس می‌گوید: بلاتکلیفی بازار بهترین اصطلاحی است که این روزها می‌توان در جمع فعالان بازار و رسانه‌ها به وضوح مشاهده کرد. در خیلی از صنایع متوسط نمادهایی با p/e پنج حتی کمتر به وفور پیدا می‌شود.

وی می‌افزاید: درگروه‌های بزرگ‌تر نیز وضعیت به همین صورت است و بازار از لحاظ قیمتی آماده رشد است.اما نبود ورود پول جدید به بازار که به خاطر شرایط وضیعت فعلی سیاسی و اقتصادی کشور است، مهم‌ترین دلیل درجا زدن این روزهای بازار است.

این کارشناس بازار سرمایه عنوان می‌کند: بازار سهام به سبب نامعلوم بودن افق پیش روی مذاکرات احیای برجام در این روزها بسیار بلاتکلیف عمل کرده است. این رویکرد بازار به آن معناست که در شرایط کنونی به سبب ابهام فعالان اقتصادی نسبت به آینده، بورس نیز رویکرد معینی درباره سرمایه‌گذاری حتی در کوتاه‌مدت ندارد.

عبدالحمیدی تصریح می‌کند: به نظر من با تعیین و تکلیف این موضوع و ثابت شدن سیاست‌های بانک مرکزی برای نرخ سود بین بانکی،می‌توان به پایان این روند در بورس خوش‌بین بود.

وی درباره سردرگمی سهامداران در این روزها می‌گوید: هیچ چیز برای بازار بدتر از بلاتکلیفی و سردرگمی سرمایه‌گذارانش نیست. در این وضعیت برخی از سیاست‌گذاران کلان با به راه انداختن موج‌های مصنوعی در بازار سعی در دادن شوک و رونق مقطعی آن دارند.

این کارشناس بازار سرمایه یادآور می‌شود: صحبت‌های افراد مختلف در مورد اعداد شاخص، بالا بردن دامنه نوسان یا بیشتر کردن زمان انجام معاملات نمی‌تواند به‌تنهایی کمکی به رشد بازار کند و حتی بیشتر باعث بی‌اعتمادی سهامداران به بازار خواهد شد.

عبدالحمیدی تاکید می‌کند: سهامداران نباید با دارایی‌های خود احساسی و هیجانی رفتار کنند. آن دسته از سهامدارانی که تمایل به ورود در بازار دارند، باید همه جوانب را قبل از ورود بررسی کنند و سپس در زمان و موقعیت مناسب وارد شوند. اگر دانش این کار را ندارند، از افراد و شرکت‌های متخصص کمک بگیرند و خودشان به طور مستقیم وارد بازار سرمایه نشوند.

با این حال، برخی از کارشناسان معتقدند که با توجه به انتشار گزارش‌های سه و شش ماهه، انتظار می‌رود که بورس هفته آینده روزهای متعادل و گاهی مثبت خوبی را پشت سر بگذارد.

گزارش‌های ۳ و ۶ ماهه بازار سرمایه بسیار مهم است، چراکه می‌تواند روند بازار را تغییر دهد و احتمالا می‌رود برخی از شرکت‌ها بازدهی منفی داشته باشند. عواملی چون قطعی برق، کاهش قیمت کامودیتی‌ها در بازارهای جهانی، کاهش قیمت نفت، نوسان قیمت دلار و… صورت مالی‌های مطلوبی نداشته باشیم. البته این عوامل صددرصد نیست و ممکن است برخی از شرکت‌ها عملکرد بسیار مثبت و برخی دیگر عملکرد منفی داشته باشند.

اغلب کارشناسان می‌گویند که شرکت‌های دلارمحور با کاهش سودآوری و شرکت‌های داخلی و ریال‌محور سود مواجه خواهند شد. اما به طور کلی وضعیت سودآوری شرکت‌ها در گزارش‌های سه و شش ماهه منفی خواهد بود.

اثرات افزایش نرخ بهره بر تورم و نقدینگی مردم در بازار ایران

تبلیغات از طریق ارسال ایمیل

این روزها موضوع اقتصاد برای بسیاری از افراد مورد توجه قرار گرفته و سوالات زیادی را برای مردم به وجود آورده است؛ لذا ما در این مقاله اثرات افزایش نرخ بهره بر تورم و نقدینگی مردم در بازار ایران را بررسی خواهیم کرد.

از آنجایی که انسانها ذاتا به دنبال کسب سود و منفعت خود هستند، به روشهایی فکر می کنند که در آن بیشترین درآمد را داشته باشند تا به هدف خود برسند؛ در واقع این همان تعریف ساده علم اقتصاد می باشد.

علم اقتصاد، دانش مربوط به استفاده حداکثری از منابع محدود موجود است؛ از بارزترین موضوعاتی که در بحث علم اقتصاد به ذهن خطور می کند، موضوع پول و ارزش پول است.

با توجه به اینکه تمام کشورها در جهان معاملات خود را با پول و یا معادل ارزش آن انجام می دهند، مشاهده می شود که ارزش پول هر کشور با دیگری متفاوت است.

اثر تورم بر نقدینگی و بازار ایران

نقدینگی، نرخ تورم و نرخ بهره از جمله عواملی هستند که بر ارزش پول اثر می گذارند.

به تمام وجوه نقد افرد که شامل اسکناس و مسکوک در دست و موجود در حسابهای بانکی آنان است، پول گفته می شود.

بنابراین داشتن مقادیر زیاد وجه نقد باعث افزایش خرید مردم می شود و در صورتی که تولید کنندگان داخلی نتوانند پاسخگوی این نیاز باشند، کالاهای خارجی جایگزین کالاهای آنان شده که علاوه بر افزایش قیمتها، منجر به افزایش بیکاری و عواقب ناشی از آن خواهد شد.

تورم یا Inflation در اصل به معنای ورم کردن و دمیدگی غیر واقعی است و منظور از آن در علم اقتصاد افزاش سطح عمومی قیمتها می باشد.

تعاریف مختلف و نظریه های متفاوتی از تورم وجود دارد و اصلی ترین آنان افزایش قیمتها به طور نامنظم است.

مفهوم قبلی تورم که به پیش از قرن نوزهم باز می گردد، به افزایش حجم پولی اشاره می کرد که توانایی تبدیل کردن به طلا را نداشت، اما پس از قرن نوزدهم مفهوم جدید آن رایج گردید که به افزایش سطح قیمتها در مدت زمان مشخص بین دو تاریخ گفته می شود.

معمولا تورم زمانی رخ می دهد که قیمت کالاها و خدمات به طور غیر معمول و غیر واقعی افزایش یابد و تعادلی میان تقاضا برای خرید و محصولات مورد ارائه در جامعه وجود نداشته باشد.

در کشورهای پیشرفته نرخ تورم درصد بسیار پایینی دارد و قیمتها نسبتا ثابت هستند؛ زیرا همیشه متناسب با نیاز جامعه تولید صورت می پذیرد، اما از طرف دیگر در کشورهای کمتر توسعه یافته مقدار تولید کالا و خدمات بسیار پایین تر از تقاضای مردم است و قیمت فروش کالاها به طور غیر واقعی بالا است، لذا اصطلاحا در آنجا قیمتهای متورم وجود دارد.

تمام افرادی که پول خود را در بانک پس انداز می کنند، به طور همزمان نمی خواهند پول خود را برداند، در این شرایط بانکها می توانند با مبالغی که نزد خود دارند اقدام به دادن وام کنند و در قبال این کار از مردم سود یا همان بهره دریافت نمایند.

تمام افرادی بازار نیازمند نقدینگی است که تاکنون از بانک وام دریافت کرده اند می دانند که درصدی بیشتر از آنچه که از بانک می گیرند باید به بانک پس بدهند و این درصد به طور ساده همان نرخ بهره یا Interest rate می باشد.

در واقع از آنجایی که پول به مرور ارزش خود را از دست می دهد و مبلغ وام به تدریج بازپرداخت می شود، درصدی به عنوان هزینه فرصت سرمایه گذاری از وام گیرنده دریافت می گردد.

نرخ بهره که در تمام کشورها توسط بانکهای مرکزی تعیین می شود، یک ابزار بسیار مهم در سیاستهای پولی است و برای کنترل نقدینگی، نرخ تورم، مقدار سرمایه گذاری، نرخ بیکاری و دیگر متغیرهای اقتصادی استفاده می شود.

کاهش نرخ بهره به معنی کاهش هزینه سرمایه گذاری، دریافت ساده تر پول از طرف مردم، افزایش نقدینگی و در نتیجه افزایش مصرف خواهد بود؛ در صورتی که به طور نادرست اعمال شود می تواند به افزایش نرخ تورم منجر شود که عواقب خطرناکی خواهد داشت.

اما افزایش نرخ بهره سپرده گذاران را به سرمایه گذاری در بانکها تشویق می کند و از طرف دیگر این افزایش باعث می شود که وام گرفتن برای گروهی گران باشد و توجیه اقتصادی خود را از دست بدهد.

لذا این افزایش نرخ بهره باعث کاهش نقدینگی جامعه می گردد و همزمان قدرت و رغبت خرید را برای مردم کم می کند و تقاضا کاهش می یابد؛ در نتیجه افت تقاضا و تولید پول باعث کاهش نرخ تورم می گردد.

بانکهای مرکزی در تمام کشورها همواره از نرخ بهره به منظور ابزار کنترل نرخ تورم عرضه و تقاضا استفاده می کنند و در دوره های مختلف این نرخ کاهش یا افزایش یافته است؛ ولی تعیین زمان دقیق تغییرات نرخ نیازمند بررسی دقیق و مطالعات فراوان است.

بورس بیشتر سقوط می کند؟

شاخص کل بورس در حالی در روز گذشته با افت خود سرمایه‌گذاران را شوکه کرد که به گفته کارشناسان امکان ریزش‌های بیشتر شاخص همچنان وجود دارد.

بورس بیشتر سقوط می کند؟

به گزارش صبح تازه، در اولین روز کاری مهر ماه اغلب نمادهای بازار سهام ریزش کردند و نقشه بازار قرمزپوش شد.

در معاملات روز شنبه دوم مهر ماه، شاخص کل بورس پایتخت نسبت به روز کاری قبل ۲۷ هزار و ۵۷ واحد افت کرد و به رقم یک بازار نیازمند نقدینگی است میلیون و ۳۲۸ هزار و ۱۸۳ واحد رسید.

شاخص هم وزن بورس با کاهش ۹ هزار و ۱۶۳ واحدی در سطح ۳۸۶ هزار و ۵۱۵ واحدی ایستاد.همچنین شاخص کل فرابورس (آیفکس) ۲۴۹ واحد پائین آمد و در سطح ۱۸ هزار و ۱۴۶ واحد قرار گرفت.

همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه در خصوص این ریزش اخیر گفت: ریزش روز گذشته بورس در واقعیت بی‌سابقه نبوده و در زمان‌هایی که بازار دچار پنیک و نگرانی می‌شود شاهد خروج نقدینگی هستیم و در حال حاضر یک مقداری نگرانی در بازار سرمایه وجود دارد.

دارابی در ادامه درخصوص دلایلی که شاخص کل بورس را در روز گذشته منفی کردند؛گفت: ریزش قیمت نفت در روزجمعه گذشته خیلی بر روی گروه پتروشیمی و پالایشی در بورس تاثیر گذاشت و از طرفی انتظارات زیادی از سفر به نیویورک در بین مردم وجود داشت و خبرهای خوبی در خصوص مذاکرات سیاسی پیش از این منتشر شده بود که در نهایت همواره نتیجه مهم تر است و تاثیر خود را بر بازار سرمایه گذاشت و گزارش‌های ۶ ماهه نیز در حال ارائه شدن هستند که شرکت‌های کوچک تنها آنها را ارائه داده‌اند و شرکت‌های بزرگ هنوز اقدامی در این جهت نکرده‌اند و بورس با توجه به آنچه گفته شد در حال نمایش دادن یک شرایط عادی است.

بازار سرمایه نیازمند حمایت جدی است

دارابی عدم حمایت از بازار را یکی از اصلی‌ترین دلایل ریزش بورس معرفی کرد و گفت: متاسفانه ما بسیار شاهد موارد پنیک در بازار سرمایه بودیم که این بازار نیازمند نقدینگی است پنیک‌ها با حمایتی همراه نمی‌شود.

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه با اشاره به این موضوع که بازار سرمایه نیازمند نقدینگی است؛ گفت: بانک مرکزی با بالا بردن نرخ بهره و بستن خطوط اعتباری خود بر روی بانک‌ها سطح نقدینگی را درکل جامعه پایین آورده و اکثر فعالیت‌ها دچار رکود شده است و شرکت‌ها با ظرفیت بسیار پایینی فعالیت می کنند که آمارهای رسمی نیز این موارد را تایید می‌کنند و زمانی که دولت حمایتی نمی کند و نقدینگی به بازار تزریق نمی‌کند شرکت‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند به خصوص در بخش های دولتی که وضعیت مالی آنها در حال بدتر شدن است.

دارابی در ادامه افزود: بازار سرمایه قطعا نیازمند حمایت جدی و تزریق نقدینگی قابل ملاحظه است. دلار در بازار آزاد در مرز ۳۲ هزار تومانی است

وی در ادامه گفت: دلار نیز در حال حاضر بسیار به شرکت‌ها آسیب‌ می‌زند چراکه دلار در بازار آزاد نزدیک به ۳۲ هزار تومان معامله می‌شود و ارز نیمایی ۲۷ هزار تومان است و در صورتی که صادرکننده باشید بر روی هر دلار ۵ هزار تومان ضرر می‌کنید در حالی که هزینه‌های شما در داخل با دلار آزاد حساب می‌شود و در صورتی که سیاست‌ها به این سمت رود که نرخ ارز واقعی شود و نرخ ارز نیمایی بالاتر بیاید می توانست در راستا حمایت از بازار سرمایه کمک‌کننده باشد.

سقوط‌های بیشتر و قیمت‌های پایین تر در راه است؟

این کارشناس اقتصادی درادامه در پاسخ به این پرسش که آیا وضعیت بازار سرمایه برای ورود سهامداران مناسب است یاخیر؛ گفت: معمولا درحالی که بازارها در حال کاهش هستند عده‌ای با خوشبینی اقدام به خرید می‌کنند اما ما نباید فراموش کنیم که تقریبا ازتاریخ ۱۹/۵/۱۳۹۹ تا الان بازار به صورت دائمی درحال کاهش پیوسته است و هر زمانی که در دفعات قبل نیز اقدام به خرید می‌کردید کف دیگری نیز برای آن شکل گرفته بود.

وی در ادامه گفت: در حال حاضر قیمت‌ها در بازار سرمایه در وضعیت خوبی هستند اما مسئله این است که امیدواری چندانی در این بازار نیست و از آنجا که امیدواری چندانی وجود ندارد، نقدینگی حرکتی برای خرید نمی‌کند و حمایتی نیز اگر نشود سهامداران خود را تنها در بازار احساس می‌کنند و به همین خاطر موج فروش ها به وجود خواهد آمد.

دارابی در ادامه گفت: قیمت‌ها در حال حاضر در برخی از شرکت‌ها ارزنده است اما باید قیمت‌های جهانی و به خصوص قیمت نفت در آینده را در نظر گرفت و از طرفی باید روند نرخ بهره را نیز مدنظر داشت که کاهش آن می‌توانست کمک کننده باشد و در حال حاضر با این ابهامات و مشکلات آینده قابل پیش‌بینی نخواهد بود که ما در حال حاضر در کف قیمتی هستیم یا اینکه سقوط‌های بیشتر و قیمت‌های پایین تری را تجربه خواهیم کرد.

این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: شاخص کل بورس در حال حاضر از ابتدای سال نیز عقب‌تر است و ما نیمه اول سال ۱۴۰۱ را با زیان بسته‌ایم و وارد نیمه دوم شدیم که برای سرمایه‌گذاران به هیچ وجه مطلوب نخواهد بود و قطعا جریان مثبتی را به اقتصاد نخواهد داد.

پاییز و زمستان نمی‌تواند بهتر از تابستان باشد!

همایون دارابی در ادامه در پاسخ به این پرسش که سقوط بورس چه ضرباتی به اقتصاد خواهد زد؛ گفت: در حال حاضر ما با مشکل بسیار بزرگی مواجه هستیم و آن هم این است که سیاست دولت در حوزه اقتصاد و به ویژه در حوزه تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری مشخص نیست.

این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: در نیمه اول با کش و قوس فراوان حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی اتفاق افتاد اما از طرف دیگر یکی از سنگین‌ترین دوره‌های قیمت گذاری دستوری بر روی شرکت‌ها را نیز تجربه کردیم که اثار مخرب آن را در حال حاضر در گروه‌ها می بینیم و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند تمام مردم به این نتیجه خواهند رسید که سرمایه‌گذاری به غیر از زیان چیزی ندارد چه این سرمایه گذاری در بحث تولید باشد و یا چه در بحث ساخت و ساز.

دارابی در ادامه گفت: در حال حاضر همه سازندگان می‌گویند که در بحث ساخت و ساز زیان‌ده هستند و یا کارخانه داران صنایع فعال ما در سال‌های گذشته مانند صنعت لاستیک و شوینده و داروسازی ها و خودرو که پس از شرکت‌ نفت بزرگترین تولیدکننده مزیت اقتصادی در کشور هستند و یا بانک‌ها همه درگیر فشاری هستند که نشان می دهد کار کردن برای آنها دیگر صرفه اقتصادی ندارد و عدم پاسخگویی به سرمایه‌گذار موجب خواهد شد که سرمایه از این بخش ها فرار کند و از طرف دیگر بازارهای غیرمولد و خاکستری مانند دلار، طلا، خرید و فروش زمین و آپارتمان هستندکه سرمایه گذاران را جذب خواهند کرد و نقدینگی را از دست بخش مولد خارج خواهند کرد که درنهایت کاهش رشد اقتصادی و بیکاری گسترده برای ما باقی خواهد ماند.

وی در آخر افزود: در تابستان که معمولا باید بالاترین سطح از فعالیت اقتصادی را تجربه کرد ما در رکود اقتصادی بودیم و در پاییز و زمستان وضعیت اقتصادی نمی تواند بهتر از تابستان باشد.

استحاله نقدینگی در بازار اولیه

دنیای اقتصاد-هادی سلگی : همزمان با افزایش قیمت در بازارهای دارایی و کالایی و متورم شدن اقتصاد بحث‌های ارتباط قیمتی بین دو بازار دارایی و کالا و خدمات در بدنه کارشناسی اقتصاد داغ شده است، به‌ویژه از زمانی که برخی کارشناسان اقتصادی بورس را منشأ اثرات تورمی معرفی و نسبت به آن هشدار دادند. در این گفت‌وگو وحید شقاقی‌شهری تحلیل خود را از دینامیسم‌ تورم در شرایط کنونی اقتصادی ایران ارائه می‌کند.

استحاله نقدینگی در بازار اولیه

این اقتصاددان خطاب به گروهی که بازار سرمایه را عامل رشد تورم می‌دانند، می‌گوید نباید منشأ پولی تورم را فراموش و تحلیلی برعکس از اوضاع به‌دست داد. اما با این حال او معتقد به نوعی سرریز تورم از بازار دارایی به بازار کالایی است و برای جلوگیری از این جریان منفی توصیه رشد بازار اولیه را به مسوولان می‌دهد. «در بازار سرمایه عمدتا سوداگری و سفته‌بازی پررونق است. واقعیت این است که دولت برای توسعه بازار اولیه برنامه داشته باشد به‌عنوان مثال دولت می‌تواند پروژه‌های کلان ملی را در بازار اولیه و در قالب صندوق پروژه تعریف کند، نمونه همان صندوق‌های دارا که اکنون راه افتاده است. اما در اینجا پروژه‌ها و طرح‌های عمرانی در قالب صندوق به بازار سرمایه عرضه خواهد شد.»

آیا در حال‌حاضر اقتصاد با تورم بازارهای دارایی مواجه شده است؟ به نظر شما اصولا بین بازار دارایی و کالایی چه ارتباط قیمتی‌ای وجود دارد؟

به‌طور سنتی و تقریبا تا سال گذشته عموم مردم ایران با ۴ بازار دارایی اصلی سروکار داشته‌اند؛ بازار طلا، خودرو، ارز و مسکن. به ترتیب میزان نقدشوندگی این ۴ بازار برای مردم اولویت داشتند و از این منظر دلار و خودرو هم نقدشوندگی بالاتری دارند و هم در مقیاس سرمایه‌های خرد معامله‌پذیرند، لذا همواره از جذابیت بالایی برای سرمایه‌های خرد و کلان برخوردار بود‌ه‌اند. اما از نیمه دوم سال گذشته نوعی حرکت خاموش را در بازار سرمایه شاهد بودیم. تقریبا از این تاریخ بازار سرمایه شروع به واکنش به تاخر زمانی نسبت به ۴ بازار دارایی گفته شده و حرکت تدریجی و بی سروصدای نقدینگی به سمت این بازار کرد. در این شرایط با اضافه شدن چند عامل دیگر، بازار سرمایه وارد مرحله جدیدی از رشد شتابان شد.

عامل اصلی این رشد چه بود؟

یک عامل اصلی عقب‌افتادگی رشد بورس نسبت به ۴ بازار دیگر بود. اگر روند ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته این ۴ بازار را نگاه کنید، نشان می‌دهد بازار سرمایه نسبت به دیگر بازارهای دارایی از عقب‌ماندگی بالایی برخوردار بوده است. عامل دیگر شیوع ویروس کرونا در اسفند ماه بود. در شرایط نگرانی و قرنطینه معاملات ۴ بازار دارایی یادشده متوقف شد، زیرا شرط لازم دادوستد در آنها حضور فیزیکی افراد است، ولی در مقابل یکی از ویژگی‌های مهم بازار سرمایه این است که بدون حضور فیزیکی و از طریق اینترنت امکان معامله وجود دارد. این امر در شرایط شیوع بیماری و قرنطینه کمک‌کننده بود و برای بازار سهام نقطه قوت بزرگی محسوب می‌شد. بازار طلا هم در فروردین ماه تا ۴۰ روز تعطیل شد و عملا از این تاریخ هجوم بی‌رویه مردم عادی به بازار سرمایه را شاهد بودیم. شاخص این بازار در فروردین حدود ۵۰۰ هزار بود و از بعد تعطیلات تقریبا هر روز همه ۶۴۰ نماد روزانه مثبت ۵ را پر می‌کردند. این روند تا اواسط اردیبهشت ماه ادامه یافت و از این تاریخ به بعد روند تا حدی متعادل‌تر شد اما با این حال همچنان با بازدهی بالای این بازار مواجه بودیم. اگر سه ماه اول بازار سرمایه را بررسی کنیم، بخشی از سهم‌ها بازده بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ درصد تا سه ماه اول امسال داشتند. به‌عنوان نمونه نمادهای خودرویی بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد در این دوره بازده داشتند. بازده نجومی و رشدهای عظیم هجوم مردم به این بازار را افزایش داد. برآوردها نشان می‌دهد که تاکنون ۱۰۰ هزار میلیارد تومان به این بازار جذب شده است.

این میزان رشد در بازار سرمایه چه تبعاتی برای اقتصاد کلان داشته است؟

من می‌خواهم بگویم بازار سرمایه نسبت به ۴ بازار دیگر مناسب‌تر است، هم می‌تواند فرصت و هم تهدید برای اقتصاد ایران باشد. بازار طلا و دلار کاملا بازارهای دارایی مخرب در اقتصاد محسوب می‌شوند و بازار خودرو و مسکن بینابین هستند، یعنی رشد قیمت در این دو بازار می‌تواند محرک رشد باشد و هم می‌تواند اثرات منفی در اقتصاد ایجاد کند. رشد قیمت مسکن در بازار باعث تحریک سرمایه‌گذاران می‌شود و هرقدر بازار مسکن در شرایط رکودی باشد کمتر بازار نیازمند نقدینگی است بازار نیازمند نقدینگی است مورد توجه قرار می‌گیرد. ولی به هر حال رشد قیمت خودرو و مسکن بر بخشی از دهک‌‌های درآمدی اثرات منفی باقی می‌گذارد و تبعات نامطلوب اجتماعی هم دارد. اما بازار سرمایه کاملا می‌تواند فرصت باشد، اقتصاد ایران همواره با یک چالش کمبود منابع مالی مواجه بوده و این تنگنای منابع مالی می‌تواند در بازار سرمایه مرتفع شود. در ایران عمدتا تامین بازار نیازمند نقدینگی است بازار نیازمند نقدینگی است مالی از مسیر منابع بانکی بود و بازار سرمایه نقش چندانی در تجهیز منابع بنگاه‌ها نداشت، در حالی که در دنیا بازارهای سرمایه نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تامین منابع مالی برای بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری و اقتصاد کلان دارد. اگر واقعا این بازار سرمایه خوب برنامه‌ریزی شود می‌تواند یک فرصت برای اقتصاد باشد.

شما گفتید رشد بازار سرمایه هم می‌تواند فرصت و هم تهدید باشد. در چه شرایطی این فرصت‌ و تهدید به‌وجود خواهد آمد؟

بازار اولیه می‌تواند برای تامین منابع اقتصاد کمک کند و بسیاری از پروژه‌های ملی و بخش خصوصی هم نیازمند منابع مالی است که در بازار سرمایه می‌تواند فراهم شود. شاهد بودم که طی ۴ ماه گذشته بسیاری از مردم طلا و دلارها یا حتی خودرو و مسکن مازاد خود را فروختند و منابع آن را در بورس سرمایه‌گذاری کردند. اینها منابعی هستند که بلااستفاده و راکد بوده‌اند که فایده‌ای برای اقتصاد نداشتند، اما برای استفاده درست از آنها شرطی وجود دارد؛ اگر بازار اولیه همپای بازار ثانویه توسعه پیدا کند، می‌تواند تنگنای منابع مالی را برای کشور رفع کند و موجب رشد سرمایه‌گذاری و راه‌اندازی پروژه‌های بزرگ شود. ولی اگر نتوانیم بازار اولیه را توسعه و به‌طور کل بازار سرمایه را مدیریت کنیم، یک جایی می‌تواند تهدیدی برای اقتصاد و حتی امنیت ملی شود. وقتی عموم مردم سرمایه‌های خرد خود را به بازار آوردند، انتظار دارند که این بازار برای آنها سودآور باشد و اگر با اصلاحات و ریزش‌های سنگین مواجه شود می‌تواند موجی از اعتراضات در کشور ایجاد کند.

موضوعی که این روزها بسیار مطرح شده این است که افزایش قیمت در بازار سرمایه تا چه اندازه می‌تواند بر دیگر بازارها تاثیر بگذارد. نظر شما در این زمینه چیست؟

معتقد هستم عامل اصلی رشد قیمت در اقتصاد ایران رشد نقدینگی است و تا زمانی که موتور رشد نقدینگی روشن باشد، تورم هم در پی آن بالا خواهد رفت. آمارهای خرداد ۹۹ نسبت به خرداد ۹۸ نشان می‌دهد که بیش از ۳۰ درصد حجم نقدینگی رشد کرده است. این در حالی است که رشد اقتصادی کشور منفی ۵/ ۳ درصد بوده است.در چنین اقتصادی رشد نقدینگی کاملا تبدیل به نقدینگی سرگردان و در بازارها به سوداگری افراطی منجر می‌شود. مساله این است که عامل تمام این افزایش قیمت‌ها در بازار دارایی‌ها به رشد نقدینگی برمی‌گردد. امسال حدود ۲۵۰۰ هزار میلیارد تومان حجم نقدینگی رشد کرده است. با توجه به آهنگ رشد این شاخص، برآورد می‌شود که حجم نقدینگی در پایان سال به بالای ۳میلیون میلیارد تومان برسد. یعنی امسال به تنهایی ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار میلیاردتومان به حجم نقدینگی اضافه خواهد شد. در این میان طبق آماری که رئیس سازمان بورس بازار نیازمند نقدینگی است اعلام کرده، تاکنون ۱۰۰ هزار میلیارد تومان حجم نقدینگی به بورس وارد شده است. اگر خوش‌بینانه فرض کنیم تا پایان سال ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بازار سرمایه اضافه شود، باز ۵۰۰ هزار میلیارد تومان به ۴ بازار دیگر دارایی خواهد رفت. یعنی در اقتصاد ایران علت رشد قیمت در بازار دارایی‌ها، رشد نقدینگی است، بنابراین اگر قرار باشد رشد قیمت را کنترل کنیم، ابتدا لازم است که رشد نقدینگی را کنترل کنیم. تا زمانی که موتور رشد نقدینگی روشن باشد، عملا این رشد نقدینگی عامل رشد بازار دارایی‌ها و بعد از آن بازار کالاها و خدمات است. اما موضوع مهم این است که اول بازار دارایی‌ها رشد و در مرحله بعد این رشد به بازارهای کالا و خدمات سرریز می‌کند، اما باید به یاد داشته باشیم که ریشه این نوسان‌ها از موتور داغ نقدینگی است و متاسفانه دولت نتوانسته که این موتور را خاموش کند.

پس شما معتقدید حتی اگر بازار سرمایه هم رشد داشته باشد، باز با تورم در دیگر بازارها مواجه خواهیم بود؟

در حالت خوش‌بینانه از رقم ۸۰۰ هزار میلیارد تومانی که امسال به نقدینگی اضافه خواهد شد، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بازار سرمایه و مابقی ۵۰۰ هزار میلیارد تومان هم در ۴ بازار دیگر منتقل می‌شود. بنابراین چون زایش نقدینگی همچنان بالاست و بالای ۳۰ درصد رشد نقدینگی خواهیم داشت و در عین حال با نرخ تولید منفی مواجه هستیم، تورم در بازار دارایی‌ها طبیعتا ادامه‌دار خواهد بود و از آن به بازار کالا و خدمات سرریز خواهد کرد. پس ما مساله را نباید برعکس تحلیل کنیم.مساله این است که ریشه همه اینها در خلق نقدینگی است که هر دوره به یک بازار سرازیر می‌شود. از آنهایی که می‌گویند بازار سرمایه انتظارات تورمی را دامن می‌زند، باید پرسید فرض کنیم اگر بازار سرمایه وجود نداشت، این حجم نقدینگی که امسال در اقتصاد تولید می‌شود به کجا می‌رفت؟ چون مطمئنا به تولید وارد نمی‌شد، رشد تولید منفی است و اقتصاد در شرایط رکودی قرار دارد و فضای کسب وکار هم با مشکلات عدیده‌ای مواجه است، پس اگر بازار سرمایه وجود نداشت این بازار طلا و دلار بود که نقش اصلی مقصد و مامن نقدینگی را داشت.

اگر در حساب‌های بلندمدت بانک‌ها می‌ماند چه اتفاقی می‌افتاد؟

چون نرخ تورم در اقتصاد ایران بالا است، بسیاری با نرخ سود ۱۵ و ۱۸ درصد حاضر نیستند پول خود را در بانک حفظ کنند، چون وقتی می‌بینند بازارهای دارایی جذابیت بیشتری دارد و در مقابل نرخ بهره حقیقی بانک‌ها منفی است، مطمئنا حداقل برای حفظ ارزش پول خود تغییر رویه می‌دهند. از سوی دیگر ما در آینده با نااطمینانی‌های زیادی مانند انتخابات آمریکا و ایران، تحریم و امثالهم مواجه هستیم؛ موضوعی که موجب می‌شود مردم پول خود را به دارایی تبدیل می‎‌کنند. من می‌گویم از میان همه بازارهای دارایی‌‎ها، بازار سرمایه حداقل نسبت به ۴ بازار دیگر محاسنی دارد. طلا و دلار در صندوق امانات به‌صورت راکد نگهداری می‌شوند. بازار خودرو و مسکن نیز بینابین است، چون می‌تواند اثرات مثبت و منفی بر متغیرهای اقتصاد کلان داشته باشد، اما در مقابل بازار سرمایه یک فرصت است و اگر حجم نقدینگی ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی که تا سال آینده به این بازار ورود خواهد داشت، همراه با توسعه بازار اولیه باشد، حتما به رشد تولید کمک خواهد کرد و این هنر مدیران اقتصادی کشور خواهد بود که بازار اولیه را توسعه و عمق ببخشند و پروژه‌های سرمایه‌گذاری را در این بازار تعریف کنند. مهم است که ما بازار اولیه را توسعه دهیم و اگر نتوانیم رونق در بازار ثانویه نفعی برای اقتصاد کلان نخواهد داشت.

مساله همین است، چگونه می‌شود همپای رشد بازار ثانویه، بازار اولیه را هم رشد داد؟

دولت باید برای توسعه بازار اولیه برنامه داشته باشد، به‌عنوان مثال دولت می‌تواند پروژه‌های کلان ملی را در بازار اولیه و در قالب صندوق پروژه تعریف کند مثل همان صندوق‌های دارا که اکنون راه افتاده است. اما در اینجا پروژه‌ها و طرح‌های عمرانی در قالب صندوق به بازار سرمایه عرضه خواهد شد. با خرید سهام این صندوق‌ها از سوی مردم، منابع لازم برای گسترش تولید تجهیز می‌شود، از سوی دیگر در آینده هم این صندوق‌ها به بهره‌برداری و سودآوری می‌رسد و قیمت سهام آنها رشد پیدا می‌کند. همچنین دولت می‌تواند دارایی‌های راکد و بلااستفاده خود را در بازار سرمایه عرضه کند.

اگر اتفاقا دولت برای بازار اولیه و صندوق‌های پروژه برنامه داشته باشد نقدینگی می‌تواند در بازار سرمایه به بهترین محل برای رشد تولید تبدیل شود. اگر این اتفاق نیفتد همه منابع به بازار ثانویه سرازیر می‌شود و با ایجاد سودهای نجومی اثرات منفی‌ای مانند تشدید نابرابری، ایجاد حباب در قیمت سهام و بازده غیرمنطقی برجای خواهد گذاشت. لذا هنر این است که بازار اولیه را توسعه دهیم و این مهم باید در شرایط حاضر که نقدینگی وارد بازار شده صورت گیرد. اگر با تاخیر این اقدام صورت گیرد نقدینگی با یک گردش در بازار ثانویه وارد دیگر بازارهای دارایی خواهد شد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.