اضطراب در معامله گری


روانشناسی معامله گری | کالج تی بورس

اکثر معامله گرانی که در بازارهای مالی فعالیت می کنند با چالش های معامله گری مواجه بوده­اند، چالش هایی نظیر ازدست رفتن معاملات سودده، حال سهمی سیگنال خرید داشته و معامله گر دچار تردید خرید بوده یا سهامی که می توانست بازدهی عالی داشته باشد را با کمترین سود ممکن از آن خارج شویم و یا افزایش ضرر در معاملاتی که منجر به زیان می شود.

این اتفاق می تواند برای هر معامله اضطراب در معامله گری گری رخ دهد حال ممکن است به دلیل رفتار بازار باشد که در بازه های زمانی مختلف قیمت تغییر جهت می دهد که معامله گر انتظار آن را نداشته یا نداشتن استراتژی معاملاتی که منجر به سردرگمی در بین روشها و ابزار های معاملاتی است که دائما در حال تغییر دادن آن است.

یک استراتژی عالی با معامله گری که اصول روانشناسی معامله گری را رعایت نمی کند می تواند کاملا تبدیل به یک روش معاملاتی ضرر ده شود. احساساتمان فرآیند تصمیم‌گیری را برای معامله گری مختل می‌کند. بزرگ‌ترین اشتباهی که یک معامله‌گردر بازارهای مالی می‌تواند انجام دهد این است که اجازه دهد احساساتش تصمیمات مربوط به معاملاتش را کنترل کند.

تجربه ضررهای متوالی بسیار، ازلحاظ احساسی دشوار است و می‌تواند استقامت وانعطاف‌پذیری معامله‌گر را محک بزند. ترس ، طمع، نامیدی، اضطراب، هیجان می‌تواند منجر به کاهش معاملات سودده و از کنترل خارج شدن معاملات زیان ده شود. به یاد داشته باشید، نبرد واقعی بین شما و بازار نیست، بلکه در یادگیری نحوه کنترل احساسات شدید است. هیچ‌کس ضرر کردن را دوست ندارد. و ترس از ضرر کردن به مراتب از حرص کسب سود بیشتر است.

آیا به امید بازگشت یک معامله ی ضرر ده به سود در یک معامله مانده اید؟

چرا از حد ضرر در معاملات فرار می کنیم آن هم چیزی که اینقدر برای ما مفید است و به ما کمک می کند؟

آیا تاکنون با باز نگه داشتن یک معامله در یک روند که به صورت مشخص و واضحی تمام شده است ضرر کرده اید؟

آیا تا به حال به قصد اینکه در یک معامله دچار زیان شده اید برای بازپسگیری این زیان معامله انتقام جویانه انجام داده اید؟

چرا بیشتر معامله گران معامله سودده خود را که می تواند بازدهی بالایی داشته باشد با کمترین سود ممکن می بندند؟

شما هیچگاه نمی توانید احساسات را از معاملات خود حذف کنید ولی می توانید یاد بگیرید که نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنید و سبک معامله گری که مناسب خودتان است را انتخاب کنید.

برای رسیدن به این موفقیت باید یاد بگیرید چگونه احساساتتان را کنترل و یا حذف کنید. اگر موفق به درک روانشناسی معامله گری شده‌اید و اینکه چه چیزی به تصمیم‌گیری در خریدوفروش انگیزه می‌دهد و یا بهتر است بگوییم در تصمیم‌گیری اثرگذار است، قادر خواهید بود که خود را در موقعیتی جلوتر از اقدام قرار دهید.

اگر علاقه مند به چنین محتواهایی در مورد روانشناسی بازار و معامله گری دارین خوشحال میشیم نظرتونو بدونیم:

معرفی کتاب مربی معامله گری روزانه

معرفی کوتاه:
کتاب مربی معامله گری روزانه مشتمل بر ۱۰۱ درس است که همگی از قالبی کلی پیروی می‌کنند؛ شناسایی چالش‌های معامله‌گری، ارائه ی رویکردی برای رویارویی با آن‌ها و پیشنهاد تمرینی خاص برای کار بر روی این چالش‌ها، چارچوب کلی درس ها را شکل می-دهند. موضوعات فصل‌ها از یکدیگر مستقل هستند: شما می‌توانید آن‌ها را به ترتیبی که در کتاب آورده شده است مطالعه کنید یا از فهرست مطالب، موضوعی که بیشترین ارتباط را با معامله‌گری فعلی شما دارد پیداکرده و بخوانید. برخلاف روال مرسوم در مطالعه ی کتاب‌، قرار بر این نیست که این کتاب در چند جلسه از ابتدا تا به انتها خوانده شود، بلکه در هر زمان یک درس را انتخاب کنید و توصیه‌های آن را به‌عنوان راهنما برای پیشرفت خود در معامله‌گری به کار برید. این کتاب مانند وبلاگ، نه‌تنها به شما یادآوری می‌کند که در زمان عملکرد معاملاتی خوب، چه‌کارهایی را انجام داده اید، بلکه حتی بیش از وبلاگ، یک نقشه-ی راه و یک سری دیدگاه‌ها و ابزارهای کاربردی را در اختیارتان قرار می‌دهد تا بتوانید بهترین ویژگی‌های درونی خود را کشف کرده و آن‌ها را به کار برید.

فهرست مطالب

فصل اول: تغییر (فرآیند شکل‌گیری تغییر و کاربرد آن)

درس ۱: بهره بردن از احساسات برای تبدیل‌شدن به مأمور تغییر
درس 2: پیدایی روان‌شناختی و رابطه‌ی شما با مربی معامله‌گری‌تان
درس 3: با نقاط ضعف خود دوست شوید
درس 4: با تغییر محیط پیرامون، خود را تغییر دهید
درس 5: تغییر احساسات به کمک مراقبه
درس 6: آینه‌های صحیح را بیابید
درس 7: نقطه‌ی تمرکز خود را تغییر دهیم
درس 8: برای تغییر زندگی، متن‌های نماش نامه‌ای خلق کنید
درس 9: چطور اعتمادبه‌نفس خود را بالا ببرید
درس 10: پنج تمرینِ عالی برای ایجاد تغییری پایدار و مؤثر

فصل دوم: اضطراب و پریشانی (رویارویی‌ خلاقانه برای معامله‌گران)

درس ۱۱: فهم و درک اضطراب
درس ۱۲: پادزهرهایی برای فرضیات مسموم معامله‌گری
درس 13: چه عاملی باعث می‌شود پریشانی در تصمیمات معاملاتی اختلال ایجاد کند؟
درس ۱۴: یک ژورنال برای ثبت حالات روحی خود داشته باشید
درس ۱۵: معامله‌گری تحت‌فشار؛ وقتی برای کسب سود، بیش‌ازحد تلاش می‌کنید
درس ۱۶: زمانی که آماده‌اید همه‌چیز را رها کنید
درس 17: زمانی که ترس، کنترل امور را به دست می‌گیرد، چه انجام دهیم
درس 18: اضطراب عملکردی: رایج‌ترین مشکل معامله‌گری
درس 19: نامتناسب بودن
درس 20: نوسان بازارها و نوسان احساسات

فصل سوم: سلامتِ روان (بهبود تجربه‌ی معامله‌گری)

درس 21: اهمیتِ برخورداری از احساسِ خوب
درس 22: اسباب شادی خود را فراهم آورید
درس 23: به یک وضعیت ذهنی متمرکز برسید
درس 24: با انرژی معامله کنید
درس 25: عزم و بزرگی: تمرین ذهن در طول بازی
درس 26: ارتقاء ذهن آرام
درس 27: ایجاد انعطاف‌پذیری احساسی
درس 28: صداقت و انجام کار درست
درس 29: اعتمادبه‌نفس خود را بالا ببرید و با معاملات خود باقی بمانید
درس 30: رویارویی و مقابله – تبدیل اضطراب به سلامت روان

فصل چهارم: اقداماتی در جهت پیشرفت شخصی (روند مربی‌گری)

درس ۳۱: نظارت شخصی به کمک ثبت ژورنال معاملاتی
درس 32: شناسایی الگوهایتان
درس 33: تعیین مزایا و هزینه‌های الگوها
درس 34: اهدافی مؤثر و کارآمد تنظیم کنید
درس 35: برای ارتقا ویژگی‌های مثبت، تمرکز خود را بر راه‌حل حفظ کنید
درس 36: اخلال در الگوهای دردسرساز قدیمی
درس 37: با قانونمند شدن، باثبات شوید
درس 38: برگشت به حالت اول و تکرار
درس 39: یک محیط ایمن برای تغییر ایجاد کنید
درس 40: استفاده از تصویرسازی برای پیشبرد روند تغییر

فصل پنجم: شکستن الگوهای قدیمی (ساختار روان‌پویشی برای مربی‌گری شخصی)

درس 41: روان پویشی: فرار از جاذبه‌ی روابط گذشته
درس 42: مشخص کردن الگوهای تکرارشونده خود
درس 43: حالت‌های تدافعی خود را به چالش بکشیم
درس 44: از الگوهای مشکل‌ساز خود فاصله بگیرید
درس 45: از روابط مربی‌گری خود بیشترین بهره را ببرید
درس 46: روابط معامله‌گری مثبت را بیابید
درس 47: ناراحتی را تحمل کنید
درس 48: مهارت در انتقال
درس 49: قدرت تفاوت
درس 50: حل‌وفصل

فصل ششم: برنامه‌ریزی دوباره‌ی ذهن (رویکردهای شناختی برای مربی‌گری شخصی)

درس 51: طرح‌هایی از ذهن
درس 52: از احساسات برای درک افکار خود استفاده کنید
درس 53: از بدترین معاملات خود بیاموزید
درس 54: استفاده از ژورنال معاملاتی برای بازسازی نحوه تفکرمان
درس 55: در الگوهای فکری منفی اختلال ایجاد کنید
درس 56: بازسازی شناختی الگوهای فکری منفی
درس 57: از تصویرسازی‌ هدایت‌شده و متمرکز برای تغییر الگوهای فکری استفاده کنید
درس 58: الگوهای فکری منفی را با ژورنال شناختی به چالش بکشید
درس 59: انجام آزمایش‌های شناختی برای ایجاد تغییر
درس 60: ایجاد تفکر مثبت

فصل هفتم: یادگیری الگوهای اجرایی جدید (استفاده از رویکرد رفتاری برای مربی­گری شخصی)

درس 61: وابستگی­های خود را درک کنید
درس 62: شناسایی وابستگی­های نامحسوس
درس 63: بهره بردن از قدرت آموزش‌ اجتماعی
درس 64: رفتارهای معاملاتی خود را شکل دهید
درس 65: شرطی‌سازی بازارها
درس 66: قدرت ناسازگاری
درس 67: روابطی مثبت را بنا نهید
درس 68: تکنیک مواجهه سازی: یک روش رفتاری قدرتمند و منعطف
درس 69: گسترش استفاده از تکنیک مواجهه سازی برای ایجاد مهارت‌ها
درس 70: یک چارچوب رفتاری برای کنار آمدن با نگرانی

فصل هشتم: مربی تجارت معامله‌گری خود باشید

درس 71: اهمیت سرمایه‌ی آغازین
درس 72: برای تجارت معامله گری خود برنامه­ریزی کنید
درس 73: به تجارت معامله‌گری خود تنوع ببخشید
درس 74: نتایج معاملات خود را پیگیری کنید
درس 75: ثبت امتیاز پیشرفته برای تجارت معامله‌گری‌تان
درس 76: میزان هم‌بستگی میان بازدهی‌های خود را بررسی کنید
درس 77: نسبت ریسک به سود خود را تنظیم کنید
درس 78: اهمیت اجرا در معامله‌گری
درس 79: موضوعی فکر کنید – ایده‌های معاملاتی خوب ایجاد کنید
درس 80: مدیریت معامله

فصل نهم: درس­هایی از معامله­گران حرفه­ای (منابع و دیدگاه­هایی برای مربی­گری شخصی)

درس 81: شایستگی‌های خود را تقویت کنید و خلاق باشید
درس 82: من به‌تنهایی مسئول هستم
درس 83: به دست آوردن خودآگاهی
درس 84: مربی خود برای موفقیت باشید
درس 85: ثبت سوابق همراه با جزئیات
درس 86: بیاموزید که جایزالخطا باشید
درس 87: قدرت تحقیق
درس 88: اهداف و نگرش‌ها، سنگ بنای موفقیت
درس 89: دیدگاهی از یک شرکت معامله‌گری
درس 90: از داده‌ها برای بهبود عملکرد معامله‌گری استفاده کنید

فصل دهم: در جستجوی موقعیت معاملاتی مطلوب (پیدا کردن الگوهای تاریخی در بازارها)

درس 91: استفاده از الگوهای تاریخی در معامله­گری
درس 92: با داده‌های صحیح، فرضیه‌های خوب تنظیم کنید
درس 93: مقدمات اکسل
درس 94: داده‌ها را در قالب یک نمودار تصویر کنید
درس 95: متغیرهای وابسته و مستقل ایجاد کنید
درس 96: بررسی‌های تاریخی خود را انجام دهید
درس 97: داده­ها را برنامه‌نویسی کنید
درس 98: بررسی زمینه
درس 99: داده‌ها را فیلتر کنید
درس 100: از یافته‌های خود استفاده کنید

روانشناسی در معامله‌گری

خیلی وقتها در محافل خصوصی و خانوادگی و دوستانه صحبت از شغلهای گوناگون و سختی بعضی شغلها می شود . در مورد سختی مشاغل مختلف هر کس نظری دارد . برخی شغل کار در معدن را ( به علت شرایط سخت کار ) ، برخی جراح مغز را ( به خاطر مسئولیت زیاد و احتیاج به دقت و تبحر زیاد ) و برخی کار در کوره های ذوب آهن ( به خاطر خطرات حین انجام کار و حتی عوارضی که بعد ها دامنگیر افراد می شود ) را سخت ترین شغل ها می دانند . اما واقعا شغل سخت چیست و چه شغلهایی سخت محسوب می شوند . به یک تعریف ساده مشاغلی که فرد طی سالها فعالیت در آن دچار مشکلات جسمی و روحی و بیماری می شود شغل سخت محسوب می شوند و دارای تقسیم بندی های خاصی هستند . معیار سختی یک شغل میزان آسیب هایی است که ممکن است شغل برای شاغلین داشته باشد ( حتی اگر تمام مواردی ایمنی هم رعایت شود ) .

اما صرف نظر از مبحث بالا آیا شغل آسان هم داریم ؟ خوب در این خصوص هم نظرات متفاوتی وجود دارد و افراد در مقایسه با شغلهای سخت ، برخی شغلها را آسان می دانند . ممکن است کسی طلافروشی یا کارهای دفتری را شغلی آسان بداند . اما واقعیت این است که هیچ شغل آسانی وجود ندارد و هر شغل دارای ریسکها ، مشکلات و سختی های خود هست هرچند برای کسانی که تجربه آن را ندارند ممکن است شغل آسانی به نظر برسد . خوب در این مقاله قرار نیست به بررسی حرفه ها مختلف و بررسی سختی کار بپردازیم . ما در اینجا یک سوال اساسی داریم :

آیا شغل معامله گری در بازارهای مالی ، آسان است ؟

این مقاله را زمانی می نویسم ( مرداد 1399 ) که تب بورس همه جامعه را فرا گرفته و تقریبا در همه جا صحبت از آن است و به جرات می توان گفت که بورس تابحال چنین روزهایی را به خود ندیده است و ورود حجم پول و مردم جامعه به آن بی سابقه است . بسیاری از مردم با فروش اتومبیل ، گرفتن وام و …. به هر طریقی می خواهند از قافله سود های سرشار این روزها عقب نمانند . اما اینجا یک نکته خیلی مهم خودنمایی می کند . آیا این مردم هیچ تجربه ای در این کار دارند ؟ آیا در این زمینه تحصیلات دارند و آموزش دیده اند ؟ تقریبا اکثر کسانی که در حال ورود به این بازار هستند هیچ تجربه و تخصصی ندارند و صرفا با دیدن سود زیاد و این فکر که معامله گری کار راحتی است وارد گود می شوند .

حال یک سوال دیگر :

اگر به شما بگویند شغل برقکار صنعتی ( یا هر شغل دیگر ) درآمد فوق العاده ای دارد ، شما فورا شال و کلاه می کنید و می روید به عنوان یک برقکار استخدام شوید ؟ به فرض اینکه حتی شرکتی که قرار است در آن کار کنید ادعای شما را پذیرفت و بدون هیج آزمونی به شما اجازه فعالیت داد آیا شما این ریسک را قبول می کنید که در کاری که هیچ تجربه و تخصصی ندارید شروع به کار کنید ؟ نتیجه چنین کاری چه خواهد شد ؟ بی شک در همان ساعات اول جان خود و دیگران را به خطر خواهید انداخت یا حداقل خسارت مالی به بار خواهید آورد . خوب وقتی ما در شغلی مهارت نداریم عقلا از ورود بدون آموزش به آن خودداری می کنیم اما واقعا چرا اکثر مردم در مورد ورود به حرفه معامله گری بدون هیچ تردیدی ( بدون داشتن تجربه و تخصص ) اقدام می کنند و انتظار دارند موفق هم باشند . واقعا چرا ؟

حال مسئله را با دقت بیشتری بررسی می کنیم . کلا برای موفقیت در یک حرفه دو مرحله وجود دارد :

  • مراحل راه اندازی یک کسب و کار و یا موفقیت در آزمون ورودی و استخدامی و جلب نظر کارفرما برای به دست آوردن یک کار
  • توانایی های فکری و جسمی برای ادامه آن کسب و کار یا موفق بودن در انجام شغلی که در یک سازمان به دست آورده ایم ( در یک دسته بندی کلی ما یا برای خودمان کار می کنیم یعنی یک کسب کار شخصی داریم و یا برای دیگران کار می کنیم مثلا کارمند یا کارگر یک شرکت هستیم ). در هر دو صورت پس از ورود به هر حرفه ای توانایی برای غلبه بر مشکلات و سختی ها و داشتن توان لازم برای موفقیت در ادامه کار بسیار مهم است .

مرحله اول :

معمولا برای اینکه در یک شغل استخدام شویم لازم است که قبلا در آن زمینه مهارت و تخصص لازم را بدست آوریم که برای این منظور باید در دانشگاه یا مراکز مشابه علمی و فنی آموزش دیده باشیم . معمولا شرکت ها برای استخدام افراد ، از آنها مدارک تحصیلی مرتبط و سوابق کاری می خواهند و از آزمونهای کتبی ، عملی و مصاحبه برای ارزیابی و انتخاب بهترین افراد استفاده می کنند . پس هیچ شرکتی حاضر نیست بدون ارزیابی و اطمینان از مهارت و تخصص افراد آنها را بکارگیرد و برای داشتن یک شغل معمولی در یک سازمان باید سالها تحصیل کنند و آموزش ببینند و حتی بعد از استخدام نیز آموزشهای مرتبط با شغل همچنان ادامه دارد .

از طرف دیگر برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک به غیر از تخصص و تجربه ( که برای به دست آوردن آن احتیاج به ساعتها آموزش به صورت رسمی ( مثلا در مراکز فنی حرفه ای ) و سنتی ( مثل شاگردی کردن ) و کسب تجربه در بازارهای کار احتیاج به مجوزهای همچون پروانه کسب ، مدرک فنی حرفه ای ، تایید سلامت فردی و بهداشت محل کار ، نداشتن سوء سابقه و بسیاری موارد دیگر دارد .

سوال : برای ورود به شغل معامله گری چه مدارک و مجوزهایی لازم است ؟

پاسخ : یک کد بورسی و شارژ حساب . والسلام

همانطور که می بینید وارد شدن به هیچ شغلی به اندازه معامله گری بورس آسان نیست و شاید به همین خاطر است که به محض رسانه ای شدن سودآور بودن بورس ، همه برای ورود به آن هجوم می آورند .

مرحله دوم :

در یک حرفه پس از راه اندازی آن یا استخدام در یک شرکت ، مهم ادامه آن برای رسیدن به اهداف و موفق بودن است . بعضی کارها ممکن است مرحله اول آسان باشد ( راه اندازی ) ولی ادامه دادن سخت باشد و یا بالعکس شغلهایی هستند که ورود به آنها مشکل باشد ولی ادامه آن زیاد سخت نباشد .

همانطور که دیدید ورود به دنیای بازارهای مالی آسان است اما آیا ادامه آن و رسیدن به سود آوری مستمر در بلند مدت نیز آسان است .

طبق آمار ( منبع ش را نمی دانم ولی زیاد شیده ایم ) بیش از 90% کسانی که وارد جرگه معامله گران می شوند پس از مدتی با از دست دادن قسمت زیادی از دارایی خود ( حتی همه آن ) با سرخوردگی این بازار را ترک می کنند . تاثیرات این شکست تا مدتها بعد گریبانگیر خود و خانواده شان خواهد بود .

نکته مهمی که در اینجا قابل ذکر است این است که اشتباهات و خطاهایی که ما در حرفه خود انجام می دهیم ممکن است به دیگران آسیب مالی یا جسمی وارد کند ولی در این شغل تنها خودمان هستیم که در معرض آسیب های احتمالی خواهیم بود .

پس نتیجه ای که تا اینجا گرفتیم این است که معامله گری ، حرفه ای است که ورود به آن آسان است و به علت احتمال بدست آوردن سودهای زیاد در آن ، مردم وسوسه می شوند که بدون آموزش و تجربه وارد آن شوند و به راحتی سرمایه خود را در خطر بیاندازند ، غافل از اینکه این دریا به آن اندازه که آرام به نظر می رسد بی خطر نیست .

دنیای بازارهای مالی ، دنیایی متفاوت

همه ما از کودکی در محیط هایی بزرگ شده ایم که تحت نظارت دیگران بوده ایم . در خانه ، مدرسه ، محل کار و محیط جامعه تحت کنترل و نظارت والدین ، معلم ، مدیر ، پلیس و قانون بوده ایم و برای هر خطایی مورد مواخذه قرار گرفته ایم . همیشه باید طبق قوانین و هنجارهای محیط هایی که در آن بودیم ، رفتار می کردیم و به این گونه زندگی عادت کرده ایم . اما وقتی وارد محیط جدید ( بورس ) می شویم دوباره همان ذهنیت را داریم ولی اینجا دنیای متفاوتی است .

دنیای جدید دنیایی است پر از سود ، پر از ریسک و پر از احساسات و البته بدون هیچ ناظری . اینجا می توانی هر وقت ارده کردی خرید و فروش کنی هر اندازه سرمایه که داری وارد معامله کنی . سود کنی ، ضرر کنی و البته کسی شما را به اضطراب در معامله گری علت اشتباهاتتان و ضررهاتان مواخذه و تنبیه نخواهد کرد . شما آزاد هستید . آزاد آزاد .

دقیقا یکی از مهمترین تفاوتهای دنیای جدید با محیط های قبلی همین است و البته این نکته بسیار تعیین کننده است .

در محیط جدید تنها کسی که ناظر ماست خودمان هستیم . کنترل ترس ، طمع ، احساسات ، هیجانات ، پایبند بودن به استراتژی و قوانین کاری ( مدیریت سرمایه – مدیریت ریسک و … ) کلید موفقیت ماست و البته کسی نیست که ما را مجبور کند که به قوانین خود ( قوانینی که خودمان بر اساس علم و تجربه شخصی پذیرفته ایم و کسی به ما را ملزم به قبول و رعایت آنها نکرده است ) پایبند باشیم . کسانی بوده اند که سالها طبق اصول کاری خود معامله کرده اند ولی به علت اینکه فقط در یک یا چند معامله از قوانین خود پیروی نکرده اند ، کل سرمایه خود را از دست داده اند .

منظبط بودن شرط موفقیت در بازارهای مالی است .

انسانهای موفق در بازارهای مالی باید انسانهای خودساخته ای باشند . شاید پایبند بودن به چند قانون ساده کار ساده ای به نظر آید اما در عمل ، کاری است بسیار دشوار . به عنوان مثال یکی از قوانین مهم خروج از بازار بعد از رسیدن به حد ضرر است . اما به علت اینکه ذهن ما ذاتا آمادگی پذیرش ضرر را ندارد و به هر طریقی سعی می کند که آن را توجیه کند و تمام علایم آشکار ریزش قیمت را نادیده می گیرد و حتی وقتی قیمت از حد ضرر عبور می کند هم به امید بازگشت قیمت ، از معامله خارج نمی شود و به قولی وارد باتلاق ضرر می شود . این قانون بر روی کاغذ بسیار ساده است اما همه کسانی که در بازار مالی کار کرده اند می دانند که چقدر اجرای آن سخت است . بقیه قوانین هم به همین صورت در ظاهر ساده اند اما در عمل اینگونه نیست . کنترل احساسات بخش مهم کار است . کنترل ترس و طمع ( که برخی اساتید طمع را هم نوعی ترس می دانند . در واقع ترس از دست دادن سود بیشتر ) کار انسانهایی است که ذهنی آرام و قوی و روحیه ای محکم دارند .

کسانی که تجربه ای در معامله گری ندارند کار را ساده می پندارند . خرید در کف و فروش در سقف قیمتی . به همین راحتی . و به همین خاطر است که به سادگی وسوسه می شوند تمام سرمایه خود را وارد این کار کنند و حتی با فروش خانه و اتومبیل و گرفتن وام وارد این میدان شوند و البته ممکن است در ابتدا هم سودی ببرند اما در بلند مدت تمام داشته های خود را بر باد می دهند . امروز که در حال اتمام این نوشته هستم ( 22مرداد 99 ) چند روزی است که بازار در حال اصلاح و یا شاید ریزش باشد . در این روزها می توان براحتی ترس را در نوع معاملات دید . واقعا استرس این شغل در این روزها خصوصا برای کسانی که بدون تجربه و رعایت قوانین حرفه ای وارد آن شده اند ، کشنده است . کار ، کار ساده ای نیست . و این را به تجربه یافته ام و واقعا انسانهای موفق در این کار را انسانهایی خود ساخته می دانم . زمانهایی که همه در حال خرید هیجانی هستند تو باید بر اساس استراتژی خود بر طمع خود غلبه کنی و خرید نکنی و ممکن است در زمانی که دیگران هیجان زده می فروشند تو بر ترس خود غلبه کنی و بخری . در واقع معامله گری یک کار سنگین ذهنی است که فشار آن با فشار روانی فینال مسابقات جهانی برابری می کند .

مارک داگلاس در کتاب معامله گر منظبط می گوید ” مردم معامله گری را کار آسانی می دانند در صورتی که اینگونه نیست ” یا کورتیس ام.فیث در کتاب معامله گری از عمق وجود می گوید : “معامله گری کار آسانی است ولی برخی آنرا پیچیده می کنند چرا که فکر می کنند با کار راحت نمی شود پول درآورد و حتی برای رسیدن به درآمد زیاد باید کار سخت انجام داد برای همین معامله گری را برای خودشان پیچیده می کنند و در آخر در کتاب ذهن زیبا در بورس ( نویسندگان توماس ویتنر / أندرتاس فریچ ) می خوانیم :” معامله گری کار ساده ای است ولی آسان نیست .” این بزرگان که همه در حوزه مسائل روانشناسی معامله گری تحقیق می کنند و خود از معامله گران با تجربه و وموفق هستند هر یک از نقطه نظر خود معامله گری را بررسی کرده اند و هر سه البته درست می گویند . مارک داگلاس معتقد است که مردم معامله گری را کار راحتی می دانند ، که در این زمینه مفصل صحبت کردیم و علل آن را بیان کردیم اما نکته جالب در کتاب مورتیس ام.فیث این است که وی معامله گری را کار راحتی می داند . نظر ایشان این است که اگر کسی اصول معامله گری را درست یاد بگیرد ( استفاده از نیم کره سمت چپ مغز ) و معامله گری را با اصول درست آن انجام دهد پس از مدتی تواند قدرت استفاده از شهود ( استفاده از نیمکره سمت راست ) در معامله گری را پیدا کند و باید به شهود خود اطمینان کند و آنرا پرورش دهد و بتواند در معاملات به سرعت تصمیم گیری کند (خصوصا در معاملات کوتاه مدت روزانه) و کم کم توانایی استفاده از هر دو نیمکره مغز را بدست آورد . وی معامله گری را بعد از طی کردن همه مراحل یعنی یادگیری اصول و به کاربردن و تکرار آنها تا به دست آوردن تجربه در استفاده از قدرت شهود ( حذف کردن جزئیات و مدل سازی با یک نگاه کوتاه به نمودار و تصمیم گیری سریع ) کاری ساده می داند نه اینکه این شغل برای افراد بدون تجربه و تخصص کار ساده ای باشد .

و در نهایت در کتاب ذهن زیبا در بورس به جمله ای می رسیم کامل و ساده : “معامله گری کار ساده ای است ولی آسان نیست ” . بسیاری افراد هستند که همیشه دنبال اندیکاتورهای پیچیده ، نرم افزارهای تخصصی و تکنیکهای خاص ( که البته من منکر فواید و کاربرد آنها نیستم ) می گردند و فکر می کنند برای موفقیت در معامله گری احتیاج به علمی خاص هست که فقط افراد خاصی از آن اطلاع دارند در حالی که واقعا اینگونه نیست . بسیاری از موقعیت های معامله با یک تحلیل ساده و بدون استفاده از انبوه اندیکاتورها و تحلیل های پیچیده قابل دستیابی هستند واتفاقا سود خوبی هم می دهند . به گفته هری کارپنتر در کتاب غول درون ” وقتی تئوری های زیادی برای برای توضیح یک پدیده در دسترس باشند ، به احتمال زیاد ساده ترین آنها ، صحیح اضطراب در معامله گری ترین آنهاست . طبیعت در جستجوی ساده ترین راه هاست ” .

این اصل در معامله گری نیز صدق می کند .

در واقع قوانین کار ساده اند ولی اجرای به موقع و درست آنها آسان نیست . پیدا کردن یک یا چند استراتژی که با روحیات فرد سازگار باشد و اطمینان به سودآوری آنها در بلند مدت و داشتن مدیریت سرمایه و مدیریت ریسک کار سختی نیست اما مهم پایبند بودن و اجرای دقیق و به موقع آنها می باشد .

در پایان بد نیست نگاهی بیندازیم به شکل زیر که چرخه روانشناسی در بازار را نشان می دهد . این شکل برای افرادی که سهمی را خریده اند ترسیم شده است ( پوزیشن buy) . همانطوری که می بینید وقتی بازار در راستای خرید ما در حال رشد می باشد احساساتی مانند خوش بینی – شور و شوق – هیجان و رضایتمندی وجود ما را فرا می گیرند و هنگامی که کم کم بازار در نزول قرار می گیرد هیجاناتی مانند اضطراب تا افسردگی ما را درگیر خود می سازند . دو نکته مهم در این خصوص وجود دارد . نکته اول اینکه هر معامله گر توان کنترل این احساسات را در وجود خود داشته باشد و نکته دوم اینکه یک معامله گر بتواند احساسات معامله گران دیگر را در هر زمان تشخیص داده و بازار را پیش بینی کند و برای ورود یا خروج از آن به موقع اقدام نماید .

22 3

نتیجه گیری

هیچ کاری سخت نیست و هیچ کاری ساده نیست . برایان تریسی معتقد است برای رسیدن به مهارت و موفقیت در یک شغل باید روزی حداقل 2 ساعت وقت برای یادگیری آن اختصاص دهید و برخی محققین 10000 ساعت کار برای سرامد شدن در یک حرفه را لازم می دانند . یادگیری و تجربه اندوزی مستمر ، کلید موفقیت هستند . معامله گری هم از این قاعده مستثنی نیست . اگر بدون آموزش و کار توانستید در شغل دیگری موفق باشید در معامله گری هم می توانید . شغلی لذت بخش و پر از هیجان و سود که اگر بدون تجربه وارد آن شوید زندگی خود و خانواده تان را تباه خواهید کرد . آموزش و کار کردن در محیط های مجازی ( دمو ) و سپس تجربه اندوزی با پول کم در دنیای واقعی و پرورش و آماده کردن ذهن برای کار با پول های بزرگتر ، کلید کار است . بهترین معلم بازار است و البته سخت گیرترین آنها . بزرگترین درسها را وقتی می آموزیم که ضرر می دهیم . ضرر دادن جزء کار است و هزینه شغل مان . باید آن را بپذیریم و به موقع برای توقف آن اقدام کنیم . هر شغلی هزینه هایی دارد و هزینه این شغل ضرر دادن است . پرورش جسم و ذهن ، آرامش روح ، تمرکز لازمه موفقیت در این حرفه اند . برای داشتن ثروت ابتدا باید ذهنی ثروتمند داشت . سالم و پرسود باشید.

روانشناسی شخصیت برای ورود به بورس

روانشناسی شخصیت برای ورود به بورس

دنیای ما از چیزهای متضاد ساخته شده است تاریکی و روشنایی یا ضعف و قدرت این چیزهای متضاد همواره رویکرد روانی شما را در دادوستد هدایت میکتد شناخت این موارد به شما کمک میکند نیروهایی که در ناخوداگاهتان وجود دارند و هنگام معامله دخالت میکنند درک کنید با توجه به اینکه این نیروها ناخوداگاهند پیدا کردن وشناختشان دقت میخواهد . هر چه بیشتر خود را بشناسید وبه درک بالاتری از خود برسید معامله گر بهتری خواهید شد و روانشناسی شخصیت قبل از ورود به بورس در این زمینه به ما کمک می کند.

ورود به بورس در چند سال اخیر به شدت مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار گرفته است. این افراد برخی با دانش و شناخت کافی و تسلط بر تحلیل تکنیکال و بنیادی و برخی تنها به عشق میلیاردر شدن های یک شبه! قدم در این راه میگذارند. اما کمتر کسی را می توان یافت که قبل از ورودبه معاملات به مسایل روانشناختی هم توجه کرده باشد.

موفقیت و عدم موفقیت در این عرصه تا حد زیادی با روانشناسی معامله گری و شناخت تیپ شخصیتی افراد قبل از ورود به بورس قابل پیش بینی می باشد. به همین منظور در ادامه تیپ های شخصیتی موفق و ناموفق برای ورود به بازار سرمایه را معرفی خواهیم کرد و همچنین خواهیم گفت یک معامله گر حرفه ای دارای چه خصوصیاتی باید باشد و با مشکلات روانشناختی در معاملات اشنا خواهیم شد.

اهمیت روانشناسی شخصیت قبل از ورود به بورس

همه ما نقاط ضعف و قوت داریم حتی کسانیکه خودپرستند و فکر میکنند که فقط نقاط قوت دارند. اگر جزو دسته خودپرستها نباشید از شما میخواهم که به دو طرف معادله نگاه کنیدتا بتوانید برنامه ای را به کار ببرید که نقاط قوتتان را تقویت و از نقاط ضعفی که مانع موفقیتتان میشود جلو گیری کند لذا روانشناسی شخصیت برای ورود به بورس توصیه می شود.

برخلاف تصور اغلب افراد که تنها تسلط بر تحلیل بنیادی و تکنیکال را دلیل موفقیت در بورس می دانند، نوع معاملاتی که افراد انجام می دهند، تا حد زیادی به ویژگیهای شخصیتی آنها بستگی دارد. به عبارت دیگر، نوع معاملات افراد مختلف واضح ترین آیینه از شخصیت درونی آنها می باشد. به عنوان مثال می توان اینگونه استنباط کرد که افراد ی که درزندگی شخصی عجول هستند در معاملات و خرید و فروش سهام نیز عجولانه تصمیم گیری خواهند کرد و این یکی از دلایلی است که تا کنون باعث شده بسیاری از افراد بخشی از سرمایه خود رادست بدهند. در سایر زمینه ها نیز با توجه به روحیات و ویژگی های شخصیتی به همین صورت می توان نتیجه گیری کرد.

پس با رفتارشناسی و شناخت شخصیت افراد می توان به آنها کمک کرد تا قبل از ورود به بورس گام های درستی برای موفقیت در سرمایه گذاری بردارند. اگر تیپ شخصیتی خود را بدانید و با روانشناسی معامله گری آشنا باشید، قبل از سرمایه گذاری و انجام معاملات در بورس می توانید این پیش بینی را داشته باشید که ایا می توانید در بورس موفق باشید یا خیر.

روانشناسی معامله گری | کالج تی بورس

روانشناسی معامله گری | کالج تی بورس

رونشناسی معامله گری چیست؟

روانشناسی معامله گری به بررسی تیپ شخصیتی و ویژگی های اخلاقی و روحی افراد در حین معاملات می پردازد. در این نوع روانشناسی حالات و روحیات افراد در زندگی روزمره بررسی شده و بر همین اساس مشخص می کنند که در حین معاملات تجاری این گروه چه واکنشی نشان می دهند. به عنوان مثال، اگر افراد در زندگی شخصی حالت انتقام جویانه دارند، در معاملات نیز بعد از شکست تلاش خواهند کرد تا انتقام ان شکست را بگیرند و به هر قیمتی که شده پیروز شوند که اغلب اینگونه نخواهد شد.

ویژگیهای شخصیتی خاصی وجود دارند که به معامله گرها کمک میکنند که به صورت پیوسته از بازار سود ببرند گاهی فرد به صورت طبیعی پاره ای از این ویژگیهای شخصیتی را دارد اما عده ای بایدانرا در خود پرورش داده و به دست اورند شاید دستیابی به همه این ویژگیها زمان ببرد اما شرط اولش اینست که بدانید به دنبال چه ویژگیهایی هستید. در ادامه شیوه تفکر یک معامله گر حرفه ای را خواهیم گفت تا بتوانید با روانشناسی شخصیت قبل از ورود به بورس خود را به این ویژگیها نزدیک نمایید.

پس از دست یابی به شیوه تفکر معامله گر اینگونه احساسات و اندیشه هایی خواهید داشت:

1.نداشتن نگرانی نسبت به پول

2.پذیرش ریسک دادو ستد

3.یکسان بودن وبرابری معامله های ضررده و سودده از دید هیجانی

4.لذت بردن از فرایند

5.احساس اینکه قربانی بازار نیستید

6.همواره به دنبال پیشبرد مهارتها بودن

7.داشتن ذهنی باز یعنی پافشاری بر باورهای خود را به حداقل برسانید

9.درس گرفتن از هر معامله

10.پیروی از رویکرد یا سیستم معاملاتی که خود انرا پذیرفته اید

11.احساس بی نیازی نسبت به فتح یا اضطراب در معامله گری کنترل بازار

12.احساس اعتماد به نفس و کنترل داشتن روی خود

13.عدم احساس غلبه بر بازار

14.معامله با پولی که توانایی از دست دادنش را دارید.

15.پذیرفتن مسولیت هرگونه نتیجه معاملات

16.احساس ارامش در هنگام معامله

17.توانایی تمرکز واقع گرایانه بر زمان حال

18.هماهنگ کردن معاملات با جهت بازار

شخصیت شناسی ورود به بورس

قبل از رفتارشناسی لازم است بدانید که موفق و ناموفق بودن برای تمام تیپ های شخصیتی وجود دارد و نمی توان گفت کدام افراد برای ورود به بورس همیشه مناسب هستند و پیروزی را تجربه می کنند. تمام گروه های شخصیتی می توانند تا حد زیادی با آموزش بورس برای موفقیت آماده شوند، اما براساس تجربه و روانشناسی معامله گری می توان گفت که کدام گروه از افراد احتمال موفقیت بیشتری داشته و کدام یک از افراد باید در ویژگی های درونی خود باید تجدید نظرهایی داشته باشند.

تیپ های شخصیتی برون گرا در بورس

در یک دسته بندی کلی می توان گفت که افراد به برون گرا ودرون گرا تقسیم میشوند و هر یک از این دو دسته دارای زیرشاخه های دیگری می باشند که تا حد زیادی با هم متفاوت هستند .

افراد “فکری درون گرا” از نظر روانشناسی معامله گری از موفق ترین تیپ های شخصیتی در سرمایه گذاری به شمار می روند چون امادگی بیشتری برای خودداری و تسلط برنفس خود دارند. این تسلط باعث میشود تا کمتر دست به ریسک غیر متعارف بزنند و محتاطانه و البته کاملا حرفه ای نسبت به خرید و فروش سهام اقدام می کنند. در مقابل این افراد، برون گراها بسیار عجولانه و کاملا مطابق با هیجان و بدون فکر نسبت به سرمایه گذاری گام برمیدارند. این گروه از افراد اگر نتوانند این مشکل خود را کنترل کنند با شکست مواجه میشوند.

اگر در حالت کلی برون گرا هستید و همیشه به دنبال تجربیات جدید می باشید، باید بدانید که با ورود به بورس تمایل زیادی به کسب تجربه های تازه دارید. به عبارت دیگر، این احتمال بسیار زیاد است که بخواهید به طور مداوم سهام های مختلف را خریداری کنید تا بتوانید به تجربیاتتان اضافه کنید. سرمایه گذاری های کوتاه مدت از اصلی ترین ویژگی های شخصیتی این گروه از افراد می باشد.

در حالت کلی می توان ویژگی افراد برونگرا را به این صورت بیان نمود:

  • ریسک پذیرند و سریع تصمیم میگیرند
  • ابتدا عمل میکنند سپس فکر میکنند
  • تنها از روی تجارب زندگی خود درس میگیرند
  • بیشتر از اعمال دیگران خشمگین میشوند تا اعمال خودشان
  • علاقمند به کار گروهی هستند

به عبارت دیگر می توان گفت، افراد برون گرا حتی اگر بر تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی کاملا مسلط باشند، اگر نتوانند هیجانات خود را کنترل کنند، با خطرات زیادی روبرو خواهند شد. علم رفتارشناسی برای این گروه از افراد کنترل هیجانات و احساسات راضروری می داند. ریسک پذیری را شاید بتوان نکته مثبت این افراد دانست زیرا ریسک بخش جدایی ناپذیر معاملات در بازار بورس است.و این افراد مهارت پذیرش ریسک را دارند اما باید بتوانند انرا مدیریت کنند.

تیپ های شخصیتی درون گرا در بورس

  • درتنهایی کارایی بیشتری دارند
  • قبل از عمل کردن فکر میکنند
  • از دیگران عبرت میگیرند
  • تمرکزشان زیاد است

آموزش بورس تنها نقطه قوت برای موفقیت در بازار نمی باشد، بلکه تمام معامله گران باید قبل از ورود به این عرصه خود را بدرستی بشناسند و برخی از ویژگی های اخلاقی را تغییر دهند. همان طور که در این قسمت اشاره کردیم، افراد درون گرا دارای ویژگی های اخلاقی منحصر به فردی می باشند به عنوان مثال شخصیتهای بی احساس بسیار درونگرا هستند به طوریکه در مقابل هیجانات و احساسات گارد دفاعی بسته ای می گیرند این افراد زندگی درونی پویا و پرهیجانی ندارند ومحافظه کار هستند واین نکته اگر چه از دید بسیاری از افراد عادی ممکن است بسیارغیر منطقی و خشک به نظر بیایند اما از دیدگاه روانشناسی معاملاتی این افراد می توانند تبدیل معامله گران موفقتری در بورس و فارکس شوند به شرطی که به درستی اموزشهای لازم را ببینند.

تیپ شخصیتی افراد درون گرا محتاطانه میباشد و از ریسک های بزرگ دوری می کنند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که بیل گیتس و وارن بافت از ثروتمندترین افراد در دنیا می باشند که در گروه درون گراها قرار گرفته اند.

تحقیقات نشان می دهد، درون گراها بخاطر اینکه از تصمیمات لحظه ای دوری می کنند و با هیجانات زودگذر احساساتی نمیشوند، در نتیجه در سرمایه گذاری موفق تر عمل می کنند.

رفتار شناسی درون گراها نشان می دهد که این افراد با پاداش های لحظه ای خوشحال نمیشوند و ترجیح می دهند پاداش های بزرگتر اما با تاخیر را دریافت کنند. هنگامی که بیشتر افراد در شرایط خاصی احساساتی و هیجانی می شوند این افراد کمتر پیش می اید از خود واکنشی نشان دهند. همچنین عامل حرص و آز در این افراد ضعیف است به این معنی که بیشتر با صفت سخاوتمند شتاخته می شوند. معمولا این افراد افرادی منظم هستند و به اصول و ارزشها احترام میگذارند صبور جدی و عاری از هرگونه انگیزشهای عاطفی هستند.

یکی دیگر از دلایل موفقیت درون گراها نسبت به سایر افراد در سرمایه گذاری ها، درس گرفتن از تجربیات گذشته می باشد. اغلب تصمیم گیری های افراد درون گرا بر اساس پیامدهای منفی و تصمیمات اشتباهی می باشد که قبلا دچار آن شده اند. این گروه از افراد به شدت از گذشته و همچنین رفتار دیگران درس میگیرند و بر همین اساس عمل می کنند. همانطور که ملاحظه می کنیم بسیاری از خصوصیاتی که یک معامله گر حرفه ای باید داشته باشد در این افرادمشاهده میکنیم.

در ادامه بهتراست با مشکلات روانشناختی و علل بروز انها اشنا شویم تا با اگاهی بیشتری وارد معاملات شویم شاید دانستن این مشکلات کمکی باشد در کنترل احساسات.

مشکلات روانشناختی | کالج تی بورس

مشکلات روانشناختی | کالج تی بورس

روانشناسی معامله گری در بازار های مالی

روانشناسی معامله در بازار های مالی

همواره خرید و فروش در بازارهای سرمایه با مسائل گوناگون روانشناسی همراه بوده و عدم اطلاع و درک درست از این مقوله، سبب بروز مشکلات فراوانی برای فرد معامله گر (تریدر) خواهد شد.

بسیاری از افراد علی رغم استفاده از روش های صحیح تحلیل تکنیکال، کارنامه موفقی در پایان سال از خود بجای نمی گذارند و یا حتی پس از ضررهای متوالی دچار آسیب های شدید روحی و فکری می گردند. شاید بارها از بسیاری از تریدرها شنیده باشید که در زمان انجام معاملات در سود بوده اند ولی در پایان با ضرر آن معامله را به اتمام رسانده اند بدون اینکه دلیل این اتفاق را بدانند.

راه حل این مسئله در شناخت و اجرای قوانین روانشناسی معامله است. همه ی ما در زندگی روزمره ی خود با موارد بسیاری مواجه می شویم که به طور اکتسابی یاد گرفته ایم که چگونه آن ها را مدیریت کنیم، اما بدلیل نداشتن ارتباط مستقیم با پول در معاملات مالی توان مدیریت خود را از دست می دهیم و به مشکلات متعددی برخورد می کنیم. در چنین شرایطی است که برخلاف دانش تحلیلی خود، هرآنچه انجام می دهیم بازهم نمی توانیم به سود مناسبی دست پیدا کنیم. درحالی که مشاهده می کنیم در همان بازار، در همان زمان و در همان محدوده قیمت، تریدرهای دیگر سودهای بسیار خوبی نصیب خود می کنند.

شاید از خود بپرسید که چرا با وجود اینکه دانش تحلیلی بالایی دارید، نمی توانید مثل سایر تریدرها از بازار بهره ببرید؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا با مفهوم روانشناسی آشنایی داشته باشید.

روانشناسی چیست؟

اساسا روانشناسی دانشی است که به بررسی رفتار و فرآیندهای روانی می‌پردازد. هر دانشی دارای اهدافی مشخص است که دانشمند به دنبال دستیابی به آن هستند. بنابر این اهداف اساسی دانش روان‌شناسی را می توان در پیش‌بینی، توصیف، تبیین و کنترل رفتار خلاصه کرد.

بر همین اساس، زمانی که در مورد روانشناسی معامله گران صحبت می کنیم، در واقع هدف ما بررسی و آنالیز مکانیزم ها و الگوهای رفتاری آن هاست. در قدم اول، الگوهای رفتاری آن ها را توصیف می کنیم. سپس با استفاده از توصیف ارائه شده، پیش بینی می کنیم که تریدرها در زمان های خاص چه رفتاری از خود در بازار نشان می دهند؟

فقط در این صورت است که می توانید الگوهای رفتاری غلط را شناسایی کنید و در جهت رفع آن الگوهای اشتباه اقدام کنید. با توجه به گستردگی مبحث روانشناسی، نمی توان انتظار داشت که مرکز تحقیقات بلاک چین که هدف اصلی آن تحقیق، آموزش، سرمایه گذاری و کمک به جامعه تریدر است، به بررسی تخصصی و عمیق الگوهای رفتاری بپردازد. اما، ذکر این نکته حائز اهمیت است که بسیاری از الگوهای رفتاری اشتباه تریدرها، از روش زندگی آن ها در کودکی تا جوانی ریشه می گیرد و تصحیح این الگو ها نیازمند رعایت اصول و داشتن انظباط شدید از سوی خود تریدر است.

اهمیت روانشناسی در معامله گری (ترید)

هنگامی که بازار را از دید تکنیکالی بررسی می کنید، راهکارهای تصحیح اشتباهات آسان به نظر می رسد، مثلا معامله ای را در نظر بگیرید که سریع از آن خارج شده اید، کافیست با بررسی عوامل تکنیکالی، دلایل خروج خود را دوباره بررسی کنید، از اندیکانور ها و اسیلاتورهای متفاوتی استفاده کنید و به مرور زمان نقطه ی خروج خود را در جای بهتری انتخاب کنید. اما شرایطی ایجاد می شود که با وجود داشتن بهترین استراتژی های معاملاتی بازهم معاملات شما سودآور نیست. راه حل این مشکل در درون خودتان قرار دارد، شما با دشمنی زیرک مواجه هستید، این دشمن همان روان شماست.

به همین علت است که برطرف کردن مشکلات فکری کار چندان ساده ای نیست. چرا که مشکل اصلی در غالب تعصب ها و موارد پیش پا افتاده پنهان گشته است. البته این پنهان شدن جزئی از سیستم دفاع روانی افراد در برابر آسیب پذیری به حساب می آید، با این حال در زمان های خاص آسیب فراوانی به افراد وارد می کند. نکته دیگر این است که روان افراد توسط احساسات آن ها کنترل می شود. درواقع رابطه تنگاتنگی میان احساسات، روان افراد و الگوهای رفتاری آن ها وجود دارد. پس می توان پیش بینی کرد که اگر شما برروی کنترل احساسات خود تسلط پیدا کنید، معاملات بهتری را نسبت به قبل انجام خواهید داد.

از آنجایی که در هنگام انجام معامله تمام احساسات افراد نظیر خشم، عصبانیت، ترس و امید به اوج خود می رسند، کنترل این احساسات نقش بسزایی در موفقیت تریدرها ایفا می کند. از سوی دیگر طمع، نداشتن سرعت عمل و اعتماد به نفس بالا از جمله احساسات مخربی است که معامله گر را به ورطه ی نابودی در بازارهای مالی می کشاند. بنابر این دانستن نقاط ضعف الگوهای رفتاری و کنترل احساسات، از ضررهای سنگین و ورشکستگی تریدرها جلوگیری می کند.

احساسات در معامله گری

چرخه احساسات در معامله گری

بطور کلی 6 احساس غالب در تریدها وجود دارد که در ادامه به بررسی هر یک می پردازیم:

احساس هیجان و اظطراب:هر گونه احساس برانگیزاننده، در زمانی انجام معامله، نشانه ای است که شما قسمتی از راه را اشتباه رفته اید. در واقع زمانی که در معاملات خود مضطرب هستید معمولا بیانگر این است که قوانین معاملاتی خود را نقض کرده اید، پوزیشن خرید یا فروشی به اشتباه گرفته اید و یا نباید آن معامله را انجام می دادید. در این حالت اگرسطح هیجانات خود را بررسی کنید و از خود بپرسید که چرا احساس اضطراب یا هیجان دارم، این کار به شما کمک می کند تا از معاملاتی که از همان اول نباید واردش می شدید، خارج شوید.

احساس ترس:

ترس یکی از احساسات رایج در بین معامله گران است. احساس ترس به اشکال مختلفی در بین معامله گران وجود دارد، و می تواند دلیل بسیاري از اشتباهات رایج معامله گري باشد. ترس زمانی ایجاد می شود که معامله گر وارد زیان شده باشد. ترس از ضرر کردن سبب می شود که معامله گر ضرر خود را با تاخیر شناسایی کند، و متعاقب آن ضرر بیشتری متحمل شود. همچنین ترس از بازگشت سود باعث می شود که معامله گران از معاملات خود خیلی سریع خارج شوند و به سود مطلوب خود نرسند.

در هنگامی که معامله ای وارد ضرر می شود، معامله گر باید تلاش کند که وضعیت خود را بهبود ببخشد و بجای اینکه خود را سرزنش و ملامت کند هر چه زودتر به دنبال راهکاری برای ضرر کمتر باشد. با این حال انجام اقدامات بی نظم، سریع و بدون برنامه ریزی مناسب نیستند . اقدامات باید منطقی و به تدریج در راه رسیدن به خروج از بحران باشد. معامله گر نباید وحشت کند و سریعا برای جبران ضرر خود معامله دیگری را بدون برنامه ریزی شروع کند، چراکه تکرار این اتفاق سبب از بین رفتن سرمایه افراد خواهد شد.

احساس طمع:

طمع حس غالب افرادیست که وارد بازارهای مالی می شوند. اگر شما در زندگی روزمره خود بیش از حد محتاط هستید، قاعدتا فرصت های زیادی را در معاملات سودآور بازار از دست خواهید داد، بنابراین بهتر است که وارد بازارهای مالی نشوید، چرا که بازارهای مالی ریسک پذیری خاص خود را می طلبد. طمع جزو ذات انسان است و در برخی اوقات باعث می شود تا وارد معاملاتی شویم که جز ضرر چیزی برای ما به همراه ندارد. همچنین طبع سبب چشم پوشی معامله گران بر اصول مدیریت ریسک و سرمایه می شود و ذهنیت قماربازي در معامله گران را تقویت می کند که در نتیجه آن معامله گري بدون توجه به قوانین اصولی و بر مبناي احساسات نادرست اتفاق می افتد.

احساس امید:

امید به کسب سود بیشتر یکی دیگر از احساسات محرک معامله گران است. اگر به زنجیره احساسات یک تریدر دقت کنیم، در می یابیم که احساس امید، طمع و ترس معمولا پشت سر هم بوجود می آیند. تریدرهایی که در معاملات خود در ضرر هستند، نشانه هایی از امید را در خود مشاهده می کنند، این تریدرها به معاملات خود فرصت بیشتري می دهند چرا که امید دارند که جهت حرکت قیمت تغییر می کند و وارد سود می شوند. با این حال اگر امید و انتظار معامله گران از حدی بیشتر شود، توانایی تحلیل درست و درک شرایط موجود از بین می رود، به طوری که معامله گران تصور می کنند می توان به سود های کلان در مدت کوتاهی دست یافت.

مثال دیگر از امید زمانی است که معامله گر براي جبران ضررهای خود وارد معاملاتی می شود که با استراتژی معاملاتیش انطباق ندارد. بنابر این امید و انتظار باید به صورت معقول و منطقی در نظر گرفته شود تا قابل دستیابی باشد، لذا انتظار بی جا و رویاپردازانه نتیجه ای جز نابودی و شکست نخواهد داشت.

اصولا امید داشتن در موارد زیر بسیار اهمیت دارد:

  1. امید در زمان ورود به بازار : معامله گران به امید کسب سود وارد بازارهای مالی می شوند و اگر چنین امیدی در ابتدای ورود به بازار وجود نداشته باشد مطمئنا انگیزه ای جهت ورود به بازار وجود نخواهد داشت.
  2. امید در زمان ضرر کردن : بدترین شکل احساس امیدواری این است که معامله گر وقتی در ضرر است به تغییر روند قیمت امیدوار باشد و بدون رعایت حدضرر اقدام به نگه داری دارایی خود کند.

احساس خستگی:

درست است که خستگی بیشتر به عنوان یک وضعیت جسمی به حساب می آید، اما می توان آن را به نوعی در طبقه بندی احساسات قرار داد. احساس خستگی سبب می شود تا تمرکز تریدرها به پایین ترین حد ممکن برسد.

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که بارها در یک جفت ارز اقدام به پوزیشن گیري کرده باشید بدون آنکه بدانید دنبال چه بوده اید و یا شرایط ورود به یک معامله را بدلیل حواس پرتی از دست داده اید، تمامی این ها نشان دهنده ی پایین بودن تمرکز است که در نتیجه خستگی بوجود می آید. بر همین اساس پیشنهاد می کنیم که در ابتدا اولویت های خود را مشخص کنید و در حین معامله همه ی فعالیت های جانبی را کنار بگذارید.

احساس نا امیدي:

نا امیدي اغلب به دلیل احساسات اشتباهی که در فوق اشاره شد بوجود می آید. درواقع هنگامی که معامله گران معامله اي را از دست می دهند، هیجانات بر آن ها غلبه می کند تا پوزیشن دیگری برای ورود به معامله پیدا کنند، در این حالت استراتژی معاملاتی خود را فراموش کرده و پوزیشن اشتباهی انتخاب می کنند که سبب ضرر کردن آن ها می شود، در نتیجه احساس نا امیدی و سرخوردگی به سراقشان می آید که این احساس نا امیدی تمام الگوهای رفتاری اشتباه را تشدید خواهد کرد.

نتیجه گیری

احتمالا هر تریدری می داند که آشنایی با مباحث روانشناسی اثرات بزرگی بر روي عملکرد معاملاتیش خواهد داشت. با این وجود احساسات از راه هاي بسیار پیچیده اي تصمیمات معامله گري را تحت تاثیر قرار می دهند و در نگاه اول چندان واضح به نظر نمی رسند. واضح ترین مسئله ی نشان دهنده تسلط اضطراب در معامله گری ترس بر تصمیمات معامله گري شما این است که در پیاده سازی نقشه معاملاتی خود دچار شک و تردید می شوید.

اگر متوجه شدید که با وجود شرایط مناسب برای ورود به یک معامله، بطور مداوم فرصت هاي معاملاتی خود را از دست می دهید، باید تلاش کنید تا ریسک پذیری خود را بالا ببرید. از بین بردن امکان به خطر انداختن پول و کاهش سطح ریسک سرمایه، معمولا به شما کمک می کند تا اشتباهات ناشی از ترس را در معاملات اضطراب در معامله گری خود کاهش دهید اعتماد به نفس لازم را بدست آوردید.

همچنین قوانین خود براي ورود به معامله را مکتوب کنید و به صورت یک چک لیست قبل از ورود به معامله آنها را یک به یک چک کنید، این کار نیز کمک می کند تا ترس از ورود به معامله را از بین ببرید اگر شما درباره کیفیت استراتژی معاملاتی خود دچار خوش بینی مفرط باشید، احتمالا تعداد معاملات بیشتری را انجام خواهید داد و حواستان به این نکته نیست که امکان دارد معامله ها شکست هم بخورند. از این گذشته، معامله گرانی که سرمایه کمتری دارند، احتمال بیشتری وجود دارد تا در یک معامله پر ریسک شرکت کنند، چرا که می خواهند با انجام آن معامله ی پر ریسک میزان سرمایه خود را افزایش دهند. در این فرآیند احساسات غالب عبارتند از طمع و اعتماد بنفس بیش از حد و نادانی!

بهترین روش، کاهش حجم معامله، ایجاد سبد خرید و رعایت اصول مدیریت ریسک براي جلوگیری از افت زیاد سرمایه است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.