قیمت تعادل چیست؟


2- تقاضايي بي كشش e اهمیت عرضه و تقاضا در تعیین سود بانکی

تجارت و اقتصاد

موضوعات اقتصادی .تجارت .اداره . آموزش مدیریت .تجارت در اسلام

عرضه و تقاضا

رضه و تقاضا (پروژه)

عرضه و تقاضا

عَرضه و تقاضا یک مدل اقتصادی می‌باشد که اثر قیمت را بر روی مقدار در بازار رقابتی بررسی می‌کند.قیمت بر روی مقدار تقاضا از طرف مصرف‌کنندگان و مقدار تولید از طرف عرضه‌کنندگان اثر می‌گذارد.در نتیجه اقتصاد در قیمت و مقدار به تعادل می‌رسد.سایر عوامل موثر در تعادل اقتصادی نیز در این مدل باعث تغییر تقاضا و عرضه می‌شوند.

عَرضه عبارتست از جریان کالا - خدمات به بازار برای برآوردن تقاضا.همچنین می‌توان گفت:مقدار کالا و خدماتی است که تولید کنندگان حاضرند در قیمتهای مختلف در اختیار مصرف کنندگان قرار دهند. شایان ذکراست که عرضه بستگی به دو عامل دارد:

همچنین با ثابت در نظرگرفتن بعضی عوامل در کوتاه مدت یک رابطه مثبت بین مقدار عرضه کالا یا خدمات و قیمت آن ایجاد می‌شود که به قانون عرضه شهرت دارد.

تقاضا چیست؟

تقاضا یعنی میل و خواست و توانایی یک فرد برای دریافت کالا یا خدمتی.منحنی تقاضا مکان هندسی مجموعه نقاطی است که یک فرد برای بدست آوردن کالا یا خدماتی حاضر به پرداخت چه میزان پول است.و یک تولید کننده به ازای هر قیمتی مایل به چقدر تولید است.

شیب منحنی تقاضا منفی است، یعنی اینکه هر چقدر قیمت افزایش یابد مقدار تقاضا کاهش می‌یابد. عوامل زیادی بجز قیمت بر روی تقاضای افراد موثر است که از آن جمله می‌توان به قیمت کالاهای جانشین و مکمل، سلیقه مصرف کنندگان، انتظارات از آینده و میزان درآمد مصرف کنندگان اشاره نمود.

قانون تقاضا نیز به این معنی که با افزایش قیمت، مقدار تقاضا کاهش یافته و در مقابل با کاهش قیمت، مقدار تقاضا افزایش می‌یابد.به رابطه منفی قیمت و تقاضا قانون تقاضا می‌گویند

عرضه و تقاضا به عنوان پایگاه عدالت

از موضوعات چالش برانگیز امروز مدیریت توسعه اقتصادی و معضلات اجتماعی ناشی از آن مانند تورم، کنترل قیمت ها، مکانیزم عرضه و تقاضا، نحوه واردات و صادرات، اولویت بندی در تولید کالاهای ضروری، توزیع عادلانه کالا، . می باشد، علاوه بر نیازهای اقتصادی معضلات در جایگاه نرم افزاری دیگری وجود دارد که نیازمند نگاه عمیق تری است، از جمله، انگیزه ایجاد یک نیاز مصرفی در جامعه و اولویت بندی و شاخصه انتخاب نیازهای مؤثر اجتماعی و چگونگی توزیع بین اقشار مختلف از کم درآمد تا مرفه است، برخی سؤالاتی که در این حوزه به ذهن می رسد عبارتند از:

▪ نحوه و علل پیدایش ناهنجاری های اقتصادی مانند تورم چیست؟

▪ مبنا و محور الگوهای مورد استفاده برای تحلیل و بررسی این ناهنجاری ها چیست؟

▪ معیار و شاخص تعیین اولویت موضوعی در ایجاد، توزیع نیاز، مدیریت و توزیع منابع طبیعی، ابزاری و انسانی کدام است؟

▪ پیدایش عرضه و تقاضا، مکانیزم عرضه و تقاضا و نقش تعاریف در نظام عرضه و تقاضا و ارتباط قانون با این نظام چگونه است؟

اهمیت این محورها به این جهت است که مکانیزم عرضه و تقاضا می تواند پایگاه عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی باشد. این سؤالات و بسیاری دیگری ابهامات حوزه وضعیت اقتصادی جامعه و محورهای حاکم برآن از جمله مباحثی است که توسط علامه منیرالدین حسینی هاشمی(ره) در دوره های مختلف دروس اقتصادی به آن پرداخته شده است، اکنون که به سالگرد رحلت این استاد فرزانه نزدیک شده ایم (۱۲ اسفند ۱۳۷۹، مطابق ۶ ذی الحجّه) و نیز به دلیل احساس نیاز برای تشکیل گروه های تخصصی به منظور تنظیم سیاست های برنامه پنجم توسعه کشور برآن شدیم تا فرازهایی از تحلیل ایشان را در برنامه دوّم توسعه اقتصادی کشور را، که امروز می تواند ناظر بر دیدگاه آینده نگر ایشان در سال ۱۳۷۳ می باشد و هم راهگشایی برای طراحی و برنامه ریزی، برنامه های پنج ساله توسعه است، ارائه نماییم:

تقاضا یک «نیاز ابزار شده» است، انسان احتیاج به چیزی دارد که آن را ظاهر و ابراز می کند، پس تقاضا طلب و خواستن است، «عرضه» هم به معنای این است که شخص دیگری که می تواند این نیاز را برطرف کند و وسیله برآوردن آن نیاز در اختیار او می باشد، آن را ابراز و ظاهر می کند که به این «عرضه» گفته می شود. پس هرگاه وسیله «ارضاء نیاز» ارائه شود به آن «عرضه» گفته می شود.
انسان دارای اراده و قدرت گزینش است و می تواند اختیار خود را به میدان عرضه و تقاضا بیاورد و امکان عملکرد او مانند اشیاء نیست، بلکه شرایط و روابط در قدرت گزینش او مؤثر است البته این قدرت انتخاب تنها در موضوعات و سطح نازل مصرف نیست بلکه در سایر سطوح اجتماعی یعنی در ایجاد قوانین و انحصارات نیز وجود دارد. استاد علامه(ره)، سپس قوانین حاکم بر نظام عرضه و تقاضا را از دیدگاه رایج اقتصاد جهانی اینگونه مطرح می نمایند: عرضه و تقاضا از سه «نظام تعاریف»، «نظام تنظیم» و «نظام تخصیص» جدا نیست»، به عبارت دیگر گفته می شود «قوانین نسبیت» بر جریان اشیاء حاکم بوده، و به نحو طبیعی و قهری وجود داشته و ثابت است، . آنها (اقتصاد سرمایه داری) نظام حقوقی و نظام تعاریف را برآمده از عرضه و تقاضا می دانند.

بحث مهم تشریحی ما این است که شاقول و معیار اساسی در «نظام حقوقی» و یا «نظام تعاریف»، «نظام تنظیم» و «نظام تخصیص» چیست؟ اگر گفته شود که هر سه تای اینها از عرضه و تقاضا می آید و در سه سطح می باشند، می گویم: ربط «عرضه و تقاضای اجتماعی» با «تکامل اجتماعی» چیست؟ آن وقت می گویم که: هرگز رابطه عرضه و تقاضا با جهت تحرک تکاملی جامعه، نمی تواند قطع باشد، یعنی می توان سؤال کرد که این انحصارات و محدودیتها از کجا آمده؟ و چرا آمده؟ عرضه و تقاضایی که از بستر خودش بریده باشد در کجای عالم قابلیت تحقق دارد؟!

عرضه و تقاضائی که بخواهد قیمت ها را معین کند یعنی در حقیقت وزن مخصوص کالاها را مشخص نماید باید در شرایط انسانی باشد. یعنی آیا می توان عرضه و تقاضای انسان را از اراده و از نظام اجتماعی او جدا کرد و فقط به آن عرضه و تقاضا گفت؟. بله! نسبت به امور خرد یک ساده نگری های ابتدائی ـ از افرادی که دقت نمی کنند یا نمی خواهند دقت کنند ـ در بازار دیده می شود. مثلا می گویند امروز در بازار هندوانه بیش از تقاضا بوده و در حال ضایع شدن است پس قیمت را کم کردند، فردا که مثلا پیاز چنین شد قیمت گران می شود. این دیدگاه با عرضه و تقاضای مورد نظر ما تفاوت دارد.
ما باید بتوانیم قوانینی برای تعریف درست کنیم که «اسباب مالکیت» را معرفی کند و قوانینی برای «تنظیم» معرفی نمائیم که بتواند قوانینی را برای «تخصیص» معین نماید و در نهایت نیز بتوانیم نسبت این سه دسته قوانین را به «تکامل اجتماعی» تعریف کنیم، البته عرضه و تقاضا در بستر و در نظامی عمل می کند که متناسب با توسعه آن نظام، یک کشش و تنشی هم دارد، ولی این کشش و تنشی که منشأ تحرک می شود آیا در نظام حاکم «اصل» می شود یا نه؟ لذا می گوییم که عرضه و تقاضا، بدون بستر، امری خیالی است و بلکه باید گفت: که تحت حاکمیت قوانین حقوقی می باشد.
قوانین حاکم بر مکانیزم عرضه و تقاضای رایج در نظام اقتصادی اسلامی تعیین کننده و کارآمد نیست و به بن بست رسیدن کارشناس ها در نهایت به دلیل همین درگیری با فرهنگ اسلامی است که بطور طبیعی اموری را نفی می کند. این درگیری به نوعی با درگیری قوانین زمان شاه با اسلام شبیه است که احساس ظلم مردم نهایتاً منجر به پرخاش علیه شاه و اعتراضات عمومی گردید.

نحوه پیدایش سه نظام تعاریف، تنظیم، و تخصیص در نظام اجتماعی در قالب چهار فرض یا گمانه مطرح می شود:

۱) فرض اوّل: اخذ ابزار «تعریف»، «تنظیم» و «تخصیص»، همه از شرع مقدس

۲) فرض دوّم: اخذ ابزار «تعریف» از مذهب و ابزار «تنظیم و تخصیص»، از عقل

۳) فرض سوّم: اخذ ابزار «تعریف» از شرع و ابزار «تنظیم و تخصیص»، از عرف

۴) فرض چهارم: اخذ ابزار «تعریف»، «تنظیم» و «تخصیص»، همگی از عقل

در فرض اوّل که هم در تکوین، هم در تاریخ و هم در جامعه شرایط حاکم برنظام عرضه و تقاضا و نهایتاً «نظام موازنه قدرت» (رابطه بین تکامل و عرضه و تقاضا) باید از دین بدست آید. در غیر این صورت هر نوع عرضه و هر نوع تقاضایی نمی تواند رسمیت داشته باشد. در مقاله بعدی هر یک از فروض فوق توضیح بیشتری داده می شود.

کشش تقاضا و عرضه

1-كشش تقاضا و عرضه

كه اگر قيمت افزايش پيدا كند تقاضا كاهش و اگر قيمت كاهش پيدا كند. تقاضا افزايش پيدا مي كند. طبق اين افزايش قيمت با ثابت بودن ساير عوامل مي بينيم كه چه قدر تقاضا كاهش مي يابد، اين حساسيت را در اقتصاد بنام كشش ((Elasticity مي نامند.

2- كشش قيمتي تقاضا

كشش قيمتي تقاضا واكنش وحساسيت مصرف كننده را در برابر قيمت اندازه گيري ميكند. كشش قيمتي تقاضا E معمولا منفي است و در اقتصاد E بزرگ را به e كوچك داخل قدر مطلق نمايش ميدهد.

مثال:- اگر افزايش 25% در قيمت بنزين سبب 5% كاهش در مقدار تقاضايي بنزين شود در آنصورت كشش تقاضا براي بنزين عبارت است از:-

Eمساوي مي شود به درصد تغيير در مقدار تقاضاي بيزين تقسيم در قيمت بنزين

يعني منفي -5 درصد تقسيم در 25 درصد مساوي ميشود به 0.2-

كشش0.2-% براي تقاضاي بنزين بدين معني است كه يك درصد افزايش قيمت بنزين سبب كاهش 0.2% در مقدار تقاضايي بنزين خواهد شد.

انواع مختلف كشش قيمتي تقاضا:-

هنگامي كه قيمت كالا يك درصد تغيير كند ممكن است تقاضاي آن كالا بيشتر يا كمتر از يك درصد تغيير كند. كه حالت هاي مختلف دارد.

1-تقاضايي با كششe>0

هرگاه درصد تغييرات مقدار تقاضا بيش از درصد تغييرات كه در قيمت ايجاد مي شود باشد كالاي با كشش است. مثلا كالاهاي كه مشابه همديگر است وبراي مصرف كننده مطلوبيت يكسان دارد.

مثال:- ماكاراني با مارك هاي مختلف.

2- تقاضايي بي كشش e اهمیت عرضه و تقاضا در تعیین سود بانکی

در چند سال اخیر تعیین نرخ سود بانکی به یکی از چالش های سیستم بانکی تبدیل شده است. اگرچه در دو سال اخیر نرخ سود بانکی بدون توجه به عوامل اقتصادی و به شیوه دستوری کاهش یافته است اما مقاومت بانک مرکزی برای کاهش یا حتی تعیین نرخ سود و اجرای سیاست های انقباضی نشان از واقعیت بحران یا وضعیت حساس در سیستم پولی کشور دارد که نشانگر مشکلات عمیق و اساسی در این حوزه از اقتصاد است. این امر نشان می دهد که قاطعیت برای حل بحران و رسیدن به یک نقطه باثبات بسیار لازم است.

جلوگیری از کاهش دستوری نرخ سود اقدامی کاملا صحیح و منطقی و مسوولانه است اما معلوم نیست تا چه حد قابل اجرا و عملی خواهد بود.

از نظر بسیاری از کارشناسان اقتصادی، رسیدن به این نقطه که بانک مرکزی و بانک ها ناچار شوند به تعیین نرخ سود در شرایطی غیردستوری بپردازند قابل پیش بینی بود زیرا تعیین نرخ کم تر از نقطه تعادلی عرضه و تقاضا باعث اتلاف ناگزیر منابع و زیان خواهد شد. تعیین نرخ سود بانکی یکی از متغیرهای کلیدی و اساسی اقتصاد است و ارتباط این شاخص اساسی با میزان پس انداز ملی، سرمایه گذاری، میزان توان جذب منابع بانک ها، ارایه تسهیلات، رشد صنعتی و بخش های مختلف تولید، کنترل نقدینگی، تورم، اشتغال، رونق و رکود اقتصادی و. باعث شده که تعیین نرخ سود بانکی در همه کشورهای جهان و به خصوص اقتصادهای پیشرفته از حساسیت ویژه ای برخوردار باشد .

نرخ سود بانکی در شرایط عرضه و تقاضا در نقطه ای به تعادل می رسد که متناسب با نرخ تورم باشد و برای پس اندازکنندگان، انگیزه سپردن پول به بانک ها را تقویت کند و از طرف دیگر تسهیلات بانکی با نرخی به وام گیرندگان ارایه نشود، که باعث ایجاد صف و رانت و فرصت های ویژه نشود بلکه در شرایطی رقابتی و منطقی و با نرخ سود بانکی متناسب با نرخ تورم، این امکان برای همه متقاضیان وجود داشته باشد که بتوانند متقاضی دریافت وام باشند.

در غیر این صورت و در شرایط تعیین دستوری نرخ سود بانکی، تقاضا برای دریافت تسهیلات بیش از منابع بانک ها خواهد بود و این موضوع هم صف طویل متقاضیان را ایجاد می کند و هم ممکن است به فرصت ها و رانت هایی برای دریافت وام منجر شود. از این رو اقتصاددانان بزرگ جهان توصیه می کنند که نرخ سود بانکی باید از طریق نهاد عرضه و تقاضا و سازوکار قیمت ها و به شکل غیردستوری و در شرایط طبیعی عرضه و تقاضا تعیین شود تا نرخ سود بانکی به گونه ای مشخص شود که تعادل نسبی را در حجم پول، نقدینگی، تسهیلات بانکی، پس اندازها و . ایجاد کند.

سازوکار طبیعی عرضه و تقاضا برای تعیین نرخ سود بانکی تا حدی اهمیت دارد که اقتصاددانان، دولت ها را به کنترل حجم پول از طریق انضباط مالی و پولی و حجم بودجه و میزان مالیات ها توصیه می کنند و معتقدند باید از دستکاری قیمت ها و نرخ ها و نظام عرضه و تقاضا پرهیز کنیم. در اقتصاد ایران نیز که دولت حضوری گسترده در اقتصاد دارد ضروری است بیش از اقتصادهای دیگر به اصلاح نظام قیمت ها و احترام به نظام عرضه و تقاضا و پرهیز از تعیین دستوری قیمت ها و نرخ ها توجه شود تا کارایی مورد انتظار حاصل شود.

اصول بنیادی عرضه و تقاضا

مدل عرضه و تقاضا در واقع برای بازار رقابتی تنظیم شده است که در آن هیچ یک از خریداران و فروشندگان نمی‏توانند اثر زیادی بر روی قیمت بگذارند ،و قیمت به صورت یک داده است.مقدار تولید محصول توسط تولیدکننده و مقدار تقاضا توسط مصرف‏کننده ٬ وابسته به قیمت محصول در بازار است.قانون عرضه می‏گوید که در ثابت بودن سایر شرایط مقدار عرضه وابسته به قیمت است و در قیمت بالاتر عرضه بیشتر و در قیمت پایینتر عرضه کمتر خواهد بود.و قانون تقاضا نیز می‏گوید با ثابت بودن سایر عوامل در قیمت‏های بالا تقاضا کمتر و در قیمت‏های پایین تقاضا بیشتر خواهد بود.

در بازار رقابتی قیمت تعادلی و مقدار تعادلی یک کالا با عرضه و تقاضای بازار برای آن کالا تعیین می‏شود.قیمت تعادلی یک کالا دقیقا برابر با قیمتی است که مصرف‏کنندگان مقدار کالایی را که حاضرند در یک دوره زمانی خاص بخرند برابر با مقداری است که تولیدکنندگان آن کالا حاضرند عرضه کنند.در قیمت‏های بالاتر کمبود تقاضا باعث می‌گردد و باعث مازاد عرضه می‏شود.این اضافه عرضه به قیمت فشار می‏آورد و باعث می‏شود که قیمت دوباره به سطح تعادلی بازگردد.در قیمت‏های پایین‏تر نیز٬مقدار تقاضا از مقدار عرضه بیشتر می‏شود و باعث مازاد تقاضا می‏شود.این مازاد تقاضا باعث افزایش قیمت و در نتیجه بازگشت قیمت به اندازه قبل خود (قیمت تعادلی)می‏شود.پس از اینکه قیمت به تعادل رسید٬این قیمت میل به استمرار و باقی ماندن دارد.

قانون عرضه و تقاضا چیست و تعادل در بازار چگونه رخ می دهد؟

قانون عرضه و تقاضا چیست؟ تعادل بازار چگونه رخ می دهد؟ عرضه و تقاضا اساس اقتصاد است. قانون تعامل بین خریداران و فروش یک منبع را توصیف می کند. محصولی که می خواهیم بخریم یا بفروشیم قیمت دارد. این قیمت یک قیمت ثابت نیست. و با در نظر گرفتن برخی موارد مشخص شده است. این مواردی که مورد توجه قرار می گیرد همه عرضه و تقاضا است.

اگر علاقه زیادی به کالایی (تقاضا) و محدودیت دسترسی در بازار (عرضه) وجود داشته باشد، قیمت آن بالا خواهد بود. این ساده ترین قانون عرضه و تقاضا است. قیمت ها با توجه به این اصل تعیین می شوند و تعادل بازار برقرار می شود.

قوانین عرضه و تقاضا و شکل گیری تعادل در بازار

قانون عرضه (تامین) چیست؟

بگذارید بگوییم قیمت کالا یا خدمات افزایش می یابد. همه عوامل دیگر ثابت می مانند. در این حالت، میزان کالاها یا خدمات ارائه شده توسط تامین کننده به بازار نیز افزایش می یابد. با کاهش قیمت، مقدار آن کاهش می یابد.

این دقیقاً قانون عرضه است. با افزایش قیمت یک کالا، تأمین کننده قصد دارد با افزایش مبلغی که برای فروش ارائه می دهد، درآمد خود را افزایش دهد.

منحنی عرضه شیب دار صحیح زیر درک بهتری از این مسئله به شما می دهد:

عرضه و تقاضا

A ، B و C از نقاط منحنی عرضه بودند. هر نقطه از منحنی نشان دهنده ارتباط مستقیم بین تقاضا (Q) و قیمت (P) است. یعنی مقدار داده شده در نقطه A Q1 و قیمت P1 خواهد بود. منحنی عرضه در حال افزایش است. زیرا با گذشت زمان، تأمین کنندگان می توانند مقدار کالاهای خود را برای تولید و عرضه به بازار انتخاب کنند.

در هر زمان مشخص، کالا یا سهام عرضه شده توسط فروشندگان به بازار ثابت است. در این حالت، فروشندگان با تصمیم به توقف فروش مواجه می شوند. تقاضای مصرف کننده قیمت را تعیین می کند و فروشندگان فقط می توانند آنچه را که بازار در اختیار دارد، شارژ کنند.

اگر تقاضای مصرف کننده با گذشت زمان افزایش یابد، قیمت نیز افزایش می یابد. از طرف دیگر، تامین کنندگان می توانند منابع جدیدی را که به تولید اختصاص داده شده است، انتخاب کنند. علاوه بر این، ممکن است تأمین کنندگان جدیدی ظهور کرده باشند. در این حالت، مقدار عرضه افزایش می یابد. در حالی که تقاضا در نهایت قیمت را در یک بازار رقابتی تعیین می کند، تأمین کننده مقداری را که در پاسخ به این قیمت عرضه می کند تعیین می کند.

قانون عرضه یکی از اساسی ترین مفاهیم در اقتصاد است. این قانون با قانون تقاضا برای توضیح چگونگی تخصیص منابع در اقتصاد بازار و تعیین قیمت کالاها و خدمات کار می کند.

عملکرد قانون عرضه

قانون عرضه خلاصه تأثیر تغییرات قیمت بر رفتار تولید کننده است. مثلا؛ اگر قیمت بوت افزایش یابد، یک شرکت کفش پوتین بیشتری تولید خواهد کرد. اگر عکس این اتفاق بیفتد، تولید را کاهش می دهد.

به همین ترتیب، اگر یک شرکت تولید کفش ۱۰۰ چکمه تولید کند و قیمت از ۱۰۰ ریال به ۱۵۰ ریال افزایش یابد، می تواند ظرفیت تولید خود را افزایش داده و شروع به ساخت پوتین های بیشتر کند.

بیایید نگاهی به مثالی دیگر از نحوه عملکرد قیمت بنزین بیندازیم. افزایش قیمت بنزین شرکت های نفتی را ترغیب می کند که چند اقدام انجام دهند. اینها؛

  • گسترشتحقیقاتبرای ذخایر نفت
  • حفاری برای روغن بیشتر
  • سرمایه گذاری بیشتر در خط لوله و نفتکش برای آوردن نفت به تأسیساتی که می تواند بنزین را تصفیه کند
  • سرمایه گذاری در خطوط لوله و خرید کامیون برای انتقال بنزین به ایستگاه ها
  • افتتاح پمپ بنزین های بیشتر یا تمدید ساعات کار ایستگاه فعلی

اینها همه روشهای افزایش درآمد تأمین كنندگانی است كه می خواهند از افزایش قیمت بهره مند شوند. با افزایش میزان عرضه برای تأمین تقاضای روزافزون، درآمد آن را افزایش می دهد. وقتی به زندگی روزمره یا روندهای آینده خود نگاه می کنید، می توانید به راحتی درک کنید که چگونه قانون عرضه کار می کند. مثلا؛ دانشجویانی که می شنوند مهندسی نرم افزار درآمد بیشتری دارد به این حوزه روی خواهند آورد.

عوامل موثر در عرضه

اولین عامل موثر بر عرضه، تغییر فناوری است. زیرا باعث کاهش هزینه های تولید و افزایش بهره وری خواهد شد.

عامل دیگر شرایط آب و هوایی قیمت تعادل چیست؟ است. تولید در شرایط نامساعد جوی کاهش می یابد. این امر باعث کمبود محصولات در بازار می شود.

افزایش مالیات بر تأمین کالا نیز تأثیر خواهد گذاشت. افزایش مالیات باعث کاهش تولید می شود. اگر تولید کاهش یابد، قیمت در بازار افزایش می یابد.

وجود انتظارات مثبت باعث افزایش عرضه تولید کنندگان می شود. افزایش قیمت جایگزین باعث می شود تولید کننده عرضه کالای خود را افزایش دهد. افزایش قیمت کالاهای مکمل باعث کاهش تولید محصول خود تولید کننده می شود.

در حالی که افزایش تعداد شرکت ها باعث افزایش تولید می شود، افزایش هزینه ها باعث کاهش تولید می شود.

قانون تقاضا چیست؟

یکی از اساسی ترین مفاهیم در اقتصاد، قانون تقاضا است. برای توضیح چگونگی تخصیص منابع در اقتصادهای بازار، با قانون عرضه کار می کند. همچنین هدف تعیین قیمت کالاها و خدماتی است که در معاملات روزانه مشاهده می کنیم. قانون تقاضا می گوید که مقدار خریداری شده با قیمت معکوس متفاوت است. به عبارت دیگر، هرچه قیمت بالاتر باشد، مقدار مورد تقاضا کمتر است. این به دلیل کاهش سودمندی حاشیه ای است.

مصرف کنندگان ابتدا از اولین واحد کالای اقتصادی که خریداری می کنند برای تأمین مبرم ترین نیازهای خود استفاده می کنند. از هر واحد کالا برای ارائه پی در پی نتایج کم ارزش استفاده می کند. واضح تر؛ نشان می دهد که مصرف کنندگان قیمت بالاتر و مقدار کمتری از کالاها را تقاضا می کنند. منحنی تقاضای بازار مجموع مقدار درخواستی هر قیمت را برای همه مصرف کنندگان در بازار بیان می کند.

تمرکز قانون تقاضا برخواسته های نامحدود

اقتصاد چگونگی استفاده مردم از ابزار محدود برای تحقق خواسته های نامحدود خود را بررسی می کند. قانون تقاضا نیز بر این خواسته های نامحدود متمرکز است. به طور طبیعی، مردم خواسته ها و نیازهای اضطراری بیشتری را در رفتار اقتصادی خود در برابر نیازهای کمتر فوری قرار می دهند. این نشان می دهد که مردم چگونه از بین ابزارهای محدودی که در اختیار دارند انتخاب می کنند. اولین واحد از هر کالای اقتصادی که به دست مصرف کننده می رسد تمایل دارد که برای مبرم ترین نیاز مصرف کننده ای که کالا می تواند تأمین کند ، استفاده شود.

مثال:

اتومبیل شما در مکانی متروکه خراب می شود و تلفن کار نمی کند. شما شروع به راه رفتن می کنید تا به زودی به جایی برسید. هوا بسیار گرم است و بعد از مدتی شما احساس تشنگی می کنید. وقتی چند قدم دیگر برداشتید، ۳ بطری آب پیدا می کنید.

شما از اولین بطری برای رفع تشنگی خود استفاده می کنید. برای شستن دست ها و صورت می توانید بلافاصله از بطری دوم استفاده کنید. سومین بطری را با خود می برید. زیرا هنوز مسیری طولانی در پیش است.

در حالی که اولین بطری برای شما بسیار ارزشمند است. اما به تدریج به یک نیاز کاهش می یابد. به همین ترتیب، هنگامی که مصرف کنندگان کالا را در بازار خریداری می کنند، هر واحد اضافی دیگری از ارزش کمتری برخوردار خواهد بود. مصرف کننده می خواهد برای هر واحد اضافی هزینه کمتری بپردازد.

بنابراین، هرچه مصرف کننده واحد را خریداری کند، تمایل کمتری به پرداخت قیمت دارد. این مسئله با منحنی تقاضای زیر بهتر درک می شود:

قوانین تقاضا بازار بورس سهامداران

هر نقطه (A ، B ، C) روی منحنی مقدار خواسته شده (Q) از یک قیمت معین (P) را منعکس می کند. فرض کنید مقدار مورد نیاز در نقطه A کم باشد (Q1). در قیمت های بالاتر، مصرف کنندگان قیمت کمتری از کالای مورد نظر را می خواهند و می خواهند با قیمت پایین تری خرید کنند.

تفاوت در تقاضا و مقدار تقاضا شده

تفاوت تقاضا و مقدار تقاضا یک پدیده مهم در اقتصاد است. به نمودار بالا نگاه کنید، تقاضا؛ این خط با A ، B و C ترسیم شده است. این خط رابطه بین فوریت تقاضای مصرف کننده و تعداد واحدهای کالای اقتصادی موجود را بیان می کند. تغییر تقاضا منعکس کننده تغییر الگوی مصرف کننده زیربنای این منحنی است. برای جا دادن آنها به ابزار نیاز دارد.

با این حال، اصطلاح کمیت خواسته شده به نقطه ای با محور افقی نمودار نشان می دهد. تغییرات در مقدار مورد نیاز قطعاً منعکس کننده تغییرات قیمت است. بدون اینکه تغییری در مدل ترجیحات مصرف کننده ایجاد شود. تغییر در مقدار تقاضا به سادگی به معنی حرکت در امتداد منحنی تقاضا به دلیل تغییر قیمت است. این دو ایده اغلب با هم اشتباه گرفته می شوند. با این حال، این یک اشتباه رایج است. با افزایش قیمت تقاضا تغییر نمی کند. فقط مبلغ درخواستی را تغییر می دهد.

عوامل موثر بر تقاضا

تقاضا بسته به عوامل مختلفی متفاوت است. افرادی که درآمد بیشتری دارند حاضرند بیشتر هزینه کنند. این امر باعث افزایش تقاضا برای کالاهای اقتصادی عادی می شود.

وجود محصولات کاملاً جانشین شده که بتوانند با کالای اقتصادی خاصی رقابت کنند، تمایل به کاهش کالای مورد نظر را کاهش می دهد. زیرا می تواند همان نوع خواسته و نیاز مشتری را تأمین کند.

وجود کالاهای کمکی نزدیک باعث افزایش تقاضا برای کالای اقتصادی می شود. زیرا استفاده از دو کالا در کنار هم برای مصرف کنندگان ارزش بیشتری دارد تا استفاده جداگانه از آنها.

عوامل دیگر می توانند منحنی تقاضا را تغییر دهند. مانند انتظارات در آینده، تغییر در شرایط محیطی زمینه ای یا تغییر در کیفیت واقعی یا درک شده یک کالا. زیرا آنها ترجیحات مصرف کننده در مورد چگونگی استفاده از محصول و نیاز فوری آن را تغییر می دهند.

قانون تقاضا و عرضه

قانون تقاضا می گوید که اگر همه عوامل دیگر مساوی بمانند ، هرچه قیمت یک کالا بالاتر باشد ، افراد کمتری آن را تقاضا می کنند. یعنی هرچه قیمت بالاتر باشد ، مقدار خواسته شده کمتر است.

مقدار کالاهایی که مصرف کننده با قیمت بالاتر خریداری می کند کمتر است. زیرا هرچه قیمت کالایی افزایش یابد، هزینه خرید آن کالا نیز افزایش می یابد. افراد به طور طبیعی از خرید محصولی که آنها را مجبور به ترک مصرف چیز دیگری که ارزش بیشتری دارند، می کنند، راضی اند.

مانند قانون تقاضا، قانون عرضه نیز مقادیری را که باید با قیمت مشخص به فروش برسد، نشان می دهد. با این وجود، برخلاف قانون تقاضا، رابطه عرضه شیب افزایشی را نشان می دهد. این بدان معنی است که هرچه قیمت بالاتر باشد، مقدار داده شده نیز بیشتر است.

وقتی تولیدکنندگان با قیمت بالاتری روبرو می شوند، عرضه بیشتری تولید می کنند. زیرا آنها با فروش کالاهای بیشتر با قیمت بالاتر سود بالاتری کسب خواهند کرد. با این وجود، برخلاف رابطه تقاضا، رابطه عرضه یک عامل زمانی است. زمان برای تأمین کنندگان مهم است. زیرا تأمین کنندگان باید به سرعت نسبت به تغییرات تقاضا یا قیمت واکنش نشان دهند.

بنابراین ، تعیین اینکه آیا تغییر قیمت ناشی از تقاضا موقت است یا دائمی ، مهم است.

تعادل بازار چگونه رخ می دهد؟

به هر محیطی که عرضه و تقاضا برآورده شود، بازار گفته می شود. اگر بازار در تعادل باشد؛ قیمت واقعی را قیمت تعادل می نامند. به مقدار فروخته شده به قیمت تعادل نیز مقدار تعادل گفته می شود.

قیمت تعادل قیمتی است که مقدار تقاضا را با مقدار عرضه برابر می کند. همچنین این قیمت است که بازار را پاکسازی می کند. به بخشی که مقدار عرضه بیش از میزان تقاضا باشد ، عرضه مازاد گفته می شود. به بخشی که تقاضا بیش از عرضه قیمت تعادل چیست؟ باشد ، تقاضای بیش از حد گفته می شود.

نمودار زیر تعادل بازار را نشان می دهد:

بازار بورس سهام تعادل بازار بورس

عوامل موثر بر تعادل بازار:

تعادل بازار نقطه تلاقی منحنی های عرضه و تقاضا است. نقطه ای که نقطه تقاطع در محور قیمت نشان می دهد قیمت تعادل است، در حالی که نقطه نشان داده شده در محور کمیت مقدار تعادل است.

اگر قیمت زیر قیمت تعادل باشد، تقاضای بیش از حد رخ می دهد. در این حالت، مصرف کنندگان بیش از آنچه تولیدکنندگان عرضه می کنند، تقاضا دارند.

اگر قیمت بالاتر از قیمت تعادل باشد، عرضه مازاد روی می دهد. در این حالت تولیدکنندگان بیش از آنچه مصرف کنندگان تقاضا می کنند تأمین می کنند.

اگر تقاضا در حالی که عرضه ثابت است افزایش یابد، قیمت و مقدار تعادل افزایش می یابد. سطح تغییر در قیمت بازار هنگام تغییر تقاضا در حالی که عرضه ثابت است، به کشش عرضه بستگی دارد. اثر تغییر تقاضا بر قیمت بازار با افزایش کشش عرضه کاهش می یابد.

اگر عرضه و تقاضا در یک جهت و نرخ افزایش یابد، قیمت تعادل تغییر نمی کند. در حالی که مقدار تعادل افزایش می یابد. مشخص نیست که وقتی عرضه و تقاضا افزایش یابد، قیمت به طور قطع چه مقدار خواهد بود ، قطعاً مقدار افزایش می یابد.

اگر عرضه در حالی که تقاضا ثابت است کاهش یابد، قیمت تعادل افزایش می یابد در حالی که مقدار تعادل کاهش می یابد. اگر عرضه در حالی که تقاضا ثابت است افزایش یابد، قیمت تعادل کاهش می یابد و مقدار تعادل افزایش می یابد. در مواردی که عرضه کاهش می یابد و تقاضا با همان سرعت افزایش می یابد، میزان تعادل تغییر نمی کند. با این حال ، قیمت قطعا افزایش می یابد.

اقتصاد خرد چیست:

شاخه‌ای از علم اقتصاد است که به مطالعه منحصر به فرد اقتصاد، تجزیه و تحلیل بازار، رفتار مصرف‌کنندگان و خانوارها و بنگاه‌ها می‌پردازد و اساس آن مدل‌های ریاضی است. اقتصاد خرد چگونگی رفتار انسان‌ها و انتخاب‌هایشان را در سطح واحدهای خرد یا کوچک اقتصادی مانند یک فرد، یک بنگاه، یک صنعت یا بازار یک کالای خاص بررسی می‌کند و به چگونگی تعامل بین خریداران و مصرف‌کنندگان و عوامل مؤثر در انتخاب خریداران می‌پردازد. اقتصاد خرد به‌خصوص به الگوی عرضه و تقاضا برای کالاها و خدمات و همچنین تعیین قیمت خروجی در بازارهای خاص توجه دارد و معمولاً در بازارهایی که در آن کالاها در حال خرید و فروش هستند کاربرد دارد.

تاریخچه‌ی علم اقتصاد خرد

شاید اولین متن موجود که شبکه‌ی پیچیده‌ی مصرف‌کننده و فرایند تصمیم‌گیری را توضیح می‌دهد، متعلق به ریاضی‌دان سوئیسی، نیکولاس برنولی (۱۶۹۵-۱۷۲۶) باشد. نظریه‌ی آدام اسمیت در مورد “‌لسه فر‌“‌ یا عدم مداخله که در اواسط قرن هجدهم معرفی شد با تمرکز بر بازارهای آزاد و سرمایه‌داری بر نظریه‌های اقتصادی آن زمان تسلط یافت. دیدگاه اقتصادی اسمیت تا اوایل قرن بیستم، هنگامی که آلفرد مارشال (۱۸۴۲-۱۹۲۴)، اقتصاددان متولد لندن، تفکرات اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد، تا دو قرن بر اقتصاد حاکم بود. مارشال در کتاب‌اش با عنوان “اصول اقتصاد‌” مفاهیم مطلوبیت مصرف‌کننده، منحنی تقاضا، و کشش قیمتی تقاضا را قاعده‌مند کرد.
جان مینارد کینز (۱۸۸۳-۱۹۴۵) که از دهه‌ی ۱۹۳۰ روی ایده‌های انقلابی‌اش در مورد چگونگی مدیریت اقتصاد توسط دولت کار می‌کرد، به تاثیرگذارترین اقتصاددان قرن بیستم تبدیل شد. همان‌طور که ایده‌های کینز اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داد، مارشال نیز در حوزه‌های مالی تاثیرگذار بود. مطالعه‌ی واحدهای منفرد اقتصاد به بخشی جدایی‌ناپذیر از مفهوم اقتصاد تبدیل شد. در دهه‌ی ۱۹۵۰، هربرت الکساندر سیمون نظریه‌ی رضایت‌بخشی (satisficing) خود را معرفی کرد؛ نظریه‌ا‌ی در مورد رفتار مصرف‌کننده مبنی بر این‌که وقتی مشتری کالاها یا خدمات را پیدا می‌کند که مورد نیاز و ظاهرا به اندازه‌ی کافی مطلوب هستند، نیاز و تلاش برای تصمیم‌گیری به پایان می‌رسد.

تفاوت بین اقتصاد خرد و کلان

اقتصاد خرد یا اقتصاد میکرو راجع به رفتارهای گروه‌های انفرادی است، اقتصاد کلان یا ماکرو، رفتارهای اقتصادی در سطح کلی را مورد بررسی قرار می‌دهد. اقتصاد خرد، مباحثی چون رفتار مصرف‌کننده، رفتار تولیدکننده و چگونگی تعیین قیمت در بازارهای مختلف را دربر می‌گیرد. اقتصاد کلان، تغییرات متغیرهای اقتصادی از قبیل درآمد ملی، سطح اشتغال و سطح عمومی قیمت‌ها را مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌دهد.

اهداف اقتصاد خرد

یکی از اهداف اقتصاد خرد بررسی بازار و برقرار کردن یک رابطه ی نسبی پولی بین کالاها و خدمات است. همچنین به بررسی موارد شکست بازار (مواردی که بازار قادر به تولید نتیجه ی مطلوب و درخور نبوده) می‌پردازد و تئوری‌هایی را برای داشتن یک بازار رقابتی شرح می‌دهد.
در نظریه عرضه و تقاضا معمولاً فرض بر این قرار داده می‌شود که فضا کاملاً رقابتی است. این بدین معناست که خریداران و فروشندگان بسیاری در بازار وجود دارند و هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌توانند بر قیمت‌ها تأثیر بگذارند. در معادلات زندگی واقعی این فرض با مشکل مواجه است زیرا بسیاری از خریداران و فروشندگان این توانایی را دارند که بر قیمت‌ها تأثیرگذار باشند. در خصوص نظریه عرضه و تقاضا در اغلب موارد تجزیه و تحلیل پیچیده‌ای نیاز است تا بتوان یک مدل عرضه و تقاضا ارائه داد.

زمینه‌های مهم در علم اقتصاد خرد

اقتصاد خرد خود به سه بخش تقسیم می‌شود: برقراری تعادل عمومی، انتخاب تحت عدم اطمینان، تئوری بازیها و در نظر گرفتن کشش عرضه و تقاضا درون سیستم بازار.

قانون تقاضا و عرضه

بازار رقابتی کامل، بازاری است که در آن تعداد زیادی فروشنده، کالاهای مشابه را به تعداد زیادی از خریداران، عرضه می‌کنند. قیمت در بازار به وسیله عرضه و تقاضا تعیین می‌شود.

اگر تمایل دارید به یک کارآفرین تبدیل بشید، مقاله رشته کارآفرینی را حتما مطالعه کنید و پی ببرید مهارت های مورد نیاز رشته کارآفرینی چیست.

توصیه میشه دانشجو های رشته‌ی مکانیک مقاله رشته تبدیل انرژی چیست را مطالعه کنند.

تعاریف مهم در اقتصاد خرد

برخی تعاریف در اقتصاد خرد ، بارها در رسانه ها شنیده و دیده می شود. به شماری از آن ها اشاره می کنیم:
• عرضه: مقدار کالا یا خدماتی است که به ازای قیمت معین و ثابت بودن سایر عوامل توسط بنگاه عرضه می شود.
• تقاضا: مقدار کالا یا خدماتی است که با توجه به قیمت خریداری می شود.
• تعادل: وقتی هیچ انگیزه محرک برای تغییر رفتار در عرضه و تقاضا وجود نداشته باشد. شرط تعادل: عرضه=تقاضا.
• هزینه: هزینه یعنی همه کالا ها و خدماتی که که از دست می دهیم تا کالا یا خدماتی را بدست آوریم. هزینه ها از نظر بازه زمانی به ۲ بخش هزینه کوتاه مدت و هزینه بلند مدت تقسیم بندی می شود.
• تعادل پایدار/ناپایدار:‌ تعادلی پایدار است که اگر از آن خارج شویم،‌ دوباره به حالت قبل برگردیم. تعادلی ناپایدار است که وقتی از آن خارج شویم، دیگر به تعادل قبلی باز نمی گردیم.
• تعادل تولید کننده: وضعیتی است که تولید کننده از خرج پول خود و استخدام عوامل تولید، حداکثر محصول را تولید می کند.
• مازاد رفاه مصرف کننده: مازاد رفاه مصرف کننده (C.S) حداکثر قیمتی قیمت تعادل چیست؟ که مصرف کننده، تمایل به پرداخت آن دارد نامیده می شود.
• مازاد رفاه تولید کننده: مازاد رفاه تولید کننده (P.S) حداکثر قیمت بازار منهای حداقل قیمتی است که فروشنده به واسطه عرضه، باید دریافت کند.
• کالای مکمل: کالایی در علم اقتصاد خرد ،‌ مکمل گفته می شود که به موازات یکدیگر،‌ مورد تقاضا واقع می شوند. مثلا، لاستیک اتومبیل، وابسته به خودرو است و بالعکس. هر دو مکمل یکدیگرند.
• کالا جانشین: کالا جانشین در علم اقتصاد به کالایی گفته می شود که به جای همدیگر، قابل استفاده هستند. مثلا تبلت، کالای جانشین برای نوت بوک است. چرا که تقریبا همان کارایی را دارد.
• کالا مادی: کالا های مادی، کالا هایی قابل لمس است مثل نان و پنیر و کره و فلزات.
• کالا غیرمادی: کالا های غیر مادی، کالا هایی غیر قابل لمس است مثل برند های شرکت ها که در عصر دیجیتال، ارزشی به مراتب بیش تر از دارایی قابل لمس به زمین و مسکن و ارز و طلا دارد.
• بازار رقابتی کامل: به بازاری در علم اقتصاد خرد اطلاق می شود که فروشنده و تولید کننده زیاد، کالا و خدمات را به حجم زیادی از خریدار عرضه می کند. قیمت کالا و خدمات، توسط بازار در مقیاس عرضه و تقاضا تعیین می شود.
• بازار انحصار کامل فروش: بازاری است که تنها یک عرضه کننده وجود داشته باشد و برای کالای تولیدی بنگاه نیز، جانشین نزدیکی وجود نداشته باشد.
• کشش عرضه و تقاضا: درصد تغییرات دو متغیر در علم اقتصاد نسبت به یکدیگر است. کشش قیمتی تقاضا، در واقع درصد تغییرات مقدار تقاضای کالا، تقسیم بر درصد تغییرات قیمت کالا می باشد.
• درامد کل: درآمد کل (TR) قیمت ضربدر مقدار فروش.
• درآمد نهایی: درآمد نهایی (MR) درآمد حاصل از آخرین واحد فروش کالا است.
• کشش درآمدی تقاضا: کشش درآمدی تقاضا درصد تغییرات مقدار تقاضا تقسیم بر درصد تغییرات درآمد.
• مطلوبیت: احساس خشنودی و یا رضایت خاطر از مصرف کالا و خدمات است. مطلوبیت کلی در علم اقتصاد، با TU و مطلوبیت نهایی را با Mu نشان می دهد.
• نظریه رفتار مصرف کننده: اگر درامد مصرف کننده تغییر کند یا قیمت کالاها و خدمات تغییر کند، تعادل مصرف کننده تغییر خواهد کرد.
• نظریه رفتار تولید کننده: تولید کننده، بودجه خود را برای خرید عوامل تولید هزینه می کند تا کالا و خدمات تولید کند.
• تابع تولید: تابعی است که رابطه مقدار عوامل تولید و مقدار محصول تولید شده را با در نظر گرفتن سطح ثابت در فناوری، نشان می دهد.


حوزه‌های مرتبط با اقتصاد خرد

هنگامی که تولید‌کننده قیمت کالایی را بالا می برد، معمولا مصرف‌کنندگان کم‌تر آن کالا را می‌خرند. وقتی عرضه محدود می‌شود، معمولا قیمت‌ها افزایش می‌یابد. در این شرایط، اقتصاد خرد به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا میزان ریسک و ارزش خطر کردن را ارزیابی کنند و چشم‌اندازی را از اتفاقات آینده به آن‌ها نشان می‌دهد. هم‌چنین اقتصاد کلان با صنایعی در ارتباط است که به دنبال ورود به بازار رقابتی هستند. اقتصاد کلان در حوزه‌ی سیاست نیز برای ارزیابی نقش نهادها و احزاب سیاسی در تعیین نتایج سیاسی، و در موسسه حقوقی برای بررسی کارآمدی نهادهای رقابتی، و در امور عمومی برای تعیین مالیات‌ها و سیاست‌های هزینه‌ای لازم برای اقتصاد یک کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تعادل چیست

تعادل چیست

تعادل وضعیتی است که در آن عرضه و تقاضا در بازار تعادل برقرار می کند و در نتیجه قیمت ها پایدار می شوند. به طور کلی ، عرضه بیش از حد کالا یا خدمات باعث کاهش قیمت ها می شود که منجر به تقاضای بیشتر می شود. اثر متعادل کننده عرضه و تقاضا منجر به تعادل می شود.

جزوه اخلاق اسلامی

تحقیق در مورد آتش نشانی

درک تعادل چیست

درک تعادل چیست ، همانطور که اقتصاددان و کاندیدای جدید کینزی ، هوو دیکسون پیشنهاد کرده اند ، سه حالت خاصیت تعادل وجود دارد: رفتار عوامل سازگار است ، هیچ نماینده انگیزه ای برای تغییر رفتار خود ندارد و این تعادل نتیجه برخی فرایند پویا است. . دکتر دیکسون این اصول را ذکر می کند: خاصیت تعادل 1 ، خاصیت تعادل 2 و خاصیت تعادل 3 یا P1 ، P2 و P3.

  • گفته قیمت تعادل چیست؟ می شود وقتی بازار با تقاضای کالاها مطابقت داشته باشد ، به یک بازار تعادل رسیده است.
  • یک بازار تعادل سه ویژگی را نشان می دهد: رفتار عوامل سازگار است ، هیچ انگیزه ای برای تغییر رفتار وجود ندارد و یک روند پویا بر نتیجه تعادل حاکم است.
  • اختلال تعادل برعکس تعادل است و با تغییر شرایطی که بر تعادل بازار تأثیر می گذارد مشخص می شود.

در مورد تعادل

اقتصاددانانی مانند آدام اسمیت معتقد بودند که یک مارک آزاد و به سمت تعادل گرایش خواهد یافت. به عنوان مثال ، کمبود هر یک از کالاها عموماً قیمت بالاتری را ایجاد می کند که باعث کاهش تقاضا می شود و منجر به افزایش عرضه می شود و انگیزه مناسبی را ایجاد می کند. همین امر به ترتیب معکوس اتفاق می افتد مشروط بر اینکه در هر بازار یک مازاد وجود داشته باشد.

اقتصاددانان مدرن خاطرنشان می كنند كه كارتل ها یا شركت های انحصاری می توانند قیمت های مصنوعی را بالاتر نگه داشته و آنها را برای دستیابی به سودهای بالاتر در آنجا نگه دارند. صنعت الماس نمونه ای کلاسیک از بازار است که تقاضا در آن زیاد است ، اما عرضه توسط شرکت هایی که کمتر الماس می فروشند به منظور بالا نگه داشتن قیمت ها ، کمبود مصنوعی می شود.

پل ساموئلسون در مقاله 1983 مبانی تحلیل اقتصادی که توسط دانشگاه هاروارد منتشر شده استدلال می کند که دادن بازارهای تعادلی آنچه را که او به عنوان یک «معنای هنجاری» یا قضاوت ارزش توصیف می کرد ، اشتباه بود. بازارها می توانند در تعادل باشند ، اما ممکن است به این معنا نباشد که همه چیز خوب است. به عنوان مثال ، بازارهای مواد غذایی در ایرلند در هنگام قحطی بزرگ سیب زمینی در اواسط دهه 1800 در تعادل بودند. سود بیشتر از فروش به انگلیس باعث شد بازار ایرلند و انگلیس با تعادل قیمتی بالاتر از آنچه کشاورزان می توانستند بپردازند باشد ، به یکی از دلایل بسیاری از گرسنگی مردم کمک کند.

تعادل در مقابل Disequilibrium

وقتی بازارها در حالت تعادل قرار ندارند ، گفته می شود که آنها در عدم تعادل قرار دارند . Disequilibrium یا به صورت فلش اتفاق می افتد ، یا مشخصه یک بازار خاص است. در بعضی مواقع عدم تعادل می تواند از یک بازار به بازار دیگر سرایت کند ، به عنوان مثال اگر شرکت های کافی برای ارسال قهوه در سطح بین المللی وجود نداشته باشد ، می توان از عرضه قهوه برای مناطق خاص کاسته شد و این امر باعث تعادل بازارهای قهوه می شود. اقتصاددانان بسیاری از بازارهای کار را عدم توازن به دلیل چگونگی حمایت از قوانین و سیاست های عمومی از مردم و شغل آنها یا میزان جبران کار خود می دانند.

نمونه ای از تعادل

یک فروشگاه 1000 تاپ ریسندگی تولید می کند و در هر قطعه 10 دلار آنها را خرد می کند. اما هیچ کس حاضر نیست آنها را با آن قیمت بخرد. برای بالا بردن تقاضا ، فروشگاه قیمت آنها را به 8 دلار کاهش می دهد. در آن نقطه قیمت 250 خریدار وجود دارد. در پاسخ ، فروشگاه بیشتر هزینه خرده فروشی را به 5 دلار کاهش می دهد و در مجموع پانصد خریدار جمع می کند. پس از کاهش بیشتر قیمت به 2 دلار ، هزار خریدار ریسندگی بالا تحقق پیدا می کنند. در این نقطه قیمت ، عرضه برابر تقاضا است. از این رو 2 دلار قیمت تعادلی برای تاپ های ریسندگی است.

عرضه و تقاضا در بازار سهام و عامل تغییرات قیمت

عرضه و تقاضا

شروع درک تحلیل تکنیکال با درک عرضه و تقاضا در بازار سهام

قبل از هر شروعی در آموزش تحلیل تکنیکال لازم است مقداری قیمت تعادل چیست؟ عرضه و تقاضا و علت تغییرات قیمت را بشناسیم تا بتوانیم درک درستی از تحلیل تکنیکال و نمودار قیمت و تغییرات آن داشته باشیم بفهمیم که عرضه و تقاضا چیست و چگونه اختلاف بین حجم تقاضا و عرضه باعث حرکت قیمت می گردد در ادامه در مباحث تحلیل تکنیکال خواهید دید ما نقاطی با عنوان حمایت و مقاومت خواهیم داشت نقاطی که علت وجود آنها همین تغییرات در میزان عرضه و تقاضا خرید و فروش یک سهم است.

عرضه سهام

“عرضه” به تعداد کل سهامدارانی که خواهان فروش سهام خود با هر قیمتی هستند اطلاق می شود. برای مثال اگر ۱۰ سهامدار داشته باشیم که هر کدام از آن ها علاقمند به فروش سهام خود با قیمت های مشخص هستند:

عرضه و تقاضا

هر کدام از این سهامداران به روشی متفاوت از دیگری سهام خود را ارزش گذاری می کنند. سهامدارانی که در سمت چپ قرار دارند قیمت پایین تری برای سهام خود نسبت به سهامداران سمت راست تعیین کرده اند. با یک نگاه کلّی به بازار سهام متوجه خواهیم شد که با افزایش قیمت ها تعداد کل سهام های عرضه شده نیز افزایش می یابد.با قیمت بازار ۱۰۰ تومان تنها یک سهام عرضه می شود اما با قیمت ۱۲۵ تومان تعداد ۵ سهام عرضه خواهد شد.

عرضه و تقاضا

تقاضا برای سهام

“تقاضا” به کل خریداران بالقوه سهام که مایل به خرید سهام با هر قیمتی هستند اطلاق می شود. می توان از مثال قبل دراین مورد نیز استفاده کرد. ۱۰ نفر را تصور کنید که هر کدام قصد خرید یک سهام با یک قیمت مشخص را دارند :

عرضه و تقاضا

در این مورد بر خلاف عرضه، با بالا رفتن قیمت، افراد کمتری مایل به خرید سهام خواهند بود. برای مثال اگر قیمت هر سهام ۱۳۸ تومان باشد تنها ۴ نفر تمایل به خرید ( ۴ نفر در سمت راست) و پرداخت ۱۳۸ تومان برای هر سهم را دارند. با نگاهی به نمودار تقاضای کل متوجه شیب نزولی خواهید شد:

عرضه و تقاضا

تعادل بازار

“تعادل بازار” نقطه ای است که در آن عرضه و تقاضا برابر باشند – تمام خریداران و فروشندگان بالقوه تا زمانی که هیچ کس برای دست یابی به توافق بر سر قیمت باقی نماند معامله می کنند. می توانید نقطه تعادل را در هنگام برابر شدن عرضه و تقاضا در نمودار زیر مشاهده کنید:

عرضه و تقاضا

با مثال های ارائه شده از خریداران و فروشندگان می توانید نقطه دقیقی که بازار در آن به تعادل می رسد را مشاهده کنید:

عرضه و تقاضا عرضه و تقاضا

عرضه و تقاضا با قیمت ۱۲۷ تومان (در واقع قیمتی بین ۱۲۵۵ و ۱۲۷۵ ریال ) و تعداد ۵ با یکدیگر برابر شده و بازار به تعادل می رسد. از دیدگاه عملی این ها خریداران و فروشندگانی هستند که با هم معامله کرده اند و خریدارانی که بیش از دیگران به خرید سهام علاقمند بودند و فروشندگانی که بیش از دیگر فروشندگان راغب به فروش سهام خود بودند به انجام معامله پرداختند؛ دیگر فروشندگان راغب به فروش سهام خود با قیمت پایین مورد نظر سایر فروشندگان نبودند. فروشنده بعدی با پایین ترین قیمت سهام خواهان فروش سهام خود به قیمت ۱۲۸ تومان است اما خریدار بعدی تنها مایل به پرداخت ۱۲۵ تومان است بنابراین دیگر معامله ای صورت نمی گیرد.

علت افزایش و کاهش قیمت سهام در بازار

با توجه به توضیحات در مورد عرضه و تقاضا حالا باید برای ما ملموس باشد که سازو کار معاملات و عرضه و تقاضا در بازار بورس چگونه است همین عرضه و تقاضا در بازار بورس باعث تغییرات قیمت می شود مثلا فرض کنید که در مثال فوق فقط یک نفر سهام خود را ۱۳۸ تومان بفرشد و دیگران کسی از سهامداران پایین تر از این قیمت معامله نکند حال اتفاقی که رخ می دهد این است که فقط یک خریدار می تواند سهام این شرکت را خرید کند و ۹ خریدار نمی توانند سهام این شرکت را خرید کنند ، اما اگر افرادی تمایل به خرید سهام شرکت داشته باشند باید قیمت های بالای ۱۳۸ توان سهام را معامله کنند و این باعث می شود سهام ما رشد قیمت داشته باشد و معاملات آن در قیمت بالاتری انجام گیرد . به طور کلی هر زمان قیمت تعادل چیست؟ تقاضا بیشتر از عرضه در قیمتی شود باعث می شود نقطه تعادل جابه جا شده و رشد قیمت سهم را داشته باشیم و سهم در قیمت بالاتری معامله گردد . همین موضوع برای عرضه هم صادق است اگر در قیمتی مشخص عرضه کنند گان بسیار بیشتر از خریداران باشند رقابتی بین آنها برای فروش سهم ایجاد می شود که باعث می شود نقطه تعادل سهم جابه جا شود و به سمت قیمت پائین تری حرکت کند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.