معایب و مشکلات MACD


"دو سطحی که من شخصاً تماشا می‌کنم 410 دلار و 650 دلار در چند مرحله اول هستند. "

این زمانی است که قیمت Solana (SOL) با افزایش بیش از 1٪ به 500 دلار خواهد رسید!

در طول روز، بازار ارزهای دیجیتال به شدت دچار خونریزی شد. سقوط قیمت بیت کوین به زیر 48,000 دلار با افت تقریباً 6 درصدی، اتریوم جایگاه بیشتری را در مرز 4,000 دلار از دست داد. کاردانو و ریپل هر دو 7 درصد از ارزش خود را از دست دادند، در حالی که پولکادوت با 10 درصد کاهش به 28.14 دلار رسید.

همراه با آلتکوین های اصلی، قیمت سولانا نتوانست بالاتر از سطح 200 دلار قرار گیرد و به سمت حمایت در 178 دلار کاهش یافت.

SOL Price Action

با کاهش 10 درصدی، قیمت SOL از بازار کریپتو در حال سقوط فراتر رفت. SOL تا 177.04 دلار کاهش یافت و میانگین متحرک نمایی 20 و 50 روزه (EMA) را شکست. در همین حال، افزایش بیش از 63 درصدی حجم معاملات نشان دهنده رفتار قوی فروشنده است.

SOL پس از سقوط از مقاومت اصلی در 183 دلار به زیر مقاومت 187 دلار شکست. در زمان نگارش این مقاله، SOL با 179.71 درصد کاهش در 5.5 ساعت گذشته با 24 دلار معامله می شود. اگر فشار فروش ادامه پیدا کند، سطح حمایت بعدی 176 دلار خواهد بود که ممکن است قیمت به 172 دلار کاهش یابد.

در روند صعودی، سولانا باید به بالای 186 دلار بازگردد تا فرصتی برای توسعه حرکت صعودی پایدار داشته باشد. سطح مقاومت بعدی 190 دلار است. حرکت بالاتر از این سطح راه را برای آزمایش مقاومت نزدیک به سطح 200 دلار باز خواهد کرد.

در صورت حرکت نزولی، آلت کوین به سمت سطح حمایت بعدی که در 170 دلار قرار دارد، حرکت می کند. حرکت به زیر سطح حمایت 170 دلاری، سولانا را به سمت حمایت 164 دلار سوق خواهد داد. در صورتی که سولانا به زیر این سطح سقوط کند، به سمت حمایت 157 دلاری می رود.

با مقدار 44.82، شاخص قدرت نسبی (RSI) ارزش بازار پایین را نشان می دهد، در حالی که منحنی واگرایی میانگین همگرایی (MACD) به شدت به سمت پایین به سمت منطقه خنثی زیر خط 0.00 حرکت می کند.

پیش بینی سولانا (SOL) برای سال 2022

مایکل ون د پوپ، تحلیلگر ارزهای دیجیتال، در حال محاسبه است که پس از تجربه رشد تصاعدی در سال 2021، SOL چقدر می تواند افزایش یابد.

Van de Poppe در یک جلسه استراتژی اخیر به مشترکان خود می گوید که Solana (SOL) در حال سوء استفاده از برخی از معایب پلتفرم اتریوم، مانند قیمت بالای تراکنش و مشکلات مقیاس پذیری است.

این استراتژیست ارزهای دیجیتال معتقد است که کل بازارهای کریپتو در سال 2022 صعودی خواهند بود و اگر سولانا بتواند با موفقیت از منطقه 193 دلار عبور کند، از بالاترین رکوردهای قبلی گذشته خواهد بود.

"دو سطحی که من شخصاً تماشا می‌کنم 410 دلار و 650 دلار در چند مرحله اول هستند. "

او توضیح می‌دهد که در حالی که می‌توانستیم در اینجا نیز شاهد یک روند فوق‌العاده برای Solana باشیم، که در آن این اجرا را انجام می‌دهیم، اصلاح دیگری داشته باشیم، و سپس قبل از تمام شدن کل بازار صعودی، دوباره شروع به دویدن کنیم، که منجر به یک دوره می‌شود که می‌تواند ما را به 1,000 دلار برساند. یا 1,500 دلار، و سپس به پایان این چرخه گاو نر نزدیک می شویم.

Van de Poppe پیش‌بینی افزایش قیمت خود را با بیان این نکته به پایان می‌رساند که در حالی که او معتقد است SOL 600 دلار در طول دوره فعلی قابل دستیابی است، بازارهای گسترده‌تر ارزهای دیجیتال باید قبل از رسیدن SOL به 5 دلار، 1,000 برابر را انجام دهند.

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال که هر معامله گر بورس و فارکس باید بشناسدv

اولین گام و موثرترین راه رسیدن به موفقیت هر فرد بالابردن سطح دانش او است. برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق باید تحلیل تکنیکال را بیاموزید و اندیکاتورهای تکنیکال بخش عمده ای از تحلیل تکنیکال محسوب می شوند. پیدا کردن بهترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال کمک بزرگی در تحلیل به شما خواهد کرد.

مشکلی که هست این است که در نگاه اول نام اندیکاتورهای تکنیکال ممکن است پیچیده و مشکل به نظر بیایند مثل: MACD, RSI, STOCHASTIC اما پیشنهاد می کنیم که یک کتاب را از روی جلد آن قضاوت نکنید.

ما در اینجا به شما آموزش میدهیم که چطور بتوانید یک توضیح درست و درعین حال ساده درباره مجبوب ترین اندیکاتورهای تکنیکال داشته باشید. مطمین باشید که خواهید آموخت که چگونه از آنها استفاده کنید. پس اجازه بدهید شروع کنیم!

ایا اندیکاتورهای تکنیکال واقعا درست عمل می کنند ؟

ما در اصل معامله میکنیم که به یک نتیجه مثبت و سود برسیم. بسیاری از معامله گران مبتدی مایلند که بدانند که آیا اندیکاتورهای تکنیکال قادر به ارائه سیگنال های معاملاتی خوب هستند یا خیر؟
حقیقت این است که صرف استفاده ازاندیکاتورهای تکنیکال شما را به سمت سود سوق نمیدهد, اما می تواند برای شما کارهای زیادی را انجام بدهد. شکی نیست که یک معامله گر آموزش دیده و با تجربه حتی بدون استفاده از اندیکاتورها نیز می تواند به سود برسد اما اندیکاتورها می توانند کمکهای خوبی باشند.

در واقع اندیکاتورهای تکنیکال می توانند چند کار فوق العاده را برای شما انجام دهند:

  • به شما چیزهایی را نشان می دهند که واضح نیستند;
  • به شما برای پیدا کردن ایده معاملاتی کمک می کنند;
  • در وقت شما برای تحلیل بازار صرفه جویی می کنند.

اساس اندیکاتورهای تکنیکال چیست؟

اساس هر اندیکاتور تکنیکالی یک فرمول ریاضی است. این فرمول ها محاسبات سریع پارامترهای قیمت را انجام می دهند وسپس نتیجه را در نمودار ترسیم می کنند. نیازی نیست شما در اینجا چیز خاصی را محاسبه کنید; فقط کافیست وارد پلتفرم متاتریدر شوید و اندیکاتور مورد نظر را به نمودار اضافه کنید.

به یک نکته باید توجه کرد, اندیکاتورها بر اساس قیمتهایی که در پلتفرم معاملاتی ذخیره شده اند محاسبات خود را انجام می دهند. در نتیجه اندیکاتورها یک نقطه ضعف دارند: آنها ممکن است به شما سیگنالی بدهند که از قیمت ها عقب مانده باشد(برای مثال زمانی بعد از اینکه قیمتها در بازار سقوط کرده اند اندیکاتور به شما سیگنال فروش بدهد).

اما خبر خوب این است که مزایای بسیاری برای استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال وجود دارد که ما در ادامه برای شما توضیح خواهیم داد.

بهترین اندیکاتورهای تکنیکال برای معامله گران فارکس و بورس

اندیکاتورهای تکنیکال بر اساس اهدافی که دارند به چند گروه تقسیم می شوند. از آنجاییکه اهداف اندیکاتورها متفاوت است یک تریدر فقط به یک اندیکاتور نیاز ندارد بلکه باید از ترکیب چندین اندیکاتور استفاده کند. دراین مقاله درباره ۳ مورد از محبوبترین اندیکاتورها صحبت میکنیم.

۱: مووینگ اوریج یا میانگین متحرک یک اندیکاتور برای شناسایی روند

اندیکاتور مووینگ اوریج یک اندیکاتور روند است که به ما کمک میکند که روند بازار را تشخیص بدهیم و ازآن پیروی کنیم.

توضیح فنی اندیکاتور: مووینگ اوریج میانگین قیمت در یک بازه مشخص شده را نمایش می دهد.

به زبان ساده : مویینگ اوریج قیمت را دنبال میکند. این خط به یکنواختی نوسانات قیمت و خلاص شدن از نوسانات ناخواسته بازار کمک میکند تا شما روی روند اصلی بازار تمرکز کنید. نکته مهم این است که بدانید این اندیکاتور قیمت آینده بازار را پیش بینی نمی کند بلکه جهت فعلی بازار را برای شما تشریح میکند.

مزایای مویینگ اوریج :

  • جهت یک روند را مشخص میکند;
  • نقاط بازگشت روند را پیدا میکند;
  • سطوح بالقوه حمایت و مقاومت بازار را نشان میدهد.

معایب موینگ اوریج :

  • این اندیکاتور عقب تر از قیمت حال بازار است (چون این اندیکاتور بر اساس قیمتهای گذشته بنا نهاده شده است خیلی آهسته تر از قیمت نمودار تغییر می کند).

نکات مهم :

  • ۴ نوع میانگین متحرک وجود دارد :ساده(SMA), نمایی(EMA), وزنی خطی(WMA) و صاف(SMA) که تفاوت آنها صرفا در فرمول محاسبه آنهاست (یعنی چه مقدار وزن در فرمول به اخرین قیمت ها اختصاص داده شود). توصیه ما به شما این است که از مووینگ اوریج ساده SMA استفاده کنید زیرا بیشتر معامله گران از این اندیکاتور استفاده می کنند.
  • محبوبترین دوره های زمانی دوره های ۲۰۰ ,۱۰۰, ۵۰ و ۲۰ است دوره های ۲۰۰ برای تحلیل روند بلند مدت استفاده میشود, درحالیکه دوره های ۲۰ برای تحلیل روند کوتاه مدت کاربرد دارد. منظور از دوره, تعداد کندلی از نمودار است که در فرمول محاسباتی لحاظ می شود.

چگونه مووینگ اوریج را تحلیل کنیم

به طورخلاصه می توانیم بگوییم زمانیکه قیمت یک جفت ارز بالاتر از مووینگ اوریج باشد روند صعودی است و زمانیکه قیمت یک جفت ارز پایینتر از مویینگ اوریج باشد روند نزولی است.
علاوه براین باید توجه داشته باشید که چگونه میانگین متحرک دوره های مختلف نسبت به یکدیگر رفتار می کنند.

زمانی که یک مووینگ با دوره کمتر(مثلا ۵۰) بالای مووینگ با دوره کمتر(مثلا ۱۰۰) می رود تمایل به صعود در بازار تایید می شود. بر عکس آن, زمانی که MA با دوره کمتر زیر مویینگ با دوره کمتر می رود تمایل به نزول در بازار تایید می شود.

آموزش تصویری مووینگ اوریج

نتیجه گیری:

مووینگ اوریج می تواند با نشان دادن روند بازار به شما بگوید که الان در فکرخرید (در روند صعودی) یا فروش(در روند نزولی) باشید. اما مووینگها به شما نمی گویند که دقیقا در چه سطح و قیمتی وارد معامله شوید(برای این کار نیاز دارید که از اندیکاتورهای دیگری نیز استفاده کنید). در نتیجه استفاده از اندیکاتورهای روندی مثلا مووینگ اوریج ها باید جز اولیات تحلیل تکنیکال شما قرار گیرد.

۲: باندهای بولینگر اندیکاتوری برای سنجش نوسانات

بولینگرباندها به سنجش نوسانات بازار کمک می کند به عبارتی دیگردرجه تغییرات قیمتی را محاسبه می کنند.

توضیح فنی اندیکاتور: بولینگر باندها از سه خط تشکیل شده اند. هر خط یا باند در حقیقت یک مویینگ اوریج است. باند وسطی به طور معمول یک مووینگ اوریج ساده با دوره ۲۰ است. وظیفه آن تشخیص جهت روند بازار است, دقیقا همانطور که بالا در مورد مویینگ ها توضیح دادیم. باندهای بالا و پایین( به عبارتی “باندهای نوسان نما”) نیز با دو واحد انحراف استاندارد نسبت به باند وسط بالاتر و پایینتر از آن قرار می گیرند.

به زبان ساده تر میشود گفت : اندیکاتور Bollinger Bands در واقع مانند جعبه ای عمل میکند که قیمت بین دو خط بالا و پایین آن در نوسان است. قیمت دائما دراطراف خط میانی در چرخش است . قیمت میتواند از اطراف باندهای خارجی (پایین و باند بالا ) خارج شود و به سطوحی خارج از بولینگر باندها دست یابد, ولی این در کوتاه مدت هست و نمی تواند زیاد دور شود و باید دوباره به باند میانی بولینگر برگردد.

همچنین میتوانید به این هم توجه کنین که در برخی از دوره های زمانی خطوط بولینگربه هم نزدیک میشوند درحالیکه در دوره های زمانی دیگر گسترش می یابند و دامنه وسیع تر میشود
دامنه باریک تر , نشانگر بازار کم نوسان تر است و برعکس ,وقتی نوسانات بازار بیشتر میشود فاصله باندها بیشتر می شود.

مزایای استفاده از بولینگر باند

  • این اندیکاتور درزمانی خوب عمل میکند که بازار بدون روند است (قیمت ها در حالت رنج در نوسان هستند ) در این حالت میتوان از خطوط این اندیکاتور به عنوان سطوح حمایت و مقاومت استفاده کرد, جایی که تریدرها می توانند وارد معامله شوند.

معایب بولینگر باند

  • در زمانیکه بازار در یک روند قوی قرار دارد ممکن است قیمت ها برای مدت طولانی در یک خط بولینگر قرار بگیرد و به سمت خط دیگر حرکت نکند به همین علت پیشنهاد میکنیم از بولینگر در بازارهای روند دار استفاده نکنید.

چگونه بولینگر را تحلیل کنیم

هر چه قیمت به باند بالایی نزدیکنر شود نشان دهنده خرید بیش از حد معامله گران است (overbought ).
به عبارت ساده تر, تا این لحظه معامله گرانی که پوزیشن خرید داشته اند از صعود قیمتها سودی خوبی کرده اند و الان برای حفظ سود خود از معامله خارج می شوند. نتیجه این رفتار معامله گران این می شوند که صعود این جفت ارز متوقف می شود و نزول شروع می گردد. صعود قیمتها به خارج از باند بالایی می تواند یک سیگنال فروش باشد, همانطور که نزول به زیر باند پایینی می تواند سیگنالی برای خرید باشد.

باندهای خارجی به صورت اتوماتیک با افزایش میزان نوسانات در بازار پهن تر می شوند و با کاهش نوسانات باریکتر می شوند. به طور معمول بازار پر نوسان بعد از یک بازار کم نوسان می آید و برعکس پس بنابراین باریک شدن دامنه باندهای بولینگر می تواند به این معنا باشد که به زودی در بازار شاهد یک نوسان شدید خواهیم بود.

آموزش تصویری بولینگر باند

نکات مهم :

  • ما توصیه نمیکنیم که از اندیکاتور بولینگر باند بدون تایید اندیکاتور ها و ابزارهای تکنیکال دیگر استفاده کنید. باندهای بولینگر در ترکیب با الگوهای شمعی, خطوط روند و سایر سیگنال های پرایس اکشن به خوبی عمل می کنند.

نتیجه گیری:

بهترین حالت استفاده از باندهای بولینگر در زمانی است که بازار روند ندارد. این اندیکاتور میتواند پایه ای خوب برای یک سیستم معاملاتی باشد اما به تنهایی کافی نیست و باید از ابزارهای دیگر هم استفاده کنید.

۳ : اندیکاتور MACD اندیکاتوری که فاز بازار را نشان میدهد

MACD مخفف عبارت Moving Average Convergence/Divergence است. این اندیکاتور قدرت حرکتی پشت بازار را اندازه گیری می کند. مکدی نشان می دهد که چه زمانی بازار از حرکت در یک جهت خسته شده و نیاز به استراحت (تصحیح حرکت) دارد.

توضیح فنی اندیکاتور : هیستوگرام مک دی تفاوت بین یک مووینگ اوریج نمایی (EMA) با دوره ۲۶ ویک مووینگ با دوره ۱۶ است. مکدی همچنین دارای یک خط سیگنال است که مووینگ اوریج با دوره ۹ است.

به عبارت ساده تر : مک دی مبتنی بر میانگین متحرک است اما فرمول های دیگری نیز درآن معایب و مشکلات MACD قرار دارد. اندیکاتور MACD جزو آن دسته از اندیکاتورهای تکنیکال است که به اسیلاتور(oscillator) معروف هستند. اسیلاتورها در یک پنجره جداگانه پایین نمودار قیمت نمایش داده می شوند. بعد از اینکه یک اسیلاتور به سطوح بالایی خود رسید مجبور است که دوباره به پایین برگردد و معمولا نمودار قیمت نیز همین گونه است. این استفاده ای است که از اندیکاتور MACD برای پیش بینی قیمت می کنیم.

چگونه مک دی را تحلیل کینم

  1. افزایش یا سقوط چشمگیر. بفروشید زمانیکه میله های هیستوگرام بعد از یک افزایش زیاد شروع به کاهش میکند و بخرید زمانیکه بعد از کاهش شدید شروع به رشد می کند.
  2. زمان تلاقی خط هیستوگرام و سیگنال میتواند ورود دقیقتری را به شما ارائه دهد. زمانی که هیستوگرام مکدی به بالای خط سیگنال صعود می کند وارد معامله خرید شوید. زمانی که هیستوگرام مکدی به زیر خط سیگنال سقوط می کند وارد معامله فروش شوید.
  3. خط صفر به عنوان یک تایید اضافی است. زمانیکه مک دی از خط صفر عبور کند قدرت خریدار و فروشنده را نشان میدهد وقتیکه هیستوگرام زیر خط صفر سقوط می کند, بفروشید و زمانیکه هیستوگرام مک دی بالای خط صفر قرار میگیرد خرید کنید. البته توجه کنید که این معایب و مشکلات MACD سیگنال ضعیف تر از سیگنال های قبلی است.
  4. واگرایی. اگر قیمتها افزایش داشته باشند و مک دی سقوط کند به این معنی است که حرکت صعودی توسط اندیکاتور تایید نشده و رالی صعود در پایان خود قرار دارد. در مقابل اگر قیمت ها نزول کند و مک دی صعود کند به این معنی است که به زودی شاهد یک حرکت صعودی خواهیم بود.

نکات مهم:

  • نقاطع بین هیستوگرام و خط سیگنال بهترین سیگنال مک دی است.
  • شکار واگرایی بین مک دی و قیمت : یک نشانه خوب برای اصلاح در قیمت است.

مزایای مکدی :

  • میتوان از مک دی در هر دو بازار دارای روند و بازار رنج استفاده کرد.
  • اگر بیاموزید که مک دی چگونه عمل می کند یادگیری نحوه عملکرد سایر اسیلاتورها نیزبرای شما آسان خواهد بود.

معایب مکدی:

  • این اندیکاتور پشت سر نمودار قیمت حرکت می کند, بنابراین برخی از سیگنال ها دیرصادر می شود و بعد از آنها حرکت شدیدی در بازار نمی بینیم.

نتیجه گیری :

خوب است که مک دی را در نمودار خود قرار دهید زیرا هم روند و هم مومنتوم را اندازه گیری می کند. اندیکاتور MACD می تواند بخش مهمی از یک استراتژی معاملاتی باشد, اگرچه که ما توصیه نمی کنیم که تصمیمات مربوط به معاملات را فقط بر اساس این اندیکاتور اتخاذ کنید.

جان مورفی (تحلیلگر معروف بازار بورس) و رازهای او در تحلیل تکنیکال

بازار بورس که یکی از جذاب‌ترین بازارهای مالی است، محل مناسبی برای سرمایه‌گذاری و کسب سود می‌باشد. از تحلیل تکنیکال و ابزارهای آن، به منظور کسب سود و جلوگیری از ضرر، استفاده می‌شود. بنابراین تحلیل تکنیکال بسیار مهم و کاربردی می‌باشد. در تحلیل تکنیکال، با بررسی روند قیمت در گذشته، می‌توان بازار آینده را پیش‌بینی کرد.

در این مقاله به معرفی یکی از تحلیلگران معروف "دکتر جان مورفی" می‌پردازیم و در پایان مقاله نیز می‌توانید کتاب ایشان را دانلود کنید.

جان مورفی ( John Murphy ) کیست؟

جان مورفی یکی از تحلیلگران معروف بازار بورس است که دارای مدرک کارشناسی اقتصاد و کارشناسی ارشد مدیریت تجاری از دانشگاه فوردهام آمریکا است. او تجربیات 40 ساله خود در زمینه تحلیل تکنیکال را در کتاب‌های مختلفی منتشر کرده است که یکی از کتاب‌های پر فروش وی، کتاب تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی می‌باشد. این کتاب به مدت 10 سال بین کتاب‌های پر فروش در حوزه‌ی سرمایه‌گذاری در بازارهای بورس اوراق بهادار بوده و همچنین به زبان‌های مختلفی نیز ترجمه شده که همین موضوع نشان‌دهنده اعتبار این کتاب در کشورهای مختلف است.

بر اساس نظریه جان مورفی استفاده از یک روش و ابزار در تحلیل تکنیکال، به تنهایی نیاز معامله‌گر را برطرف نمی‌سازد و در واقع مسیر سود‌دهی را مشخص نمی‌کند. برای جلوگیری از بروز مشکلات کمتر، استفاده از چندین ابزار در تحلیل تکنیکال توصیه می‌شود که فرآیند سوددهی را نیز تسهیل می‌کند .

جوایز دریافتی جان مورفی

  • در سال 1992، اولین جایزه خود را از فدراسیون بین المللی تحلیلگران فنی، به منظور مشارکت برجسته در تحلیل فنی جهانی دریافت کرد.
  • در سال 2002، جایزه سالیانه انجمن فنی کارشناسان بازار را نیز دریافت کرد.

10 قانون طلایی جان مورفی

جان مورفی تجربیات خود در تحلیل تکنیکال را در قالب 10 قانون طلایی بیان کرده است:

  1. ترسیم روندها
  2. تشخیص روند ها و حرکت به سمت و سوی آن ها
  3. بازشناسایی حمایت و مقاومت ها در تحلیل تکنیکال
  4. سنجیدن اندازه عقب نشینی در تحلیل تکنیکال
  5. ترسیم خطوط
  6. دنبال کردن میانگین
  7. یادگیری چرخش‌ها
  8. بازشناسی علائم هشدار دهنده
  9. وجود یا عدم وجود یک روند
  10. بازشناسی علائم تأیید کننده

ترسیم روندها

روند، همان جهت حرکت قیمت سهم در بازار است که به لحاظ زمانی به سه دسته کوتاه­ مدت، میان­ مدت و بلندمدت تقسیم می­شود. یک روند کوتاه ­مدت می‌تواند بین چند دقیقه تا 3 هفته، یک روند میان­ مدت بین 3 هفته تا 3 ماه و روند بلندمدت از 3 ماه تا هر زمان مدنظر می­تواند طول بکشد.

برای تشخیص روند کلی سهم، در نظر گرفتن هر سه روند مذکور در کنار یکدیگر اهمیت دارد. بدین ترتیب، که در ابتدا روند بلندمدت سهم را بررسی کرده و سپس به بررسی و تحلیل نمودارهای میان ­مدت و کوتاه­ مدت سهم بپردازید. در واقع، روندهای میان­ مدت و کوتاه ­مدت جزئی معایب و مشکلات MACD از روندهای بلندمدت هستند که چشم­‌اندازی دقیق­تر از روند تغییر قیمت سهم را به نمایش می­گذارند.

تشخیص روندها و حرکت به سمت و سوی آن‌ها

از دیدگاه جان مورفی، روند قیمت یک سهم را به سه دسته صعودی، نزولی و خنثی می‌­توان تقسیم نمود. به منظور خرید درست سهم و در زمان مناسب، تشخیص این سه روند و اقدام به خرید در زمان درست اهمیت زیادی دارد.

به عنوان مثال، در صورتی که قصد خرید یک سهم را داشته باشید، باید در یک روند صعودی اما در قیمت پایین سهم را خریداری نموده و بالعکس در صورتی که قصد فروش یک سهم را داشته باشید، بهترین حالت فروش در بالاترین قیمت اما با یک روند نزولی است تا بتوانید بهترین منفعت را کسب کنید.

بازشناسایی حمایت و مقاومت ها در تحلیل تکنیکال

شناسایی نقاط حمایت و مقاومت سهم از جمله دیگر موارد مهمی است که در تحلیل تکنیکال باید مورد توجه قرار گیرد. نقاط حمایتی که معمولا کف قیمتی یک سهم هستند، بهترین نقطه خرید و نقاط مقاومتی که سقف قیمتی سهم هستند، بهترین نقطه فروش می­باشد. پس از شکستن یک نقطه اوج یا مقاومت سهم، آن نقطه تبدیل به نقطه حمایت در تغییرات بعدی قیمت می­شود. به همین ترتیب، زمانی که نقطه حمایتی سهم شکسته می­شود، تبدیل به یک نقطه مقاومتی جدید می­گردد.

سنجیدن اندازه عقب نشینی در تحلیل تکنیکال

در روندهای صعودی و نزولی (بولیش و بیریش) قیمت سهم، اصلاح قیمت رخ داده و بخشی از روند اصطلاحاً بازپس گرفته می‌­شود. اگر بخواهیم این اصلاح روند را به صورت درصدی بیان کنیم، معمولا حدود 50 درصد روند اصلاح می­شود. بطور کلی می­توان گفت، هر روند حداقل به میزان یک سوم و حداکثر به میزان دو سوم اصلاح می­شود.

درصدهای فیبوناچی شامل 38 درصد و 62 درصد نیز ارزشمند بوده و باید در نظر گرفته شوند. در هنگام بازگشت در روند صعودی، نقطه خرید اولیه در محدوده 33 تا 38 درصد سقف قیمت قبلی است .

ترسیم خطوط

کشیدن خطوط روند یکی از ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال است که بین دو نقطه کف یا دو نقطه سقف نمودار ترسیم می­شود. در صورتی که دو نقطه کف به هم وصل شود روند نمودار صعودی و اگر دو نقطه سقف به هم متصل گردد، روند نمودار نزولی خواهد بود. هنگامی که خطوط روند شکسته شوند، تغییر روند ایجاد می­شود.

یک خط روند معتبر باید حداقل سه مرتبه لمس شود. هر چه خط روند طولانی­تر و تعداد برخوردهای قیمت با آن بیشتر باشد، اعتبار خط روند بیشتر خواهد بود.

دنبال کردن میانگین

دنبال کردن میانگین متحرک از آن جهت اهمیت دارد که می­تواند سیگنال­های خرید و فروش مناسبی ارائه دهد. سیگنال زمانی ایجاد می­شود که میانگین متحرک کوتاه­مدت­تر میانگین متحرک بلندمدت­تر را می­شکند. این نمودارها نشان می­دهد که روند موجود هنوز برقرار است و یا در حال تغییر می­باشد. رایج­ترین روش پیدا کردن سیگنال­های معاملاتی، ترکیب دو میانگین متحرک است. برخی از رایجترین ها ترکیب 4 و 9، ترکیب 9 و 18، ترکیب 5 و 20 می­باشد.

یادگیری چرخش­‌ها

دنبال کردن اسیلاتورها به منظور مشخص نمودن نقاط اشباع خرید و فروش موثر هستند. زمانی که قیمت رشد و یا افت زیادی داشته باشد، به احتمال زیاد برگشتی اتفاق خواهد افتاد و اسیلاتورها این اخطار را می­دهند. دو مورد از مشهورترین آنها شاخص مقاومت نسبی (RSI) و نوسان‌ساز استوکاستیک (Stochastic) هستند که هر دو در مقیاس 0 تا 100 کار می کنند. هنگامی که RSI به بیش از 70 برسد، اشباع خرید و زمانی که به زیر 30 برسد، اشباع فروش صورت خواهد گرفت .

بیشتر معامله‌گران از بازه 14 روزه یا 14 هفته‌ای برای Stochastics و از بازه 9 روزه یا 9 هفته‌ای برای RSI استفاده می‌کنند.

این ابزارها درباره چرخش بازار هشدار می­دهند. سیگنال­های هفتگی به عنوان فیلتر سیگنال­های روزانه و سیگنال­های روزانه به عنوان فیلتر نمودارهای داخل روز می­توانند استفاده شوند .

بازشناسی علائم هشدار دهنده

MACD شاخصی است که شامل میانگین متحرک و یک اسیلاتور برای تشخیص نقاط اشباع خرید و فروش است و در نظر گرفتن آن به هنگام معامله اهمیت زیادی دارد . هنگامی که خط سریعتر به بالای خط کندتر عبور کند و هر دو خط زیر خط صفر باشند، سیگنال خرید صادر می­شود و بالعکس، سیگنال فروش زمانی صادر می­شود که خط سریعتر به پایین خط کندتر عبور کند و هر دو خط بالای خط صفر باشند. لازم به ذکر است که سیگنال­های هفتگی بر سیگنال­های روزانه مقدمند .

وجود یا عدم وجود یک روند

بررسی وجود یا عدم وجود روند در بازار اهمیت زیادی برای تصمیم­گیری دارد. نشانگر ADX یا Average Directional Movement Index به تعیین این موضوع که آیا روند بازار رو به رشد است و یا اینکه یک روند خنثی وجود دارد، کمک می­کند .

در صورتیکه خط ADX روندی رو به رشد داشته باشد، نشان‌دهنده یک روند پرقدرت احتمالی در بازار و در صورتیکه نزولی باشد، اغلب نمایانگر عدم وجود روند است. اگر خط ADX صعودی باشد باید از میانگین‌های متحرک استفاده کرد ولی اگر خط ADX نزولی بود، باید از اسیلاتورها بهره گرفت. بنابراین با رسم خط ADX و تشخیص مسیر آن، می‌توان سبک معامله مناسب در شرایط موجود بازار را تشخیص داد .

بازشناسی علائم تأیید کننده

افزایش حجم معاملات به عنوان عاملی تأییدکننده برای تحلیل‌­ها شناخته می‌­شود. در صورت وجود یک روند صعودی برای سهم، انتظار می‌­رود که حجم معاملات سهم نیز افزایشی باشد. بنابراین افزایش حجم در مقایسه با افزایش قیمت سهم اهمیت بیشتری داشته و نشان­‌دهنده این موضوع است که ورود سرمایه جدید از روند صعودی حمایت می­کند. در صورتیکه بجای افزایش حجم کاهش حجم داشته باشیم، نشانگر تغییر روند و آغاز روند نزولی خواهد بود.

دنلود رایگان کتاب تحلیل تکنیکال جان مورفی

جان مورفی کتاب "تحلیل تکنیکال بازارهای مالی" را در 596 صفحه به رشته تحریر در آورده است. با کلیک بر روی این لینک می‌توانید این کتاب را به رایگان دانلود و استفاده کنید.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI چیست؟

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI، یک اندیکاتور تکانه‌ای است. از این اندیکاتور برای اندازه‌گیری شدت حرکات بازار و تشخیص وضعیت اشباع خرید (Overbought) و اشباع فروش (Oversold) استفاده می‌شود. اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI، به عنوان یک نوسانگر (خطی که بین دو حد بالا و پایین نوسان می‌کند) نمایش داده می‌شود. این اندیکاتور می‌تواند در میان مقادیر ۰ و ۱۰۰ تغییر کند. این اندیکاتور توسط جی ولس وایلدر جونیور (J. Welles Wilder Jr) در سال ۱۹۷۸ معرفی شد. او این اندیکاتور را در کتاب خود با نام «مفاهیم جدید در تحلیل تکنیکال»، معرفی کرد.

معمولا اگر مقدار اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI، به مقادیر بالای ۷۰ برسد، گفته می‌شود که بازار در وضعیت اشباع خرید قرار دارد. در این هنگام انتظار می‌رود که بازار دچار برگشت شود. همچنین اگر مقدار اندیکاتور RSI به زیر ۳۰ نزول کند، گفته می‌شود که بازار در وضعیت اشباع فروش قرار دارد.

محاسبه اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI

با استفاده از فرمول‌های ریاضی تعبیه شده برای اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI، مقادیر این اندیکاتور محاسبه می‌شود. پس از تکمیل محاسبات در یک دوره مشخص، این اندیکاتور به صورت یک نوسانگر در میان دو حد پایین و بالا، رسم می‌شود.

در صورتی که اندازه و تعداد کندل‌های صعودی افزایش پیدا کند، میزان اندیکاتور RSI نیز افزایش پیدا می‌کند. به همین ترتیب، اگر اندازه و تعداد کندل‌های نزولی نیز افزایش پیدا کند، مقدار اندیکاتور RSI نزول خواهد کرد. در مرحله بعدی محاسبات، مقادیر به دست آمده هموارسازی می‌شوند. بنابراین، اندیکاتور RSI در روندهای بسیار قوی تنها نزدیک به مقادیر ۰ و ۱۰۰ می‌شود.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI

همانگونه که در نمودار بالا مشاهده می‌شود، اندیکاتور RSI می‌تواند در بازه‌های طولانی در ناحیه اشباع خرید باقی بماند، در حالی که قیمت دارایی مورد مطالعه نیز در یک روند صعودی به سر می‌برد. این اندیکاتور همچنین می‌تواند در حالی در وضعیت اشباع فروش باقی بماند، که بازار در یک روند نزولی به سر می‌برد. این امر می‌تواند سبب سردرگمی تحلیلگران تازه‌کار شود. اما یادگیری چگونگی استفاده از این اندیکاتور در روند‌ها، می‌تواند این مشکلات را برطرف کند.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI چه می‌گوید

روند اساسی بازار سهام یا هر دارایی دیگری، می‌تواند برای تایید اطلاعاتی که از اندیکاتور RSI دریافت می‌شود، مفید واقع شود. به عنوان مثال، کانستنس براون (Constance Brown)، تحلیلگر معروف بازار، این ایده را بنیان‌گذاری کرده است، که اگر در روند صعودی، بازار در حالت اشباع فروش قرار داشته باشد، مقدار RSI می‌تواند از ۳۰ بیشتر باشد. به همین ترتیب، اگر بازار در روند نزولی به سر ببرد و بازار در وضعیت اشباع خرید قرار داشته باشد، مقدار RSI می‌تواند از ۷۰ کمتر باشد.

همانگونه که در نمودار زیر مشاهده می‌شود، به هنگام روند نزولی، اندیکاتور RSI به جای سطح ۷۰، در نزدیکی سطح ۵۰ سقف‌هایی را ثبت کرده است. این علائم می‌توانند سرمایه‌گذاران را در استخراج سیگنال‌های نزولی یاری کنند. بسیاری از سرمایه‌گذاران دو خط افقی در سطوح ۳۰ و ۷۰ در نظر می‌گیرند، تا بتوانند به هنگامی که بازار دچار روند قوی است، سطوح اشباع را تشخیص دهند. تغییر سطوح اشباع خرید و اشباع فروش، در زمانی که قیمت یک دارایی در یک کانال افقی بلندمدت قرار دارد، معمولا بی‌مورد است.

یکی از راه‌های صحیح برای استفاده از سطوح اشباع خرید و اشباع فروش، تمرکز به روی سیگنال‌های معاملاتی و تکنیک‌هایی است که روند کنونی را تایید می‌کنند. به عبارتی دیگر، استفاده از سیگنال‌های صعودی در زمانی که بازار در روند صعودی به سر می‌برد، و استفاده از سیگنال‌های نزولی در زمانی که بازار در روند نزولی به سر می‌برد، می‌تواند سبب شود که از سیگنال‌های دروغینی که اندیکاتور RSI تولید می‌کند، دوری کنید.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI

سطوح مهم در اندیکاتور RSI

به طور کلی، زمانی که اندیکاتور RSI به بالای سطح افقی ۳۰ نفوذ کند، نشان‌دهنده یک سیگنال صعودی است. زمانی نیز که این اندیکاتور به زیر سطح ۷۰ نزول کند، نشان‌دهنده یک سیگنال نزولی است. به عبارتی دیگر، زمانی که مقدار اندیکاتور RSI به ۷۰ یا بالای آن نفوذ کند، نشان‌دهنده این است که قیمت این دارایی بیش از حد مورد انتظار است، و انتظار می‌رود که به زودی سقوط کند. و بالعکس، اگر مقدار اندیکاتور RSI به ۳۰ یا زیر آن نفوذ کند، نشان‌دهنده این است که ارزش یک دارایی، کمتر از حد مورد انتظار است و انتظار می‌رود که به زودی دچار یک روند صعودی شود.

به هنگامی که بازار دارای روند است، تغییرات اندیکاتور RSI در بازه‌های مشخصی صورت می‌گیرد. به عنوان مثال، در زمانی که بازار در یک روند صعودی است، مقدار اندیکاتور RSI بالای ۳۰ بوده و دائما به سطح ۷۰ برخورد می‌کند و باز می‌گردد. به همین شکل، زمانی که بازار در روند نزولی به سر می‌برد، به ندرت اندیکاتور RSI به بالای سطح ۷۰ می‌رود، و معمولا حدود ۳۰ یا پایینتر از آن قرار دارد. این‌ها می‌توانند به سرمایه‌گذاران در ارزیابی قدرت روند‌ها و نقاط احتمالی برگشت در بازار، کمک کنند. به عنوان مثال، اگر اندیکاتور RSI در حالی که بازار در یک روند صعودی است، در طی چندین افت و خیز نتواند به سطح ۷۰ برسد، و به زیر ۳۰ سقوط کند، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که روند ضعیف شده است و می‌تواند دچار برگشت شود.

عکس این موضوع نیز در طی روندهای نزولی صادق است. اگر در یک روند نزولی، اندیکاتور RSI نتواند به سطح ۳۰ یا زیر آن نفوذ کند، و به بالای ۷۰ برسد، می‌توان گفت که روند نزولی ضعیف شده است و می‌تواند دچار برگشت شود. خطوط روند و میانگین‌های متحرک (moving average) نیز می‌توانند برای تشخیص روندها در کنار اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI مورد استفاده قرار بگیرند.

نمونه‌ای از واگرایی در اندیکاتور RSI

واگرایی در جهت افزایش قیمت زمانی اتفاق می‌افتد که اندیکاتور RSI در ناحیه اشباع فروش قرار دارد. در این حین، اندیکاتور RSI کف‌هایی بالای کف شکل می‌دهد، در صورتی که نمودار قیمت در حال شکل‌دهی کف‌هایی پایین کف‌های قبلی است. این اتفاق می‌تواند حاکی از این باشد که تکانه صعودی بازار در حال افزایش است، و اگر اندیکاتور RSI بتواند ناحیه اشباع فروش را بشکند، به عنوان یک سیگنال برای خرید مورد استفاده قرار گیرد.

واگرایی در جهت کاهش قیمت نیز زمانی صورت می‌گیرد که اندیکاتور RSI در ناحیه اشباع خرید باشد. در همین حین، اگر اندیکاتور RSI سقف‌هایی زیر سقف‌های قبلی، و نمودار قیمتی سقف‌هایی بالای سقف‌های قبلی شکل معایب و مشکلات MACD دهد، می‌توان گفت که واگرایی در جهت کاهش قیمت صورت گرفته است.

همانگونه که در نمودار زیر مشاهده می‌شود، زمانی که اندیکاتور RSI کف‌های بالاتری را ایجاد کرد و نمودار قیمت، کف‌های پایینتری را ایجاد کرد، یک واگرایی در جهت افزایش قیمت شکل گرفت. این سیگنال، یک سیگنال معتبر بود، اما واگرایی‌ها در زمان‌هایی که قیمت یک دارایی در یک روند بلند‌مدت باثبات قرار دارد، کمیاب هستند. اگر سطوح اشباع خرید و اشباع فروش را انعطاف‌پذیر انتخاب کنید، می‌توانید سیگنال‌های معاملاتی بیشتری از این اندیکاتور استخراج کنید.

مثال لغو سویینگ در اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI

یکی دیگر از تکنیک‌های معاملاتی، رفتار اندیکاتور RSI را در زمانی که از نواحی اشباع خرید یا اشباع فروش بازمی‌گردد، بررسی می‌کند. این سیگنال را با نام لغو سویینگ (Swing rejection) صعودی می‌شناسند، که دارای ۴ قسمت است:

  1. نفوذ اندیکاتور RSI به منطقه اشباع فروش
  2. برگشت اندیکاتور RSI به زیر سطح ۷۰
  3. شکل‌دهی یک سقف دیگر توسط اندیکاتور RSI در زیر سطح اشباع فروش
  4. شکست کف قبلی توسط اندیکاتور RSI

همانطور که در نمودار زیر مشاهده می‌شود، اندیکاتور RSI در ناحیه اشباع فروش قرار داشت، سپس به بالای ۳۰ بازگشت. بعد از آن، یک کف بالای سطح اشباع فروش شکل داد و در آخر برای تایید سیگنال، سقف قبلی خود را شکست. استفاده از اندیکاتور RSI با این روش، بسیار شبیه به کشیدن خطوط روند به روی نمودار قیمتی است.

همانند واگرایی، سیگنال لغو سویینگ نیز می‌تواند در جهت نزولی نیز اتفاق بیافتد. یک سیگنال لغو سویینگ نزولی نیز دارای ۴ قسمت است:

  1. نفوذ اندیکاتور RSI به منطقه اشباع فروش
  2. برگشت اندیکاتور RSI به زیر سطح ۷۰
  3. شکل‌دهی یک سقف دیگر توسط اندیکاتور RSI در زیر سطح اشباع فروش
  4. شکست کف قبلی توسط اندیکاتور RSI

نمودار زیر یک سیگنال لغو سویینگ نزولی را نشان می‌دهد. همانند اکثر تکنیک‌های معاملاتی، این سیگنال نیز زمانی معتبر تلقی می‌شود که توسط روند بلندمدت تایید شود. سیگنال‌های نزولی در حین روندهای بلندمدت نزولی، معتبرتر هستند.

تفاوت‌های بین اندیکاتور RSI و اندیکاتور MACD

اندیکاتور MACD یکی دیگر از اندیکاتورهایی است که می‌توان قدرت روندها را با استفاده از آن ارزیابی کرد. این اندیکاتور، رابطه موجود میان دو میانگین متحرک را نشان می‌دهد. اندیکاتور MACD حاصل تفریق میانگین متحرک نمایی ۲۶ دوره‌ای (Exponential moving average) از میانگین متحرک نمایی ۱۲ دوره‌ای است.

میانگین متحرک نمایی ۹ دوره‌ای نیز با عنوان خط سیگنال در اندیکاتور MACD شناخته می‌شود. این خط می‌تواند به ایجاد سیگنال‌های معاملاتی با استفاده از اندیکاتور MACD کمک کند. معامله‌گران ممکن است زمانی که اندیکاتور MACD به بالای خط سیگنال صعود می‌کند، معاملات فروش باز کنند و زمانی که به زیر آن نزول می‌کند، معاملات خرید اتخاذ کنند.

اندیکاتور RSI به این منظور طراحی شده است که تشخیص دهد، که یک دارایی در وضعیت اشباع خرید قرار دارد یا اشباع فروش. این اندیکاتور، این کار را با توجه به حرکات قیمتی اخیر بازار انجام می‌دهد. اندیکاتور RSI با استفاده از متوسط تغییرات قیمتی در یک بازه زمانی مشخص، محاسبه می‌شود. بازه زمانی پیشفرض برای محاسبه اندیکاتور RSI، بازه ۱۴ دوره‌ای است. مقادیر این اندیکاتور نیز از ۰ تا ۱۰۰ تغییر می‌کند.

اندیکاتور MACD رابطه میان دو میانگین متحرک نمایی را اندازه‌گیری می‌کند، در حالی که اندیکاتور RSI تغییرات قیمت کنونی را در مقایسه با تغییرات قیمت گذشته بازار، ارزیابی می‌کند. این دو اندیکاتور معمولا در کنار یکدیگر استفاده شده تا بتوانند تصویر دقیق‌تری را از بازار ترسیم کنند.

این دو اندیکاتور، میزان قدرت روند قیمت یک دارایی را محاسبه می‌کنند. با این حال، آن‌ها با استفاده از عوامل مختلفی این ارزیابی را انجام می‌دهند. بنابراین، نتایجی که از این دو اندیکاتور به دست می‌آیند، می‌توانند متناقض نیز باشند. به عنوان مثال، اندیکاتور RSI می‌تواند به بالای سطح ۷۰ نفوذ کند و نشان دهد که بازار در وضعیت اشباع خرید است.

در همین حین، ممکن است اندیکاتور MACD نشان دهد که میزان خرید همچنان در حال افزایش است. هر کدام از این دو اندیکاتور ممکن است سیگنالی مبنی بر تغییر روند ایجاد کنند.

محدودیت‌های اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI قدرت روندهای نزولی و صعودی را اندازه‌گیری می‌کند، و آن را با استفاده از یک نوسانگر در زیر نمودار قیمتی، نمایش می‌دهد. همانند اکثر اندیکاتورهای تحلیلی، سیگنال‌های به دست معایب و مشکلات MACD آمده از اندیکاتور RSI نیز زمانی از اعتبار بیشتری برخوردار هستند که در راستای روند بلندمدت بازار باشند.

سیگنال‌های بازگشت واقعی بسیار کمیاب بوده و به سادگی نمی‌توان آن‌ها را از سیگنال‌های دروغین متمایز کرد. به عنوان مثال، یک سیگنال دروغین می‌تواند زمانی اتفاق بیافتد که اندیکاتور RSI حاکی از شروع روند صعودی باشد، اما در همان حین بازار به سمت پایین سقوط کند.

از آنجایی که این اندیکاتور می‌تواند تکانه بازار را نشان دهد، می‌تواند در زمانی که یک روند قدرتمند در جریان است، به مدت طولانی در ناحیه اشباع خرید یا اشباع فروش نیز باقی بماند. بنابراین، اندیکاتور RSI زمانی کارآمد است که بازار نوسانی بوده و حرکت آن متشکل از حرکت‌های صعودی و نزولی پیاپی است.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کند؟

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی RSI ابزاری است که، معامله‌گران با استفاده از آن سعی می‌کنند جهت حرکت قیمت یک دارایی را تشخیص دهند. ایده اصلی اندیکاتور RSI این است که، سرعت تغییرات میزان خرید و فروش را در بازار اندازه‌گیری کند. سپس این اندیکاتور، نتایج به دست آمده را در مقیاس ۰ تا ۱۰۰ رسم می‌کند. اگر مقدار این اندیکاتور به زیر سطح ۳۰ سقوط کند، معمولا به این معنی است که بازار در حالت اشباع خرید قرار دارد. به همین شکل، زمانی که اندیکاتور RSI به بالای سطح ۷۰ نفوذ کند نیز بدین معنی است که بازار در وضعیت اشباع خرید است. معامله‌گران معمولا نوسانگر RSI را در زیر نمودار قیمتی قرار می‌دهند، تا بتوانند تغییرات آن را با تغییرات نمودار قیمتی مقایسه کنند.

سیگنال خرید به دست آمده از اندیکاتور RSI

برخی معامله‌گران زمانی که اندیکاتور RSI یک دارایی به زیر سطح ۳۰ نزول می‌کند، آن را یک سیگنال خرید به حساب می‌آروند. به این دلیل که در حال حاضر دارایی در ناحیه اشباع فروش قرار دارد، و به زودی دچار بازگشت می‌شود. با این حال، اعتبار این سیگنال بستگی به شرایط دیگر نیز دارد. اگر قیمت این دارایی در یک روند نزولی باشد، آنگاه ممکن است بازار برای مدت نه‌چندان کوتاهی در ناحیه اشباع فروش باقی بماند. در این حالت، معامله‌گران ممکن است خرید خود را به تعویق بیاندازند، تا ببینند چه عوامل دیگری سیگنال معاملاتی به دست آمده را تایید می‌کنند.

تفاوت دو اندیکاتور MACD و RSI

اندیکاتور RSI و MACD هر دو به معامله‌گران در درک فعالیت‌های اخیر بازار کمک می‌کنند. اما این دو اندیکاتور این کار را از راه‌های گوناگونی انجام می‌دهند. در اصل، اندیکاتور MACD با هموارسازی تغییرات اخیر بازار و مقایسه آن با خط روند میان‌مدتی، این کار را انجام می‌دهد. سپس معامله‌گران می‌توانند معاملات خود را بر اساس تغییر مکان خط روند کوتاه‌مدت نسبت به خط روند بلندمدت انجام دهند.

4 اشتباه عمده معامله گران فارکس

4 اشتباه عمده معامله گران فارکس

برای اینکه معامله گر بهتری در بازار فارکس باشید، یا به طور کلی فرد بهتری باشید، باید چیزهای زیادی یاد بگیرید. یادگیری موارد زیاد به این معنی است که باید چیزهایی را امتحان کنید که قبلاً انجام نداده اید، که البته با خطر اشتباه کردن نیز همراه است.

نه تنها با انجام اشتباهات خود یاد خواهید گرفت، بلکه می توانید اشتباهات افراد دیگری را نیز مطالعه کنید که همان چیزهایی را که شما امتحان می کنید، انجام داده اند. در اینجا، به چند اشتباه رایج معامله گران فارکس اشاره می کنیم.

معامله بیش از حد

معامله بیش از حد زمانی اتفاق می افتد که معامله گر اصرار دارد که در حال حاضر فرصت های بهتری وجود دارد، اما حقیقت این است که هیچ فرصتی وجود ندارد. این اشتباه بیشتر برای معامله گران جدید اتفاق می افتد، که کاری جز معامله پی در پی نمی توانند انجام دهند. اتفاقی که می افتد این است که آنها معامله ای را انجم می دهند که به خوبی انجام نمی شود و در نهایت به ضرر منجر می شود.

معاملات بیش از حد می تواند از انجام معاملات زیاد در یک زمان و با استفاده از مارجین بیش از حد شروع شود.

استفاده از اهرم بسیار زیاد

استفاده از اهرم و معامله با استفاده از مارجین دو مورد از بهترین و بزرگترین مزایا در معاملات فارکس هستند.

چگونه استفاده از اهرم می تواند اشتباه باشد؟ اشتباه زمانی زخ می دهد که معامله‌گران از اهرم بیش از حد استفاده می‌کنند. مانند آنچه مردم همیشه می گویند، استفاده بیش از حد از هر چیزی بد است، و این مسئله در معاملات فارکس نیز صدق می کند.

“استفاده از اهرم بیش از حد” به چه معناست؟ استفاده از اهرم بیش از حد زمانی روی می دهد که موجودی حساب شما کم است، اما معامله بزرگی انجام می دهید. اگر بازار معایب و مشکلات MACD فارکس بر خلاف موقعیت فعلی شما حتی با مقدار کمی حرکت کند، می تواند منجر به زیان های بزرگی شود که ممکن است جبران آن دشوار باشد.

پیش بینی بدون مبنای مناسب

این اتفاق معمولاً برای معامله‌گران جدید می‌افتد: آنها سعی می‌کنند جفت‌هایی را مشخص کنند که فکر می‌کنند رونق می گیرند و به سمت دیگری حرکت می‌کنند. پیشپیری از این مسئله بسیار دشوار است. حتی معامله‌گران حرفه‌ای هم برای پیش‌بینی مشکل دارند؛ بنابراین، معامله‌گران تازه کار و آماتور باید قبل از چنین اقدامی، به دقت فکر کنند.

فریب ادعاهای دلالان یا سیستم های “خطاناپذیر” را نخورید

معامله گران تمایل دارند تا بیشتر وقت ارزشمند خود را برای جستجوی «سیستمی عالی» مصرف کنند. مشکل این است که هیچ سیستمی وجود ندارد. در نهایت، با سیستم‌هایی مواجه می‌شوید که چالش‌ها و موانعی خواهند داشت. شما فقط باید با محدودیت هایی زندگی کنید که یکی دو چیز را نیز به شما می آموزد.

سیستم هایی که آنها به صورت آنلاین تبلیغ می کنند، معمولاً فقط ابزاری برای جمع آوری پول بیشتر هستند. کاری که باید انجام دهید، این است که از سیستمی استفاده کنید که بهترین عملکرد را برای شما دارد. اگر این سیستم بیشتر کارهایی را که شما نیاز دارید، انجام می دهد، می تواند همان چیزی باشد که شما نیاز دارید.

اشتباهات طبیعی هستند. کاری که باید انجام دهید این است که از آنها بیاموزید تا از ارتکاب اشتباهات مشابه جلوگیری کنید. به یاد داشته باشید، شما در اینجا پولی را که به سختی به دست آورده اید، به خطر می اندازید. اطمینان حاصل کنید که آن را تنها به دلیل اشتباهی که می شد از آن جلوگیری کرد، از دست نداده اید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.