در تعیین حد سود طمع نکنید


رمز موفقیت در تجارت، انضباط عاطفی است. اگر هوش مهم بود، افراد زیادی با انجام معاملات کسب پول می کردند.

خودکشی در بازارهای مالی ممنوع

معامله گری برای افراد ناتوان و ضعیف نامناسب است (فراچارت : دقیقا مانند یک خودکشی تدریجی می ماند) و لذا معامله گری را بسیار احساساتی و عاطفی تر از آن چیزی که فکر می کنید درخواهید یافت و هم چنین قبل از اینکه در معامله گری به شخص حرفه ای مبدل شوید ابتدا باید احساسات و عواطف خود را حرفه ای کنید و یاد بگیرید که چطور عواطف خودتان را به صورت حرفه ای رشد و پرورش دهید.

روان شناسی معامله گری در مورد درک و فهم روشی است که ما از نظر روانی و ذهنی نسبت به اضطراب و تنش ناشی از معامله گری رخ می دهد واکنش نشان می دهیم اهمیت دارد. کنترل احساسات خود برای موفقیت در معامله گری امری ضرروی است لذا بدون ذهن روشن و شفاف شما قادر نخواهید بود که برای معامله تصمیم گیری منطقی انجام دهید. در زیر به پاره ای از موارد روانشناسی معامله گر اشاره میکنیم :

احساسات معامله گری

در معامله گری احساسات مختلفی وجود دارد از جمله دو احساس فوق العاده پراهمیت که در میان اکثر معامله گران وجود دارد و نسبت به بقیه احساسات شایع تر و خطرناک تر است یعنی حس طمع و ترس.

ترس و طمع می تواند می تواند حتی بهترین استراتژی های معامله گری حرفه ای را از بین ببرد . یک لحظه از ترس و طمع می تواند منجر به دیوانگی و جنون موقت در معامله گری شود و تا جایی پیش خواهد که می تواند سود های شیرین بدست آمده از ماه های قبل را از بین ببرد و کل حساب رو به نابودی بکشاند.

احساسات کنترل نشده نباید به عنوان بهانه ای برای ضرر و زیان مداوم و پشت سرهم باشد و همین طور ضرر و زیان پیوسته و ادامه دار نباید به عنوان بهانه ای برای احساسات کنترل نشده باشد.

به یاد داشته باشید معامله گری در روان و ذهن فرد معامله گر تاثیر میگذارد همان طور که روان و ذهن فرد در نحوه معامله کردن تاثیر خواهد گذاشت.

طمع

شما نمی توانید هیچ وقت حرص و طمع را از بین ببرید و شما نمیتوانید طمع را کنار بگذارید. خیلی از مردم فکر می کنند که طمع تنها هدف برای بدست آوردن پول در معامله است. حرص و طمع همواره در حال تلاش است که با نهایت سرعت به سمت بدست آوردن پول پیش روی کند.

راه های زیادی برای طماع بودن در معامله گری وجود دارد:

● معامله با حجم های بسیار بزرگ
● معامله بیش از حد
● داشتن انتظارات غیرواقعی و اغراق آمیز و رویاگونه
● رویای موفقیت بزرگ در معامله گری در کمترین زمان ممکن

ترس

ترس در معاملات دو چهره دارد

● ترس از دست دادن : ترس از دست دادن معامله گر را مجبور می کند تا معاملات سود ده خود را قبل موعد مقرر ببندد و کامل از معاملات خارج شود و سود بالقوه ای که می تواند در معامله کسب کند را از دست بدهد.
● ترس از دست رفته ها : ترس از دست رفته معامله گر را وادار می کند تا استراتژی معامله گری خود را ترک کند به طوری که ترس قبلی از دست رفته منجر به از دست دادن حرکت بزرگ و اصلی قیمت خواهد شد.

ترس مناسب و معقول نیست که آن را به عنوان معامله بیش از حد و نقاط ورود و خروج از دست رفته یا از دست داده بدانید لذا باید ترس هوشمند داشته باشید و با هوشیاری کامل بترسید.

مدیریت ریسک و احساس

مدیریت ریسک شامل محاسبه مقدار ریسک پذیری شما در تحمل این مورد است که تا چه اندازه ای برای رسیدن و کسب سود مهیا شده اید و صبر خواهید کرد. اگر دقیق تر به جزییات نگاه کنیم باید به ریسک و ابزارهای مدیریت ریسک توجه ویژه ای داشت و برای این امر باید به نحوه اندازه گیری ریسک مراجعه کرد. زمانی معامله گری با اهمیت خواهد شد که معامله گر متوجه اهمیت مدیریت ریسک شود , این موضوع این نکته را به شما یادآورد می شود که شفاف و واضح فکر کنید و بیشتر از همه به شما کمک می کند تا احساسات و عواطف خود را کنترل کنید و زیر سلطه خود درآورید.

در هنگام معامله به نکات زیر توجه کنید. رعایت این نکات به شما کمک خواهد کرد دست به خودکشی مالی نزنید.

حجم معامله، شروع با معاملات کوچک

زمانی که شما از حمام گرم برمی گردید درست نیست ناگهان در معرض هوای سرد قرار گیرید. همان طور که شما برای آزمایش دمای آب برای اولین بار باید انگشت خودتان در داخل آب فرو در تعیین حد سود طمع نکنید ببرید.هرگز با تمام موقعیت خود دراین بازار معامله نکنید. معامله گری تفاوت های بسیاری با اعمال دیگر دارد. برای اولین بار با یک معامله کوچک تری قبل از اینکه تمام موقعیت خودتان را از دست بدهید آزمایش کنید.

حجم معامله بیش از اندازه بزرگ برای حساب معاملاتی شما می تواند منجر به نوسانات قیمتی اغراق آمیز شود که می تواند حسابتان رو همانند احساساتتان به کل تخریب کند. این موضوع می تواند به اشتباهات ناشی از ترس و طمع منجر شود.

هرگز فراموش نکنید معامله ای که انجام می دهید ممکن است اشتباه باشد. همان طور که شما رویای سود بزرگ در سر دارید و به همین دلیل با حجم بزرگ وارد معامله می شوید به یاد داشته باشید این معامله با ریسک بالا می تواند باعث از دست دادن کل سرمایه شود لذا وقتی در زمانی که به فکر بالا بردن حجم بالا برای سود گرفتن بیشتر هستید به این موضوع هم توجه کنید که اگر در ضرر فرو بروید چه زیان سنگینی خواهید کرد.

نسبت ریسک به سود

هدف برای ریسک به سود حداقل 1 به 3 یا در بدترین حالت باید 1 به 2 باشد. برای مثال اگر هدف شما کسب سود 30% از بازار است باید حداکثر 15% ریسک کنید که در این صورت نسبت ریسک به سود 1 به 2 خواهد شد و هر چقدر این نسبت بیشتر باشد یعنی هر مقداری صوتر کسر بالاتر باشد موقعیت معامله بهتری خواهیم داشت.

اگر شیوه معامله شما بدین صورت است که در هر ورود و خروجی که در بازار انجام می دهید با حجم های کم و به دنبال سود کم هستید پس مطمئن باشید زیان هایی که میکنید کوچک خواهند بود که می تواند مزایای مناسبی داشته باشد.

برنامه ریزی برای نسبت ریسک به سود بدین معنی است که شما می توانید از نظرذهنی خودتان را برای از دست دادن چیزی که ممکن است در آینده رخ دهد کاملا آماده کنید و از معاملات احساسی جلوگیری کنید.

یک معامله احساساتی اشتباه می تواند به از دست دادن کلیه معاملاتی که در چندین معامله سود کرده اید منجر شود لذا در معاملات باید بر خودتان به طول کامل مسلط شوید و از روی احساس و هیجان و رویا و آرزو معامله نکنید.

اهداف

شما باید قبل از اینکه وارد معامله ای شوید هدف و نقطه خروج معامله را مشخص کنید. شما باید اهداف روزانه کوتاه مدت میان مدت و بلند مدت داشته باشید.

زمانی خواهد رسید که شما برای رسیدن به هدف باید معامله رو متوقف کنید تا از سود یدست آمده در بازار محافظت نمایید لذا به نحوی معامله نکنید وقتی در سود هستید به قصد رسیدن به سود بیشتر طمع کنید و در صورت رخ دادن شرایط جدید معامله را با سود نبندید و منتظر رویای رسیدن به سود بالاتر باشید و در نهایت وارد ضرر شوید.

پیاده سازی مدیریت سرمایه

● از حد ضرر استفاده کنید. این موضوع احساسات را برای پایان دادن به یک معامله کاهش می دهد و ریسک ضررهای غیرضروری که از دلبستگی و تعصب در انجام یک معامله روی میدهد کاهش داده می شود.

● بعضی از معامله گران اجازه میدهند که زیان به علت وابستگی عاطفی به یک سهم بیشتر شود و این باعث امیدواری معامله گر به برگشت قیمت سهم میشود .

● سخت ترین چیزی که یک معامله گر مجبور است خودش بصورت دستی انجام دهد ، بستن یک معامله و قرار دادن حدضرر برای همان معامله در همان لحظه است . گذاشتن حدضرر در همان لحظه ورود به یک معامله باعث میشود که از یک معامله زیانبار جلوگیری شود .

● معامله گران اغلب شاکی هستند وقتی حدضرر فعال شد احتمال می دهند قیمت برگردد . هرگز حدضرری که برای یک معامله گذاشتید کنسل نکنید . شما زمانی که درشرایط روحی آرام و بدون استرس قرار داشتید ، حدضرر تعیین نمودید ، حال اگر معامله برخلاف میل شما حرکت کند دچار استرس و فشار میشوید پس به قضاوت خودتان اعتماد کنید و به حدضرر خود پایبند باشید .

● تجارت بعنوان یک کسب و کار است نه بعنوان یک سرگرمی .شما که نمیخواهیید 10 هزار دلار را در یک کسب و کاری که هیچ اطلاعی از آن ندارید سرمایه گذاری کنید بنابراین در صورت عدم اطلاع هیچ معامله ایی انجام ندهید .زمانی که وقت کافی در مورد تحقیق در بازار مالی را دارید و مطمین شدید ، آنگاه تصمیم به یک معامله بگیرید .تجارت آگاهانه همیشه بهتر از تجارت ناآگاهانه و بدون اطلاع می باشد .

صبر

صبر یک فضیلت در معامله است . این متفاوت است از اینکه از روی ترس بخواهیم معامله کنیم. صبر یعنی منتظر بودن برای رسیدن قیمت به زمانی که اندیکاتور سیگنال خرید را صادر میکند.

ساعت ها منتظر ماندن برای اصلاح قیمتی و زمان مناسب ورود به بازار . تجارت سودآور مهم است نه تعداد معامله در روز و نه از این شاخه به آن شاخه پریدن به علت تغییر قیمت و یا اینکه شما از یک سهم خسته شده اید و نه خرید در سقف. شما حتی با نظرات دوگا نه ایی از کسانی که خودشان را حرفه ایی می نامند روبه رو می شوید.

سعی کنید قبل از انجام یک معامله ، تحقیقات خودتان را انجام دهید. زیاده روی در انجام معامله یکی در تعیین حد سود طمع نکنید از اشتباهات رایج معامله گران تازه کار است که سعی میکنند، کوچکترین حرکت قیمتی سهم را بگیرند .قیمت ها پایین می آیند آنها میفروشند، قیمت ها بالا میروند آنها میخرند. بنابراین آنها کسانی هستند که همیشه در بازار ضرر میکنند. یاد بگیرید که حرکت قیمتی را پیش بینی کنید نه اینکه فقط آنها را دنبال کنید.

بازه زمانی

تجارت کوتاه مدت بسیار فشرده است و نیاز به مقدار زیادی نظم و انضباط و تمرکز دارد (فراچارت: به قول وارن بافت بازار کوتاه مدت مانند زندان است و مکان امنی ندارد و کار دراین بازار کودکانه است.) بنابراین مطمین شوید که برای این سطح آمادگی دارید و می توانید بدون حواس پرتی معامله کنید. معاملات بلندمدت نیاز به نظارت مداوم معامله گر ندارد و برای معامله گرانی که تعهد و شغل دیگری دارند مناسب هستند.

یاد بگیرید شکست ها را دوست داشته باشید

این یک اصطلاحیست که در جهان تجارت اغلب شنیده میشود و طبیعی است که اگر شما یاد نگیرید که با زیان خود کنار بیایید، کار تجاری شما مطمیناً کوتاه مدت خواهد بود . بنابراین چیزی که دقیقا باید درک کنید این است که یاد بگیرید شکست ها را دوست داشته باشید .

این بدان معنی است که شما باید بفهمید که چرا در یک معامله اشتباه کردید. آیا شما اندیکاتورها را بد تعبیر کردید؟ آیا شما موفق به پیش بینی انتشار بخش مهمی از داده های اقتصادی نشدید

بعضی از معاملاتی که از دست میدهید تقصیر شما نیست ، بعنوان مثال یک رویداد غیرقابل پیش بینی مانند یک جنگ (فراچارت: یا حملات تروریستی ) می تواند در بازار حرکت کند ، اما اکثریت معاملات از دست رفته و شکست خورده ناشی از یک تصمیم آنی معامله گر می باشد.

برای کاهش اثرات روانی شکست، از آن شکست بعنوان یک فرصت برای یادگیری استفاده کنید و بازار را بخاطر شکست هایتان سرزنش نکنید , بازار هیچ تعهدی به شما ندارد و به شما بدهکار نیست و نگاه خودتان را بر اساس استراتژی خود تنظیم کنید .معامله چیزی است که در بازار در حال انجام است نه آنچه شما فکر می کنید باید انجام دهید . روندها و شرایط بازار می توانند تغییر کنند . مطمئن باشید که استراتژی شما با بازار تغییر خواهد کرد.

کسب سود

تصور شکست را کنار بگذارید و به فکر برنده شدن باشید. از روی ترس سود یک معامله را از دست ندهید. ترس باعث می شود که ذهن سوال کند و عکس العمل نشان بدهد در حالی که معامله، یک معامله امن و پر سود است ومهم نیست که چقدر کوچک باشد.

در مقابل اجازه ندهید یک معامله پرسود تبدیل به ضرر شود. قوانین خودتان را دنبال کنید، یک معامله را زمانی ببندید که 20 درصد در سود باشید. این به شما اجازه می دهد که مطمئن شوید احساسات در معامله شما هیچ نقشی ندارد. به جز در شرایط خاص که باید از سهم خارج شوید.

اگر یک معامله بر خلاف میل شما حرکت می کند، خودتان را به عذاب نیاندازید. آنرا ببندید. یک اشتباه رایج این است که یک معامله پرسود را ببندید و یک معامله ای که زیان ده میباشد را نگه دارید.

سبد سهام درست کنید

هرگز کل سرمایه خود را بر روی یک سهم سرمایه گذاری نکنید. تک سهم شدن یا فول مارجین روی یک سهام مانور دادن خطرات زیادی دارد شاید سود خوبی عاید شما کند ولی ضرر آن نیز به همان نسبت شدید تر خواهد بود. (فراچارت: مخصوصا در بورس تهران که ممکن است یک نماد ماه ها بسته بماند).

معاملات خود را کنترل کنید نه اینکه اجازه دهید معاملات شما را کنترل کند. به طور خلاصه قدرت احساسات خود را دست کم نگیرید.

چرا حرفه ای ها از بازار پول در می آورند؛ اما شما نمی توانید؟

احتمالا فعالیت های روزانه یک معامله گر حرفه ای با شما متفاوت است ، از چیزی، که آنها فکر می کنند تا آنچه که انجام می دهند. رفتار های زیادی هست که شما باید یاد بگیرید.
تازه کار ها برای نگاه کردن به چارت بسیار عجله دارند و این که زود یک معامله را پیدا کنند اما درهمان شرایط حرفه ای ها مشغول کار های روتین خود هستند و برای معامله عجله ای ندارند.
حرفه ای ها به طرح ذهنی اشان به طورکامل آگاه هستند، آن را کاملا شناسائی کرده اندو بر اساس اطمینان به روش و سیستم معاملاتی اشان عمل می کنند.

برای معامله گری بهتر ابتدا روی این موارد کار کنید:
بیش از حد معامله نکنید ( مشخص کنید در چه تایم فریمی معامله می کنید اگر تایم هفتگی را انتخاب می کنید دستور العمل شما نباید اجازه ورود بیشتر از ۳ تا ۵ ترید صادر کند اگر بیشتر از ۲۰ معامله در هفته انجام می دهید شما over trade هستید.)

روی چند جفت ارز تمرکز کنید ( بهتر است به جای پرداختن به طیف گسترده ای از جفت ارز ها روی چند جفت ارز مهم تمرکز کنید ، اخبار مهم آن را از قبل شناسائی کنید ، کندل ها و شکست های آن را زیر نظر بگیرید و مهم تر از همه آن را درک کنید)

موقع ورود به معامله دچار ترس نشوید. ( هنوز به استراتژی خود اطمینان پیدا نکرده اید دوست دارید قبل از معامله گروه ها را کنترل کنید سایت ها رانگاه کنید و سر نخ های جدید پیدا کنید. توصیه من به شما این است که از این کار دست بر دارید هر تحلیل و سرنخی را از قبل بررسی و شناسیائی کنید موقع معامله فقط بر روی استراتژی خود متمرکز شوید ) باید بتوانید نرخ پیروزی و شکست استراتژی خود را محاسبه کنید اگر استراتژی شما در ۶۰% مواقع درست کار می کند می توانید به آن اطمینان کنید و به مرور اشکالات آن را بگیرید ، ببینید علت شکست استراتژی مربوط به تخطی شما در تعیین حد سود طمع نکنید از قوانین بوده است یا خیر ؟

برای معامله باید از قبل طرح و برنامه داشته باشید، بیشتر معامله گران مبتدی معامله گرانی هستند که بر اساس احساسات و reaction بازار عمل می کنند ( دیدن یک کندل صعودی بزرگ خصوصا در تایم ۱۵ دقیقه بسیار وسوسه انگیز است اگر شما بخواهید براساس آن ترید کنید شکست خواهید خورد ) در حالی که حرفه ای ها نقشه بازار را پیش رو دارند map of the Marker داشتن یک طرح بد ، بهتر از نداشتن آن است طرح در تعیین حد سود طمع نکنید شما باید به مرور تکمیل، توسعه، تست و نهائی شود سعی کنید طرح معاملاتی اتان را درک کنید چیزی نیست که آن را مانند درس تاریخ حفظ کنید. طرح معاملاتی شما مانند پازلی است که هر بار با چیدمان دیگری دراختیار شما قرارمی گیرد اگر قرار باشد آن را حفظ کنید اگر یک قطعه آن جابجا شده باشد دچار سردگمی می شوید اما اگر آن را درک کرده باشید پازل را مجدد خواهید چید.
یک استراتژی معاملاتی فقط ممکن است چند صفحه باشد اما هفته ها و ماهها طول بکشد تا تعمیق یافته و توسعه یابد. این طبیعی است که ایده های جدید به آن اضافه شود و بعضی از ایده ها حذف گردند .یک استراتژی معاملاتی تکامل پیدا می کند همانطور که ما تکامل پیدا می کنیم اما بنیان و طرح کلی همیشه استوار است، از تغییر و از این شاخه به آن شاخه پریدن اجتناب کنید.

قانون ۹۰-۳-۷ را اجرا کنید. این قانون یعنی شما باید ۹۰ % اوقات خود را صرف برنامه ریزی کنید ، برنامه ریزی وقتی است که بازار بسته است و یا در حداقل فعالیت خود است بهترین وقت در بازار داخل روز های پنج شنبه و جمعه است ، در بازار خارج بهترین زمان بررسی و برنامه ریزی زمان بسته شدن بازار نیویورک تا باز شدن بازار لندن است ، شما ۳ % از وقت خود را صرف اجرا می کنید وقتی بازار باز می شود چشم نوسانات را می بییند و مغز از کنترل خارج می شود لذا فقط طبق دستورات قبلی که نوشته اید باید عمل کنید ، ۷% از برنامه شما به ارزیابی ترید ها پرداخته می شود ببییند کجا اشتباه کرده اید و علت آن چه بوده است؟

موقع معامله طمع نکنید. ( حجم معامله را بالا می برید احتمالا یک معامله سود ده داشته اید و حالا با طمع حجم را به یکباره بالا می برید ) خطر ناک ترین زمان معامله وقتی است که یک معامله موفق داشته اید و حالا مغز می خواهد احساس پیروزی را دوباره تجربه کند برای همین وارد معامله مجدد می شوید .

فکرجبران ضرر و انتقام از بازار را از سرتان بیرون کنید ( در معامله قبلی پول از دست داده اید و حالا قصد دارید آن را جبران کنید ) هیچگاه با چنین فکری وارد بازار نشوید ، اگر در یک معامله پول زیادی از دست دادید حداقل ۳ روز معامله نکنید ، اجازه دهید که آرامش به شما بازگردد ، برگردید و ببینید اشتباهتان چه بوده است برای خود قوانین کنترلی شدید وضع کنید برای موفقیت باید خود را به دکل قوانین زنجیر کنید .در موقع معامله باید حالتان خیلی خوب باشد اگر خسته هستید ، اگر با تلفن صحبت می کنید ، اگر موقعیت بازار را درک نمی کنید دست از معامله بردارید استراحت کنید ، موسیقی گوش کنید ، فیلم ببینید و بعد برگردید .سعی کنید با موبایل معامله نکنید.

در موقع معامله به پول فکر نکنید. ستون سود یا ضرر را پنهان کنید تا احساسات خود را کنترل کنید معامله گری که به پول فکر می کند مانند وکیلی است که در جلسه دادگاه مشغول شمردن حق الوکاله خود می شود . پول یک محصول جنبی از پروسه معامله است معامله گری که متزلزل می شود و نظم و قوانین اش را فراموش می کند مانند جراحی است که با دیدن خون هول می کند… معامله گرحرفه ای با دیدن سود یا زیان احساساتی نمی شود از قبل باید بدانید که چه زمانی از معامله خارج خواهید شد.

فرق بین P و I را بدانید ( investment- price )برای توضیح مفهوم P و I به مثال زیر توجه کنید : فرض کنید فردی سکه نقدی را در اوج قیمتی سال ۹۱ به مبلغ یک میلیون و پانصد هزار تومان (۱۵٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال )خریداری کرده است این عدد برای این فرد حکم I را دارد چون روی این عدد سرمایه گذاری کرده است، قیمت سقوط می کند اما سرمایه گذار آن را حفظ می کند و امید وار است که قیمت برخواهد گشت و حالا قیمت سکه یک میلیون و دویست هزار تومان است ( ۱۲٫۰۰۰٫۰۰۰ریال) این عدد p است که سرمایه گذار ما آن را نمی پذیرد و آن را انکار می کند اما یک معامله گر دیگر که در قیمت ۱۵ خرید داشته با تعیین حد ضرر مناسب سکه را به عنوان مثال در قیمت ۱۴٫۸۰۰٫۰۰۰ ریال فروخته و به ضررش اجازه رشد نداده است و به جای آن یا موقعیت فروش می گیرد و یا در موقعیت مناسب و در قیمت پایین تر خرید می کند.

اگر سرمایه گذار بر روی تحلیل خود تعصب داشته باشد و موقعیت ضرر را حفظ و به ضرر اجازه رشد دهد اصطلاحا گفته می شود که ذهن سرمایه در تعیین حد سود طمع نکنید گذار از قیمت جا مانده است در تحلیل تکنیکال اصطلاحی داریم به عنوان تبدیل حمایت به مقاومت ( و برعکس ) ذهن معامله گر هم باید اینگونه باشد ، همیشه مناطق ارزشی کوتاه مدت و بلند مدت را تعیین کنید و اصطلاحا بدانید کجا ارزان ( برای خرید ) و کجا گران ( برای فروش ) است. بر روی تحلیل و قیمت خود تعصب نداشته باشید و ببینید نظر بازار چیست؟

ریسک به ریوارد را به درستی رعایت نمی کنید. برای هر معامله باید از قبل مشخص کنید ( از روی نمودار و نه از روی احساسات ) که حد ضرر شما کجاست ؟و حد سود شما کجاست؟ قبل از ورود این نسبت باید حداقل ۱ به ۲ باشد خیلی از معامله گران حرفه ای به نسبت های ۱ به ۴ وبیشتر فکر می کنند مفهوم آن این است که اگر شما ۵ معامله انجام دهید و ۳ معامله آن با ضرر یک معامله آن سربسر و ۱ معامله آن با سود بسته شده باشد حساب شما مثبت است نمودار زیر را ببینید:

علاوه بر ریسک به در تعیین حد سود طمع نکنید ریوارد حفظ پلکانی سود نیز خیلی مهم است اگر شما بتوانید معامله خود را در سود قفل کنید می توانید به سودتان اجازه رشد دهید و به دور از استرس سود بیشتری بگیرید . در این مورد مقاله مستقلی تهیه و ارائه خواهد شد.

به یاد داشته باشید:

حرفه ای ها اجازه می دهند تا معامله به آن ها نزدیک شود به جای آنکه وقت خود را ساعت ها برای یافتن یک سیگنال صرف کنند.

برای توسعه ذهن معامله گری سود ده شما باید یک معامله گر حرفه ای باشید و این چیزی نیست که یکباره اتفاق بیافتد باید روی آن کار کنید باید مطالعه کنید ، آموزش ببینید و رفتار ها را اصلاح کنید و درک کنید که چطور ساخته می شوند آنگاه طرح معاملاتی اتان را ایجاد و توسعه دهید و برای همیشه از آن دفاع کنید . باید یک معامله گر مستقل باشید در موقع ترید اخبار و تجزیه تحلیل آن را فراموش کنید و براساس استراتژی معاملاتی خود عمل کنید اگر استراتژی می گوید خرید باید بخری در تعیین حد سود طمع نکنید و اگر می گوید فروش باید بفروشی و اگرسیگنالی صادر نمی کند باید صبر کنید.

معامله گران حرفه ای چطور رفتار می کنند:

بیشتر معامله گران حرفه ای معامله گران میان روزی ( معامله گران اسکالپ ) نیستند ( بیشتر آماتور ها در روز چندین معامله انجام می دهند روی چندین جفت ارز ) تحلیل های آن ها روی تایم فریم روزانه انجام می شود.
معامله گران حرفه ای بسیار صبور هستند.
با محاسبه swing ها می دانند که به دنبال چه چیزی هستند؟
معامله گر حرفه ای در مورد بازار نظر نمی دهد ( خیلی وقت ها بر اساس تعصب یا موارد دیگر خواست خودمان را در نمودار ها دنبال می کنیم ، در انتخابات برگزیت انگلستان فکر می کردم که نتیجه آراء مبنی بر تداوم حضور انگلستان است، مدام تحلیل ها و نظرات سایت ها را می خواندم برای همین به دنبال فروش طلا بودم در حالی که نکته مهم توجه به روز ۲۳ ژوئن به عنوان انتخابات انگلیس و یا ۸ ام نوامبر در انتخابات آمریکا بود ( همه اعتقاد داشتند که خانم کلینتون پیروز انتخابات است اما با پیروزی آقای ترامپ در ساعات اولیه پس از صعود طلا ریزش شدید آغاز شد اینجاست که ذهن سرمایه گذار به دلیل توجه بیش از حد به اخبار جا می ماند و بر روی تحلیل خودش به اشتباه اصرار می کند ) به یاد داشته باشید نظر ما به عنوان معامله گر اصلا اهمیتی ندارد آنچه مهم است نظر بازار است.

مدیریت سرمایه در معامله‌گری رمزارزها: محاسبه نسبت ریسک

مدیریت سرمایه در معامله‌گری رمزارزها: محاسبه نسبت ریسک

هرگز این نکته کلیدی را فراموش نکنید که کلید موفقیت در معامله، مدیریت سرمایه و ریسک است. در این مقاله می‌خواهیم نکات کلیدی مرتبط با مدیریت سود و ریسک در تراکنش‌های معاملاتی را تقدیمتان کنیم.

اگر با روش‌های مدیریت سرمایه آشنا باشید ولی دانش خود را هنگام انجام معاملات واقعی به کار نگیرید، شانس شما برای کسب درآمد، بسیار اندک خواهد بود.

نکته مهم این است که اگر دقیقاً ندانید که چه طور باید در معاملات خود سود کنید، موفقیت شما فقط به شانس بستگی دارد. به علاوه، کنترلی روی خطرات پیش رو نخواهید داشت. این یعنی، اگر اشتباه کنید یا ترس و طمع بر شما غلبه کند، ممکن است کل سرمایه خود را از دست بدهید. اگر فاقد یک استراتژی مدیریت ریسک مؤثر باشید، در واقع معامله خود را به یک قمار تبدیل کرده‌اید.

امروز می‌خواهیم نحوه محاسبه عوامل زیر را به شما آموزش دهیم:

  • محاسبه نسبت ریوارد به ریسک (نسبت سود به زیان)
  • سایز پوزیشن
  • نرخ ریسک در هر معامله

پیشنهاد مقاله: کسب درآمد از رمزارزها: چه طور در در تعیین حد سود طمع نکنید بازار رمزارزها کسب سود کنیم؟

محاسبه ریسک و ریوارد (خطر و سود)

بسیار مهم است که بدانید، محاسبه سطوح سود و ضرر بالقوه (احتمالی) بسیار حائز اهمیت است. ریسک (خطر ضرر) را به وسیله اوردر استاپ- لاس مشخص می‌کنند، در واقع، تفاوت قیمت بین نقطه ورود به معامله و اوردر استاپ- لاس، میزان ریسک شما را مشخص می‌کند.

حد سود نیز در صورت حرکت قیمت در جهت مورد انتظار برای تعیین نقطه خروج مشخص می‌شود.

سود بالقوه معامله، تفاوت قیمت بین نقطه هدف (حد سود) و در تعیین حد سود طمع نکنید نقطه ورود به معامله است.

به عنوان مثال، اگر سهمی به قیمت 25 دلار را خریداری کرده باشید و حدضرر (استاپ لاس) خود را روی 20 دلار و حد سود (تارگت) خود را روی 30 دلار قرار داده باشید، در آن صورت سود بالقوه شما در این معامله، برابر است با:

در ادامه، میزان ریسک با میزان سود، مقایسه شده و نرخ ریسک به ریوارد را مشخص می‌کند:

در این نسبت، A همان ضرریست که با اوردر Stop-loss (SL) مشخص کرده‌اید، B میزان سودیست که با اوردر Take-profit (TP) مشخص کرده‌اید و C، نسبت ریسک به ریوراد (ضرر به سود) است.

اگر C ، عددی کوچکتر از 1 باشد، در آن صورت، پتانسیل یا احتمال ضرر یا ریسک، بزرگ‌تر از احتمال سود است.

اما اگر این نرخ، بزرگ‌تر از عدد 1 باشد، این یعنی میزان سود معامله بیشتر از خطر یا ضرر احتمالی آن است.

پیشنهاد می‌کنیم در استراتژی‌های معاملاتی خود نقاط ورودی را انتخاب کنید که نرخ زیان به سود آن‌ها بین عدد 2 تا 3 باشد. این یعنی پتانسیل سود شما باید چندین برابر ضرر احتمالی باشد.

بعضی معامله‌گرها استاپ لاس تعیین نمی‌کنند تا از کاهش سرمایه خود جلوگیری کنند. اما متأسفانه، این استراتژی باعث پیچیده شدن فرایند مدیریت ریسک شده و ممکن است کاهش سرمایه را عمیق‌تر کند. علاوه بر این، نباید از این استراتژی در معاملات اهرمی استفاده کنید. تمام افراد تازه کار باید در معاملات اهرمی از دستور توقف ضرر استفاده کنند.

جدول زیر، درصد سود موردنیاز برای جبران یک ضرر را نشان می‌دهد:

همانطور که ملاحظه می‌کنید، این جدول، میزان جبران سرمایه مورد نیاز برای پوشش سرمایه از دست رفته را نشان می‌دهد.

به عنوان مثال، فرض کنید معامله‌گری 1000 دلار سرمایه دارد. در نتیجه ضرر در یک معامله، اگر تنها 100 دلار برای او باقی مانده باشد، باید 900 درصد در معاملات بعدی خود سود کند تا بتواند ضرر وارده را جبران نماید.

معامله در همه جا

دانش و فناوری بامداد ارائه می‌دهد: بوتکمپ معامله‌گری در بازار رمزارزها

محاسبه اندازه پوزیشن

دو انتخاب به این منظور پیش روی شماست:

اولی، قانون دو درصد

الکساندر الدر، معامله‌گر و استاد برجسته اقتصاد از این الگوریتم استفاده می‌کند:

بنابر استراتژی مدیریت سرمایه مبتنی بر قانون دو درصد، سرمایه‌گذار، در هر معامله خود بیش از دو درصد از سرمایه خود را وارد نمی‌کند.

این استراتژی شما را از خطر “خورده شدن توسط کوسه‌ها” محفوظ نگه می‌دارد. یعنی خطر از بین رفتن کل سرمایه شما در اثر چند ضرر بزرگ را از شما دور می‌کند.

دومی، شرط کِلی (Kelly) نام دارد

این استراتژی برای به حداکثر رساندن موجودی سرمایه از یک شرط استفاده می‌کند. شرط کلی از این قرار است:

x ارزش معامله است

K سرمایه موجود است

فرمول کِلی، حد مقدار f را به طریق زیر، تعیین می‌کند:

A، سود حاصل از اوردر Take-Profit (TP) است.

B، ضرر حاصل از اوردر Stop-Loss (SL) است.

g، اهرم معامله است (اگر از اهرم استفاده نکنیم، این مقدار برابر 1 درنظر گرفته می‌شود).

اما p را فراموش نکنیم

p، احتمال موفقیت است.

توجه داشته باشید که لزوما نباید از f max استفاده کنید.

برای پایین آوردن ریسک، کافیست محدوده زیر را مورد استفاده قرار دهید:

حال زمان آن است که ریسک اتخاذ تصمیم اشتباه را مدنظر قرار دهیم.

چگونه می‌توان این احتمال را محاسبه کرد؟

اگر بخواهید احتمال موفقیت خود را تخمین بزنید (p در فرمول قبل)، همه چیز به منبع اطلاعات شما بستگی دارد:

  • منابع خارج. بعضی معامله‌گرها از متوسط سیگنال‌های موفق استفاده می‌کنند. بسیار مهم است که بدانید گروه‌ها، کانال‌ها و صفحات اجتماعی ممکن است آمارها و اطلاعات گمراه‌کننده منتشر کنند.
  • استراتژی معاملاتی خودتان. اگر آمارهای معاملاتی را جمع آوری کرده و داده‌های خود را محاسبه و تحلیل کرده و برای آزمایش استراتژی خود آماده باشید، باید به فرمول زیر توجه کنید.

p : احتمال موفقیت معامله یا نرخ تبدیل تراکنش‌های مثبت است.

M : تعداد تراکنش‌های منتهی به سود است.

N : کل تعداد معاملات انجام شده تحت یک استراتژی مشخص است.

خلاصه

  • تراکنش‌های مالی، پرخطر هستند و بسیار مهم است که محدودیت‌های ریسک خود را شناسایی کنید.
  • باید پیشاپیش، سود و زیان را محاسبه کنید.
  • نرخ ریوارد به ریسک (سود به ضرر) میزان سود مشخص شده توسط اوردر TP به ضرر مشخص شده توسط اوردر SL است و باید عددی بین 2 و 3 باشد.
  • SL یا Stop-Loss بسیار مهم است. اگر معاملات شما با ضررهای بزرگ همراه باشند، بازیابی کل سرمایه اولیه امری بسیار دشوار خواهد شد.
  • از قانون دو درصد برای محاسبه اندازه پوزیشن خود استفاده کنید: اندازه تراکنش‌های شما نباید بیش از 2 درصد کل سرمایه شما باشد. اگر به قاعده جدیدی علاقه دارید، می‌توانید از شرط Kelly استفاده کنید.
  • باید جمع‌آوری آمارهای معاملاتی را شروع کنید. اما فراموش نکنید که این داده‌ها همیشه با انحراف و خطا همراه هستند.
  • یک سیستم معاملاتی، فراتر از رعایت یک قانون یا مجموعه‌ای از قواعد است. باید بتوانید تمام پوزیشن‌های خود را محاسبه و تجزیه و تحلیل کنید.
  • تقلید از روش دیگران را خجالت آور نپندارید ولی همزمان سعی کنید استراتژی خودتان را آزمایش کنید.
  • باید یادتان باشد که اگر با معامله‌گری مثل یک تجارت رفتار کنید، در مقایسه با کسانی که مثل یک قمار با آن رفتار می‌کنند، سود بیشتری کسب می‌کنید.

در پایان، ضمن آرزوی معاملاتی پرسود برای شما عزیزان خواننده، از شما می‌خواهیم ما را از نظرات و کامنت‌های مشوقانه خود محروم ننمایید. زیر همین پست، پاسخگوی سؤالات شما خواننده عزیز خواهیم بود.

۷ نکته اساسی برای احساسی عمل نکردن در انجام معاملات و کسب سود

emotinal-trader

انسان ها ذاتا موجوداتی عاطفی هستند. احساسات آنها شامل عشق، تنفر، ترس، طمع و غیره است و در تصمیمات آنها بی تاثیر نیست. تمام این احساسات و عواطف، برای یک معامله گر موفق مانند یک دشمن است.

ویکتور اسپراندو گفت:

رمز موفقیت در تجارت، انضباط عاطفی است. اگر هوش مهم بود، افراد زیادی با انجام معاملات کسب پول می کردند.

دانستن چگونگی کنترل احساسات هنگام تجارت بیت کوین یا هر دارایی دیگری تعیین کننده موفقیت و عدم موفقیت ماست. کلید کسب سود برای یک معامله گر، حفظ آرامش و سنجیدن رفتار معاملاتی خود است.

رایج ترین اشتباهات معامله گران احساسی

بعضی از اشتباهات رایج معامله گران احساسی عبارتند از انجام معاملات سنگین، معاملات هیجانی و بدون برنامه ریزی قبلی، انجام معاملاتی احساسی برای جبران ضرر، از دست دادن فرصت معامله یکی پس از دیگری، تعلل در انجام معامله، ورود دیرهنگام، گرفتن سودهای نارس، قراردادن نقاط فروش در فاصله خیلی نزدیک یا دور از روند بازار، نقض قوانین آنها یا تغییر دادن حساب های خود است.

آیا هیچ کدام از این موارد برای شما آشنا نیست؟

ویکتور اسپراندو می گوید، هنگامی که برای اولین بار شروع به تجارت حرفه ای کردم، انجام آن را بدون داشتن یک منبع درآمد دیگر، ناامید کننده دیدم. ساعات بسیاری را پشت صفحه مانیتور گذراندم و به مطالعه عملکرد قیمت و جستجوی زمان مناسب برای ورود بعدی، پرداختم.

از آنجائی که تمام وقت من تنها برای این کار بود، احساس کردم که همیشه باید در بازار حضور داشته باشم. حتی معاملاتی را که با برنامه تجاری من تناسبی نداشت، انجام دادم. زیرا این شغل من بود و تصور میکردم همیشه باید کار کنم.

وقتی حرفه ای نبودم متحمل ضرر های بزرگتری نسبت به اندازه معاملات خود شدم. اوایل، نقاط توقف ضرر را به دلیل ترس از دست دادن افزایش بزرگ بعدی یا ضررهای بزرگ در محدوده پایینی قرار می دادم. همچنین خیلی زود سود خود را دریافت میکردم زیرا می ترسیدم قیمت بر خلاف انتظار من حرکت کند و شانس بدست آوردن پول را از دست بدهم.

اینها همه تصمیمات احساسی بود که برای من هزینه در برداشت. خوشبختانه، به زودی بر احساسات خود غالب و از عادات بد خود درس گرفتم.

ترس در مقابل طمع

fear and greed

ترس و طمع رایج ترین احساساتی هستند که معامله گران آنها را تجربه می کنند. آنها باعث ایجاد بسیاری از تصمیمات نادرست شده که منجر به زیان می شوند.

ترس معمولا به وسیله انجام معاملات بزرگ بوجود می آید و معمولا یک تصمیم ناخوشایند را در پی خواهد داشت.

همچنین، در انجام یک معامله با اطمینان اندک، ترس می تواند یک احساس رایج باشد. شما می دانید که در حال انجام یک معامله اشتباه هستید، اما مطمئن نیستید که چگونه باید از آن خارج شوید. ترس باعث می شود فرصت پیروزی را خیلی زود از دست داده و فرصت باخت خود را طولانی کنیم.

گوردون گکو در فیلم گرگ وال استریت گفت، “طمع خوب است”. برای این که بورس بازان در ابتدا برای انجام معامله رغبت کنند، مقداری طمع ضروری است.

طمع باعث می شود معامله گران بازار را دنبال کرده و یا در موقعیت های نامطلوب باعث ایجاد ترس از دست دادن فرصت خرید(FOMO) می شود. به عنوان مثال خرید ناشی از ترس زمانی اتفاق می افتد که پس از یک حرکت بزرگ افزایشی ناگهانی (که قبل از آن بازار در معرض خرید بیش از حد قرار گرفته و تقاضا رو به کاهش است) صورت گیرد.

حرص و طمع نیز باعث می شود معامله گران در موقعیتی بعد از هدف خود قرار بگیرند که غالبا قادر به خروج از آن در زمان مناسب نخواهند بود زیرا در آن زمان روند قیمت رو به بازگشت خواهد بود. بنابراین چگونه می توان با مشکلات تجارت، با وجود این همه احساسات مقابله کرد؟

عدم برنامه ریزی، برنامه ریزی برای شکست است

یک سیستم برای معاملات خود توسعه داده و آن را دنبال کنید. برای ورود و خروج از معاملات، یک معیار خاص را مد نظر قرار دهید و همیشه بر اساس برنامه ای که برای خود تنظیم کرده اید، معامله کنید. سطوح ورود، توقف ضرر و سود خود را از قبل برنامه ریزی کنید و هنگام انجام معامله آنها را تغییر ندهید.

managing-fear-and-greed-in-trading

جهت خرید صبر کرده و منتظر بمانید. ورود به معاملات متوسط نتایج سود متوسطی را به همراه خواهد داشت. اگر بهترین موقعیت ها را برای انجام معامله انتخاب کنید، تعداد معاملات کمتر اما موفقیت های بزرگتری را خواهید داشت. قوانین خود را یادداشت کنید و تا قبل از این که هر قانون مورد رضایت واقع نشود هیچ کاری نکنید.

با مبادله مانند یک تجارت رفتار کنید

اگر یک معامله گر تمام وقت هستید، باید مانند یک تجارت به معاملات نزدیک شوید. یک برنامه تجاری برای معاملات خود ایجاد کنید و ماهانه آن را ویرایش کنید. دفتر ثبت وقایع روزانه داشته و اشتباهات گذشته خود را مطالعه کنید. برای پرداخت صورت حساب ها و تامین هزینه های خود قوانین خاصی را در نظر بگیرید. برای خود اهدافی دست یافتنی تعیین کنید و به منظور کنار گذاشتن احساسات خود، ترکیبی از فعالیت های روزانه مانند مطالعه روند بازار، خواندن اخبار اقتصادی، انجام معاملات بر روی کاغذ و غیره را انجام دهید.

بدون یک برنامه تجاری، به احتمال زیاد هر روز صبح از خواب بیدار شده و مجبور به انجام معاملاتی نامطلوب و بدون هدف واقعی خواهید شد.

هرگز به امتیازات خود نگاه نکنید

تنها امتیازی که مهم است، امتیاز شما در پایان بازی است. از در تعیین حد سود طمع نکنید چک کردن پیوسته موجودی یا وضعیت معاملات خود پرهیز کنید و تنها آن را یادداشت کرده و فراموشش کنید. هر چه بیشتر وضعیت معاملات خود را بررسی کنید، احتمال گرفتن یک تصمیم احساسی برای خروج زودهنگام یا تغییر در سطح توقف ضرر، بیشتر خواهد بود.

دانستن زمان مناسب برای انجام معامله

اجتناب از موقعیت هایی که بازار در آن پایین تر از حد مطلوب و بهینه قرار دارد، معقول به نظر می‌رسد. آن زمانی است که بازار رمزنگاری و به خصوص بازار آلت کوین ها به ندرت قابل معامله هستند. برای رسیدن لحظه مناسب برای انجام معاملات، منتظر بمانید.

تنها زمانی که در ذهنیت و شرایط فکری مناسبی قرار دارید، معامله کنید. به منظور تحول در احساس بد و منفی خود سراغ بازار نروید. اگر شرایط روحی شما برای انجام معاملات مساعد نیست، ساده ترین راه حل اجتناب از ورود به بازار است.

با مقدار مناسبی از سرمایه معامله کنید

هیچ چیز بیشتر از انجام معامله با مبالغ بزرگ ترس برانگیز نیست. معاملات را با مبالغ اندک شروع کرده و همزمان با رشد موجودی و مهارت خود می توانید مقیاس آن را بزرگتر کنید. به منظور به حداقل رساندن تراوشات احساسی برای خروج بیش از حد زود، از موقعیت خود خارج و به آن وارد شوید.

زندگی خود را فارغ از معاملات سپری کنید

با خانواده و دوستان خود وقت بگذارید. به طور مرتب به باشگاه بروید. غذای سالم بخورید. تلفن همراه خود را خاموش کرده و از چک کردن پیوسته موجودی سهام خود اجتناب کنید. به منظور انجام معاملات خود ساعاتی خاص را تعیین کنید و از انجام معاملات در اوقات فراغت خود بپرهیزید. هیچ کس قادر به انجام معاملات در ۲۴ ساعت و ۷ روز هفته نیست. این کار باعث خستگی ذهنی و اتخاذ تصمیمات نادرست می شود. زندگی کنید!

گام ها و تکنیک های بسیاری وجود دارند که یک معامله گر با استفاده از آنها می تواند دخالت احساسات را از تصمیمات خود حذف کند. مطالب موثر و مفید را برای خود پیدا کرده و به آنها عمل کنید. احساسات خود را کنترل کنید و به یک معامله گر موفق تبدیل شوید.

یک معامله گر به نام جان اسمیت معتقد است که می توان استراتژی خود را از طریق مشاوران متخصص نرم افزاری به طور اتوماتیک انجام داد و آن را در یک سرور ابری قرار داد تا طبق قوانین سفت و سخت و ضریب احساسات صفر معاملات صورت گیرد. معاملات انسانی دارای ریسک هستند زیرا ما انسان ها موجوداتی احساسی هستیم و کنترل عواطف شاید همیشه ممکن نباشد.

در تعیین حد سود طمع نکنید

تحلیل طلا

تحلیل طلا

تحلیل طلا

تحلیل طلا

تحلیل یورودلار

تحلیل یورودلار

تحلیل یورودلار

تحلیل یورودلار

تحلیل دلار

تحلیل دلار

اخبار روز 26/07/2021

اخبار روز 26/07/2021

ویژگی های معامله گر FOMO

FOMO یا «ترس از دست دادن فرصت» یک واژه نسبتا جدید در زبان انگلیسی است، اما بخش جدانشدنی زندگی روزمره ما می باشد. به عنوان پدیده واقعی عصر دیجیتال، FOMO حدود 69 درصد از جوانان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار داده است؛ اما می تواند بر روی شیوه های معاملاتی نیز تاثیر بسزایی داشته باشد.

به عنوان مثال، «ترس از دست دادن فرصت» می تواند باعث ورود غیرمنطقی به معاملات شود؛ و یا ممکن است منجر به بسته شدن معاملات در لحظات نابهنگام شود؛ دلیل خروج معامله گران هم می تواند خروج سرمایه گذاران از بازار باشد. به عبارت دیگر، چنین معامله گرانی بیشتر غرق جو بازار هستند تا اینکه متکی به تحلیل و تصمیم گیری خودشان باشند. معامله گران FOMO حتی ممکن است بیش از حد معقول سرمایه خود را ریسک کنند؛ دلیل این امر هم کمبود تحقیق، یا نیاز به پیروی از اکثریت بازار، است. برای برخی از معامله گران، حس FOMO ایجاد شده (توسط دیدن موفقیت دیگران) تنها در بازارهای سریع و نوسانات شدید تر تشدید می شود؛ چنین معامله گرانی احساس می کنند که فرصت های زیادی را از دست خواهند داد.

برای درک بهتر مفهوم FOMO در معاملات و دلایل بروز آن، این مقاله به شرح محرک های آن و دلیل موفقیت معامله گران برتر می پردازد. در این مقاله مثال های واقعی از معاملات روزمره معامله گران که تحت تاثیر FOMO صورت گرفته اند را توضیح خواهیم داد. نکات مختلفی در مورد چگونگی غلبه بر ترس و سایر احساسات منفی وجود دارد که می تواند بر ثبات معاملات تاثیر بگذارد، و این یکی از مهمترین صفات معامله گران موفق است.

بخش های مقاله:

  • FOMO چیست؟
  • ویژگی های معامله گر FOMO
  • عوامل بروز FOMO
  • اختلاف معاملات FOMO با معاملات منطقی
  • تجربه FOMO معامله گران برتر
  • نکاتی برای غلبه بر FOMO

FOMO چیست؟

FOMO در معامله گری به معنای ترس از دست دادن فرصت های بزرگ در بازار است. FOMO یک مسئله بسیار رایجی است که بسیاری از معامله گران آن را در مسیر معاملاتی خود تجربه خواهند کرد. FOMO می تواند بر همه افراد، از معامله گران تازه کار با حساب های خرده فروشی گرفته تا معامله گران حرفه ای فارکس، تاثیر بگذارد.

در عصر مدرن شبکه های اجتماعی (که به ما دسترسی بی سابقه ای به زندگی سایرین می دهد) می بینیم که FOMO یک پدیده بسیار شایع است. FOMO از احساسی ناشی می شود که با توجه به آن معامله گر معتقد است که سایر معامله گران نسبت به او موفق تر هستند، و این احساس منفی می تواند منجر به انتظارات بیش از حد بالا، فقدان چشم انداز بلندمدت، اعتماد به نفس بیش از حد / اعتماد به نفس پایین و بی صبری شود.

احساسات معمولا دلیل اصلی بروز FOMO هستند. اگر معامله گر FOMO را کنترل نکند، می تواند باعث شود که معامله گر استراتژی معاملاتی خود را نادیده بگیرد و از حد مجاز میزان ریسک فراتر رود.

احساساتی که می توانند منجر به بروز FOMO شوند عبارتند از:

روانشناسی معاملات یکی از موضوعات کلیدی وبینارهای ما است؛ در این وبینارها تحلیلگران ما راهنمایی هایی را در خصوص کنترل احساسات، حفظ پایداری معاملات و به حداکثر رساندن موفقیت معاملاتی به اشتراک بگذارند.

ویژگی های معامله گر FOMO

معامله گرانی که تحت تاثیر FOMO عمل می کنند، احتمالا صفات مشابهی را با هم دارند و یک سری مقوله ها نیز در مورد اکثر آنها صدق می کند. در زیر لیستی از چیزهایی که معامله گر FOMO ممکن است بگوید، آمده است؛ این جملات نشان دهنده تاثیر احساسات بر معاملات است:

1. «همه معامله گران این کار را انجام می دهند؛ پس نمی تواند نتیجه بدی داشته باشد.»

2. «به سودی که از این معاملات به دست می آورم فکر کن!»

3. «به نظر جذاب می رسد. این را امتحان می کنم.»

4. «باید حدس می زدم که این اتفاق ممکن است بیفتد.»

5. «به نظر می رسد که آنها (سایر معامله گران) چیزی می دانند که من نمی دانم.»

6. «می ترسم فرصت بسیار خوبی را از دست دهم.»

7. «معاملات ین ژاپن تضمینی است! همه آن را معامله می کنند.»

عوامل بروز FOMO

FOMO یک احساس داخلی است، اما احساسی است که می تواند ناشی از طیف وسیعی از حالت ها باشد. برخی از عوامل خارجی که می توانند منجر به بروز FOMO شود عبارتند از:

1. بازارهای پرنوسان. FOMO محدود به بازارهای صعودی نیست؛ FOMO می تواند در هر زمانی و هر جهتی که بازار دارد، بروز کند. هیچ معامله گری نمی خواهد فرصت های خوب را از دست بدهد.

2. روند سوددهی مستمر. اگر معامله گری در چند معامله پشت سر هم سودده باشد، احتمال تشخیص فرصت های جدید افزایش می یابد و ممکن است نتیجه نامطلوبی برای او رقم بزنند. و شاید معامله گر با خود بگوید که این کار هیچ اشکالی ندارد، زیرا همه معامله گران این کار را می کنند. اما متاسفانه، این روند سوددهی ادامه دار نخواهد بود و دیر یا زود شکسته می شود.

3. ضرردهی مکرر. معامله گران ممکن وارد دور باطل شوند: یعنی وارد معامله شوند، بترسند، معامله را ببندند، و سپس دوباره وارد معاملات دیگری شوند. در این حالت احساساتی همچون ترس، ناامیدی و اضطراب روان معامله گر را مختل می کنند. این در نهایت می تواند منجر به ضررهای مکرر شود.

4. اخبار و شایعات. شنیدن یک شایعه می تواند احساس از دست دادن فرصت را افزایش دهد؛ معامله گران ممکن است احساس کنند که از سایرین عقب هستند و فرصت را از دست خواهند داد.

5. شبکه های اجتماعی، به خصوص توییتر. ترکیب شبکه های اجتماعی و معاملات، زمانی که به نظر می رسد همه از معاملات خود سود کسب کرده اند، می تواند خیلی سمی باشد. بهتر است که به محتوای شبکه های اجتماعی اهمیت زیادی ندهید و زمان زیادی را برای بررسی اینفلونسرهای فارکس و ارزیابی پست های آنها اختصاص دهید. ما توصیه می کنیم که از هشتگ Fintwit# برای ایده گرفتن استفاده کنید، و به هیچ عنوان آن را ابزاری برای برنامه ریزی مورد استفاده قرار ندهید.

علاوه بر تاثیر این احساس منفی بر معامله گران در سطح فردی، FOMO می تواند تاثیر مستقیمی را بر بازارها نیز داشته باشد. بازارهای رونددار ممکن است توسط احساسات معامله گران هدایت شوند؛ در هنگام آغاز روند، معامله گران به دنبال فرصت های معاملاتی و نقاط ورود به معاملات خواهند بود.

این نمودار شاخص S&P 500 نمونه ای از نحوه حرکت بازار به دلیل احساسات اکثریت معامله گران است. حرکت صعودی ثابت، با ورود گسترده معامله گران در اثر ترس از دست دادن فرصت، به سرعت به جهش شاخص تبدیل شد. پس از افزایش شدید شاخص، شاهد سقوط آن نیز هستیم. معامله گرانی که وارد پوزیشن خرید شدند، پول زیادی را از دست دادند، و این بدترین حالت ممکن در معاملات FOMO است.

اختلاف معاملات FOMO با معاملات منطقی

همانطور که در بالا ذکر شد، فرآیند ورود به معاملات، بسته به وضعیت و عوامل موثر بر تصمیم گیری معامله گر، می تواند بسیار متفاوت باشد. در این بخش اختلاف معاملات FOMO با معاملات منطقی را توضیح می دهیم: همانطور که خواهید دید، تفاوت های اساسی می توانند منجر به نتایج بسیار متفاوت شوند.

گام

معامله گر FOMO

معامله گر منظم

نظرات مردم را به عنوان حقیقت فرض می کند. به شایعات توجه می کند.

تجزیه و تحلیل می کند. به اخبار توجه می کند.

به دنبال روند صعودی است. بیش از حد ریسک می کند.

نسبت ریسک به ریوارد معقولی تعیین می کند.

وارد پوزیشن های ریسکی می شود؛ می ترسد؛ معامله را می بندد؛ این چرخه را دوباره تکرار می کند.

از حدود ضرر و سود مناسبی استفاده می کند.

برنامه ای ندارد؛ معاملات خود را ثبت نمی کند؛ غرق در FOMO می شود.

در راستای برنامه خود معامله می کند؛ معاملات خود را ثبت می کند؛ به اهداف معاملاتی خود می رسد.

تجربه FOMO معامله گران برتر

معامله گران تمام سطوح تجربه FOMO داشته اند:

پیتر هنکس: «با توجه به استراتژی خودتان معامله کنید، نه با احساساتتان!»

کریستوفر وکچیو: «استراتژی طراحی کنید. طرح خود را اجرا کنید. به برنامه خود پایبند باشید و طمع نکنید. همه معامله گران سود کسب می کنند؛ خوک ها سلاخی می شوند!»

ایلیا سپیواک: «تصمیمات معاملاتی دوگانه نیستند؛ یا خرید یا فروش نیستند. گاهی اوقات هیچ کاری نکردن بهترین معامله ای است که می توانید انجام دهید.»

جیمز استنلی: «اگر FOMO را در معاملات کنترل نکنید؛ FOMO شما را کنترل خواهد کرد.»

پل رابینسون: «هیچ معامله ای نمی تواند شما را ثروتمند یا ورشکسته کند. بدین ترتیب، اگر شما یک فرصت را از دست دهید، همیشه فرصت دیگری وجود خواهد داشت.»

نکاتی برای غلبه بر FOMO

روند غلبه بر FOMO با افزایش خودآگاهی آغاز می شود؛ درک اهمیت انضباط و مدیریت ریسک در معاملات نیز تاثیر بسزایی بر این روند دارد. در حالی که هیچ راه حل ساده ای برای جلوگیری از احساسات و تاثیر آنها بر معاملات و غلبه بر FOMO وجود ندارد، اما تکنیک های مختلفی وجود دارند که می توانند به معامله گران کمک کنند تصمیمات آگاهانه تر و معاملات موثرتری داشته باشند.

در زیر چند نکته و موضوعات مهم برای مدیریت ترس ذکر شده اند:

  • همیشه معامله دیگری وجود خواهد داشت. فرصت های معاملاتی مانند اتوبوس ها هستند؛ همیشه اتوبوس دیگری خواهد آمد. این اتفاق ممکن است فوری صورت نگیرد، اما فرصت های مناسب ارزش انتظار دارند.
  • این تجربه برای همه رخ خواهدداد. اعتراف به این واقعیت برای دستیابی به موفقیت بسیار مهم است و می تواند احساس FOMO را عادی تر کند.
  • به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید. هر معامله گر باید استراتژی خود را بداند، برنامه معاملاتی ایجاد کند، سپس به آن پایبند باشد. این روش دستیابی به موفقیت بلند مدت است.
  • کنار گذاشتن احساسات از معاملات امری کلیدی است. یاد بگیرید که احساسات را کنار بگذارید؛ داشتن یک برنامه معاملاتی می تواند به شما کمک کند و اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد.
  • معامله گران تنها باید از سرمایه ای که از دست دادن آن مشکل ساز نباشد استفاده کنند. اگر بازار به طور غیر منتظره حرکت کند، معامله گران می توانند از حد ضرر برای به حداقل رساندن ضرر معاملاتی استفاده کنند.
  • شناختن بازارها ضروری است. معامله گران باید تحلیل خود را انجام دهند و بر اساس این تحلیل ها وارد بازار شوند؛ با کمک این اطلاعات معامله گران می توانند نسبت به همه نتایج ممکن آگاهی پیدا کنند.
  • نمی توان به راحتیFOMOرا از بین برد، اما می توان آن را کنترل کرد. استراتژی ها و رویکردهای مناسب می توانند معامله گر را قادر سازند تا بر FOMO غلبه کند. داشتن دفترچه معاملاتی به برنامه ریزی معامله گر کمک می کند. این تصادفی نیست که موفق ترین معامله گران از دفترچه معاملاتی استفاده می کنند؛ این معامله گران با کمک تجربیات شخصی خود برنامه ریزی می کنند.

غلبه بر FOMO یک شبه اتفاق نمی افتد؛ این یک فرآیند ادامه دار است. شایان ذکر است که توجه به روانشناسی معاملات یکی از مهم ترین و اساسی ترین اصول در معاملات فارکس است.

به آکادمی آموزشی فارکس (Persian FX Academy) خوش آمدید. بازار فارکس به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای مالی جهان، امروزه علاقه‌مندان و سرمایه‌گذاران زیادی را به خود جذب کرده است اما شرایط این بازار به آن سادگی که اغلب افراد تصور می‌کنند نیست. حجم بالای سرمایه، پیچیدگی بازار و سهولت دسترسی به این بازار از عواملی است که به ضرر بسیاری از افرادی که در این بازار فعالیت می‌کنند، منجر می‌شود. در این میان جای خالی آموزش و دانش‌اندوزی به وضوح احساس می‌شود. شرایط خاص آموزش در ایران به همراه عدم وجود منابع جامع و کامل (به خصوص به زبان فارسی)، عدم امکان برگزاری کلاس حضوری در داخل ایران و شرکت در کلاس‌های خارج از ایران، ما را بر آن داشت تا اقدام به ایجاد یک آکادمی آموزشی نماییم. هدف بلندمدت از ایجاد این آکادمی، تبدیل شدن آن به یک مرجع اطلاعات و دانش مربوط به فارکس است. برای رسیدن به این هدف، آکادمی سعی نموده با کمک اساتید مجرب شرایطی ایجاد کند تا افراد به هر آنچه در مورد بازار نیاز دارند دسترسی داشته باشند. از کلاس‌های مالتی مدیا گرفته، تا دوره‌های عمومی و تخصصی منسجم و پیوسته که دانشجویان پا به پای اساتید شرایط تحلیل و معامله را فرا بگیرند. ابزارهای معاملاتی، کتابخانه و تحلیل‌های روزانه و هفتگی از دیگر ابزارهای ارائه شده در این آکادمی است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.